سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    ما در دورانی به سر می‌بریم، که تولیدی اقتصادی و کاهش مصرف سوخت، هر روز بیشتر از دیروز، از اولویت‌های خودروسازان محسوب می شود. چه بخواهیم چه نخواهیم این مسئله دامن گیر بسیاری از خودروسازان دنیا خواهد شد. چه لامبورگینی باشد و چه فورد موستانگ.

    در دنیای امروز اغلب خودروسازان تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند که از اعداد حجم موتور های خود کم کنند. دقت کنید که دیگر این منطقی ژاپنی نیست.  آنچه در نهایت همه به آن خواهند رسید این است که موتورهای خودروها باید روز به روز حجم خود را کمتر و کمتر کنند. به خوبی می دانید که پر استفاده ترین موتور در دوران کنونی موتور های چهار سیلندر هستند. اما با کاهش بیش از پیش حجم موتور برای خودروهای چهار سیلندر، اتفاقی که می‌افتد این است که ممکن است در ادامه این روند کاهش حجم، به این نتیجه برسیم که باز هم یک سیلندر اضافه است! و در تعداد سیلندرها به عدد ۳ برسیم. بهتر می دانید که خودروهای سه سیلندر استفاده محدودی دارند و برای مصارف شخصی و محدود در دنیا استفاده می شوند. در نتیجه ایده ی یک خودروی سه سیلندر اسپرت تا حد زیادی چالش برانگیز است. پس با ما همراه باشید تا ببینیم آیا صنعت مهندسی دنیا، توانسته از پسِ آن برآید یا خیر.

    Honda S660

    اگرچه دیگر هیچ خودرویی همچون هوندا s۲۰۰۰ دوست‌داشتنی تولید نخواهد شد اما از سال ۲۰۱۵ هوندای ژاپنی خودروی s۶۶۰ که همچون s۲۰۰۰ یک محصول دو نفره است را تولید کرده است. جانشین اس ۲۰۰۰ خیلی شبیه به پدربزرگ خود نیست و حتی از آن بسیار کوچکتر و سبکتر است. سبکی و کوچکی S660 آنقدری تاثیر گذار است که موتور سه سیلندر هم به راحتی از پس این خودرو بر آید.

    در واقع اس660 به قدری سبک است که یک موتور ۶۶۰ سی‌سی توربوشارژ سه سیلندر تمام نیازهای آن را برطرف میکند. موتوری که با توان خروجی تنها ۶۳ اسب بخار که قدرت قابل توجهی نیست و گشتاور تولیدیِ اندکی بیشتر یعنی به اندازه 104 نیوتن متر کاملا کافی به نظر می رسد. دقت کنید که طول بسیار اندک اس ۶۶۰ باعث می شود که از مزدا میاتا نیز 20 اینچ کوتاه تر باشد.

    با این وجود شاید نتوانید باور کنید اما ۶۶۰ خودروی بسیار کوچک و فوق العاده ای است. به لطف گیربکس شش سرعته دستی آن، لذت رانندگی قابل توجهی نیز دارد. در ضمن شما می توانید سقف این خودرو را جمع کنید و از هوای آزاد نهایت لذت را ببرید.

    Smart Roadster

    خودروی بعدی این لیست اسمارت رودستر است. اسمارت رودستر تقریباً وضعیتی مشابه با هوندا s۶۶۰ دارد. خودرو کوچکی که در سه سال اول تولید خود یعنی ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ از آن استقبال نشد و حتی در این 3 سال، هیچ گاه به بازار ایالات متحده آمریکا راه نیافت. اما کمی پس از آن شاهد پیشرفت چشمگیر این خودرو بودیم. رودستر رفته رفته پیشرفت کرد و دو نسخه کروک و کوپه این خودرو به بازار عرضه شد. اما آنچه در اینجا برای ما اهمیت دارد موتور کوچک سه سیلندر رودستر است.

    این موتور تنها ۶۹۸ سی‌سی حجم دارد. اما به لطف توربوشارژ توان تولید ۶۰ اسب بخار قدرت را دارد. رودسترِ موتور وسط (موتور آن در انتهای خودرو قرار دارد)، خودروی دوست داشتنی است که رانندگی با آن می تواند تجربه جالبی باشد. نکته ای که دانستن آن خالی از لطف نیست این است که تیونینگ باراباس یک ورژن از  اسمارت رودستر را عرضه کرده است که ۱۰۰ اسب بخار توان دارد. این خودرو مجهز به سیستم تعلیق پیشرفته تری است که ارتفاع آن نیز کاهش یافته، همینطور رینگ های ۱۷ اینچی و یک اگزوز دوست داشتنی دوگانه نیز در انتهای آن نصب شده است .جالب تر آن که کانسپتی دیگر از باراباس نیز از این خودرو ارائه شد که هیچوقت به محصول نهایی تبدیل نشد. پاراباس برای کانسپت این رودستر کوچک، موتوری V6 در نظر گرفت که در واقع از ترکیب دو موتور کوچکِ سه سیلندرِ اسمارت رودستر ساخته شده بود.

    Daihatsu Copen

    دایهاتسو کوپن نیز مانند اسمارت، در حالت اولیه یک خودرو کِی (Kei Car) به حساب می آید؛ برای دوستانی که نمیدانند کی کار چیست، کی کار یک سگمنت ژاپنی است که به خودروهای درون‌شهری و با ابعاد کوچک گفته میشود. اما اولین نسل این خودرو در بازار خارج از ژاپن به همراه یک موتور قدرتمند تر به فروش رسید. به هر حال خودرویی که در این لیست قرار دارد دومین نسل از دایهاتسو کوپن است که در سال ۲۰۱۴ تولید شده و به یک موتور سه سیلندر کوچک ۶۵۸ سی‌سی توربوشارژ مجهز است که می تواند ۶۳ اسب بخار قدرت و 92 نیوتن متر گشتاور تولید کند. قدرت تولیدی این خودرو به کمک یک گیربکس ۵ سرعته دستی و یا یک گیربکس اتوماتیک سی وی تی به چرخ های جلو منتقل می شود.

    Melkus RS1000

    اگر شما هم با دیدن تصاویر rs1000 برای اولین بار آن را با نسخه کلاسیک لامبورگینی اشتباه گرفته اید، کاملا حق دارید؛ چرا که دقیقا سه سال پس از تولید میورا این خودرو در سطح جهانی عرضه شد. در نگاه اول ملکوس RS1000 ممکن است با لامبورگینی میورا اشتباه گرفته شود.

    آنچه که تفاوت بین میورا و rs1000 را مشخص می‌کنند آن چیزی است که در زیر کاپوت آنها نهفته است. برخلاف لامبورگینی که یک موتور بسیار حجیم ۱۲ سیلندر خورجینی در خود جای داده، ‏rs1000 یک موتور سه سیلندر کوچک با حجم ۹۹۲ سی سی در اختیار دارد که تنها می تواند 68 اسب بخار قدرت و 117 نیوتن متر گشتاور آزاد کند. با این وجود، ‏rs1000 می تواند به سرعت ۱۶۸ کیلومتر بر ساعت برسد که علت آن نیز استفاده از بدنه فیبر گلس است. این خودرو دقیقا در بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹ یعنی به مدت ۱۰ سال به تعداد ۱۰۱ عدد تولید شد و پرونده‌اش برای همیشه مختومه ماند.

    Honda Beat

    محصول بعدی که هم ژاپنی است و هم در دسته ی کِی کار ها قرار می گیرد و همینطور تا حد زیادی، به هوندا s۶۶۰ شباهت دارد و از زاویه ای دیگر پدربزرگ آن محسوب می شود؛ هوندا بیت است. هوندا بیت در بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ تولید شده است و به عنوان محصولی نمادین در دهه ۹۰ شناخته می شود. موتور کوچک سه سیلندر بیت با ۶۵۶ سی سی حجم، در وسط خودرو قرار داشته و می‌تواند ۶۳ اسب بخار توان را در اختیار راننده بگذارد. بیت می‌تواند در حد سایز و اندازه خودش سرعت قابل قبولی را به دست بیاورد. هرچند که این سرعت به شکل الکترونیکی در ۱۳۵ کیلومتر محدود می شود.

    باید پذیرفت که هوندا بیت به عنوان یک محصول اسپرت کوچک، نه تنها قابل قبول، بلکه بسیار جذاب و دوستداشتنی است. (دهه 90 میلادی)

    آنچه که عمدا بیت را بیش از پیش محبوب ساخت، گیربکس اسپرتِ دستی آن، در کنار دیفرانسیل عقب بودن آن بود.

    Suzuki Cappuccino

    خودروی بعدی سوزوکی کاپوچینو است که در بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۷ به عنوان یک خودروی ژاپنیِ دهه 90، در بازار اروپا نقش قابل توجهی را پیدا کرده و در آن زمان به شکل خودرویی کروک و دو نفره با سایز بسیار کوچک شناخته می‌شد. اگر چه احتمالا با توجه به خودروهای معرفی شده تا به اینجا شما می توانید مشخصات این خودرو را حدس بزنید، اما ما نیز یادآوری می‌کنیم که کاپوچینو مجهز به موتور سه سیلندر با ۶۵۷ سی سی حجم است که تمام توان تولید این موتور به محور عقب آن منتقل می شود. این سوزوکی کوچک در زمان تولید می توانست در حدود ۶۳ اسب بخار قدرت تولید کند. ترمزهای دیسکی، سیستم فرمان برقی و دیفرانسیل ضد قفل، از مشخصه های سوزوکی کاپوچینو است که نمی توان از آن به سادگی عبور کرد.

    Autozam AZ-1/Suzuki Cara

    تا به اینجا، اکثر لیست در دست ژاپنی ها بوده است. این خودرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که سوزوکی کارا بهترین خودروی سگمنت کِی در بین ژاپنی هاست. کارا که در دهه ۹۰ میلادی عرضه شد گرچه خودرویی ساخته شده توسط مزدا بود، اما به نام سوزوکی فروخته می شد و بهتر است که آنرا محصول مشترک این دو شرکت خودروساز ژاپنی بدانیم (موتور خودرو ساخت سوزوکی است). تریم مزدای این خودرو مجهز به اسکوپ کاپوت و همینطور یک اسپویلر بسیار بزرگ در عقب خودرو بوده که البته کاملاً واضح است که این اسپویلر تحت تاثیر فراری F40 تعبیه شده است.

    نقطه عطف این خودرو درب های آن بود که به شکل عمودی باز و بسته می شدند. باید بپذیریم که برای خودروی کوچکی همچون کارا، این درب ها واقعا دوست داشتنی است و جلب توجه بسیاری می کند. با این وجود همانطور که می توان پیش بینی کرد این خودرو موتور کوچک سوزوکی با ۶۵۷ سی سی حجم را در خود جای داده بود که به لطف توربوشارژر می‌توانست ۶۳ اسب بخار قدرت را تولید کند.

    BMW i8

    سه سیلندر

    کاملا واضح است که برای اکثر شما خوانندگان عزیز، بی ام و i8 یعنی آخرین خودروی ما در این لیست، تنها خودروی اسپرتی است که می‌توانیم از آن به عنوان یک خودروی اسپرت واقعی صحبت کنیم. به علاوه تمامی خودرو های این لیست به غیر از i8، به عنوان خودروهای بسیار کوچک و کامپکت شناخته می‌شوند و به خصوص این که مشخصه اصلی آنها موتوری ضعیف و پیشرانه ای نه چندان جذاب می باشد. واقعیت آن است که هیچ کدام از خودروهایی که پیش از این نام بردیم، همانند i8 مجهز به یک پیشرانه ی الکتریکی نبوده‌اند.

    i8 بعد از M1 به عنوان تنها خودروی موتور وسط بی ام و شناخته می‌شود. موتور سه سیلندر یک و نیم لیتری i8، مجهز به توربو شارژ است و می‌تواند ۲۲۸ اسب بخار توان و 442 نیوتن متر گشتاور را تولید کند. تلاش این موتور به چرخ های عقب منتقل می شود و دو موتور الکتریکی با ۱۳۱ اسب بخار قدرت، توان تولیدی خود را به چرخ های جلو منتقل می کنند. در نتیجه مجموعا این موتورها می توانند به ۳۶۹ اسب بخار قدرت برسد.

    به لطف باتری های قوی و بدنه فیبر کربن مصرف سوخت  i8 بسیار بسیار کم است و علاوه بر آن، شتاب صفر تا صد خودروی مذکور نیز معادل چهار و نیم ثانیه  است. پیروزی i8 و اختلاف قابل توجه آن با خودروهای دیگر این لیست نکته اصلی ماجرا نیست در واقع این نکته که میتوان با حجم موتور کم و سه سیلندر به نتایج بسیار قابل قبولی دست یافت نتیجه اصلی و با اهیمت ماجراست.

    خودروی هیبریدی بی ام و تمام ویژگی های یک خودروی اسپرت، لوکس و مدرن را دارد علاوه بر آن می تواند برای تمامی خودروهای سه سیلندری که پس از او زاده خواهند شد یک الگوی بسیار خوب باشد. بی ام و برای تولید این محصول خوب همواره مستحق تحسین و احترام خواهد بود چراکه نگرش و شهامت او با تولید i8، بر تمامی خودروسازان هم عصرش تاثیر خواهد گذاشت.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید

    دانلود آهنگ مهدی مقدم به نام کینه ندارم

    در این پست می توانید آهنگ مهدی مقدم کینه ندارم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ مهدی مقدم کینه ندارم

    Download New Song By  Mehdi Moghaddam Called Kineh Nadaram

    خواننده نام آهنگ شاعر دسته بندی
    مهدی مقدم کینه ندارم سینا گلزار آهنگ غمگین

     

    نوشته دانلود آهنگ مهدی مقدم کینه ندارم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    بسیاری از ما بازیگری در هالیوود را رویایی ترین شغل جهان می دانیم. آن طور که ما می بینیم، بازیگران هالیوود برای جا زدن خود به جای شخصیت های فیلم مبالغ هنگفتی دستمزد دریافت می کنند، هزاران طرفدار در سراسر دنیا برای آن ها هورا می کشند و دریافتی آن ها به حدی است که می توانند چندین سال استراحت کرده و ولخرجی کنند. اما در کنار این موضوعات ظاهراً خوشایند، حالت های ناخوشایندی نیز وجود دارد. برای مثال این که دائماً تحت نظر پاپاراتزی ها باشید، در مورد رنگ لباس تان یا نوشته روی آن مجبور به پاسخگویی به رسانه ها شوید و این که خصوصی ترین مسایل زندگی تان و بویژه روابط عاشقانه شما همیشه نقل محافل رسانه ای باشد بسیار ناخوشایند است.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این شرایط چنان آزار دهنده است که اگر جلب توجه کردن و در کانون حرف و حدیث رسانه ای بودن را نمی پسندید به هیچ عنوان نباید به سراغ بازیگری بروید. اما واقعیت این است که هنر بی نقص تنها از طریق رنج کشیدن میسر می شود و بسیاری از بازیگرانی که در ادامه به آن ها اشاره شده از طریق همین رنج کشیدن سهمی بزرگ در تولید برخی از بهترین فیلم های تاریخ سینما داشته اند. همه می دانند که کار کردن روی فیلم مبتنی بر ساعت ها کار خسته کننده در طول روز و برداشت های تکراری فراوان است اما برخی از بازیگران شرایطی را در حین فیلم برداری تجربه کرده اند که نه تنها به کاری خوشایند و دوست داشتنی نمی ماند بلکه به یک شکنجه طولانی و بسیار دردناک شبیه است.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این بازیگران شرایطی را تحمل کرده اند که یک فرد عادی با دیدن آن ها خیلی زود ترجیح می داد این حرفه را رها کند. می توانید آن ها را دیوانه بخوانید اما تعهد بازیگری و هنری چیزی است که باعث شده این بازیگران در حین فیلمبرداری یک فیلم خاص شرایطی مانند یک شکنجه واقعی را تحمل کرده و البته در نهایت پاداش آن را نیز دریافت کنند.

    ۱- پیتر ولر در فیلم «پلیس آهنی»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    پیتر ولر دوران حرفه ای بسیار موفقی در سینما و تلویزیون داشته است اما همه او را با نقش الکس مورفی یا همان «پلیس آهنی» (RoboCop) می شناسند. اما ساخت این فیلم کلاسیک و موفق در سال ۱۹۸۷ بدون دردسر و زحمت نبود. لباس مخصوص ولر در این فیلم خیلی دیر توسط طراحان به او تحویل داده شد به نحوی که وی مجبور بود حرکات پس از تبدیل شدنش به مرد آهنی را بدون در اختیار داشتن این لباس تقلید کند. وقتی که این لباس آماده و به او تحویل داده شد مشخص گردید که این مدت وقتشان را تلف کرده اند زیرا پوشیدن آن به طور کامل ۱۰ ساعت زمان می برد و در درون لباس، ولر هیچ حرکتی نمی توانست بکند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    تنها یک برداشت با این لباس گرفته شد تا این که همه اعضای تیم تولید فیلم به این نتیجه رسیدند که کار با چنین لباس خاصی غیرممکن است. درگیری ها بین کارگردان، نویسنده و کمپانی سازنده فیلم بالا گرفت به نحوی که رییس استودیو اوریون پیکچرز تهدید کرد که در صورت پیدا نشدن راهی برای حل این مشکل، ساخت فیلم به کلی متوقف خواهد شد. در نهایت با پیشنهاد ولر، طراح اصلی لباس فرا خوانده شد و در مدت یک هفته مشکل لباس مخصوص پلیس آهنی حل شد. دو هفته دیگر صرف طراحی حرکات مختلف شخصیت پلیس آهنی شده و نحوه اجرای آن ها به ولر آموزش داده شد.

    بیشتر بخوانید: نادیده گرفته‌شدگان؛ ۱۰ بازیگر هالیوودی که سال‌ها جایزه اسکار از آن‌ها دریغ شد [قسمت دوم]

    ۲- لئوناردو دی کاپریو در «از مرگ بازگشته»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    سختی ها و رنج هایی که بازیگران فیلم «از مرگ بازگشته» (The Revenant) ساخته آلخاندرو ایناریتو کشیدند فراتر از حد تصور است زیرا کارگردان کمال گرا و سرسخت فیلم تصمیم گرفته بود که فیلم را در نقطه ای دوردست در آلبرتا، کانادا فیلم برداری کند، جایی که دمای هوا به ندرت به بالای صفر درجه می رسید. پیش از انتشار فیلم، گزارش شد که ارتباط ناکافی و نامناسب بین تهیه کنندگان و اعضای تیم تولید باعث تاخیرهای بسیاری در شروع فیلم برداری شده بود. بسیاری از آن ها آمادگی شرایطی که در این لوکیشن دورافتاده و یخ زده حکمفرما بود را نداشتند. بدین ترتیب ایناریتو به دلیل از کار افتادن دوربین ها در هوای سرد مجبور شد بیش از ۵ هفته فیلم برداری ها را متوقف کند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    شرایط آب و هوایی برای همه اعضای تیم سازنده طاقت فرسا بود اما هیچ یک به اندازه لئوناردو دی کاپریو متحمل شکنجه نشد. بعد از این که شخصیت او در فیلم توسط یک خرس خشمگین مورد حمله قرار گرفت، وی مجبور شد تمامی صحنه های درگیری با خرس را با پوشیدن ۴۷ تکه متفاوت از گریم که کامل کردن آن ها روی صورت و بدنش به تنهایی ۵ ساعت زمان می برد بازی کند. پوست خرسی که وی در فیلم به تن دارد خیس شده و در اثر سرما یخ می بست، بدین ترتیب دی کاپریو دائماً با مشکل سرما و از دست رفتن گرمای بدنش به حدی خطرناک مواجه بود. در این میان شاید بدترین شکنجه او این بود که مجبور شد جگر یک گاومیش را به صورت  خام در برابر دوربین بخورد و این اتفاق بعد از آن افتاد که جگر دست ساز آن چیزی که کارگردان می خواست از آب درنیامد.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    خوردن جگر خام گاومیش برای هیچ کسی خوشایند نیست اما برای دی کاپریویی که از سال ۱۹۹۲ هیچگاه گوشت نخورده بود این موضوع بیش از یک شکنجه به نظر می رسید. البته این همه شکنجه بی نتیجه نیز نبود زیرا هم ایناریتو به صحنه دلخواهش رسید، هم دی کاپریو بالاخره برنده جایزه اسکار شد و هم فیلم «از مرگ بازگشته» به یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما با مضمون نجات یافتن از مرگ قطعی تبدیل شد.

    بیشتر بخوانید: ۱۰ بازیگر سبک متد اکتینگ که برای ایفای یک نقش‌ دست به کارهای دیوانه‌واری زدند [قسمت دوم]

    ۳- شلی دووال در «درخشش»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    هر بازیگری که با استنلی کوبریک کار کرده باشد بدون شک از دو کلمه برای تشریح شخصیت او به عنوان یک کارگردان استفاده کرد که یکی «نابغه» خواهد بود و دیگری نیز کلمه ای است که در کمال تاسف اجازه آوردن آن در این مطلب را نداریم! کمتر کارگردانی در تاریخ سینما یافت می شود که به اندازه کوبریک از بازیگران خود انتظار بازی های بی نقص داشته باشد. در میان تمامی شاهکارهای او اما فیلم «درخشش» (The Shining) که آن هم در مکانی بسیار سرد و دورافتاده فیلم برداری شد برای تمام کسانی که در ساخت آن دست داشتند سخت و طاقت فرسا بود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    کوبریک در صحنه ای که شخصیت دیک هالوران کشته می شود با ۴۰ برداشت، کاری کرد که اسکتمن کروثرز، بازیگر این نقش در نهایت درماندگی و خستگی شروع به گریه کرد و جیغ زنان گفت:«تو چی می خوای آقای کوبریک؟». اما بلایی که به سر او آمد در مقایسه با شرایطی که شلی دووال تحمل می کرد چیزی نبود. کارگردان دائماً از شیوه و سبک بازی این بازیگر ایراد می گرفت و دائماً از او می خواست که ترس و وحشت را در نهایت ممکن خود به تصویر بکشد. او حتی به دیگر بازیگران فیلم دستور داد که حق همدردی و تسلی دادن به دووال را ندارند. در یکی از سکانس های فیلم که شخصیت وندی ترانس باید با یک چوب بیسبال از خود در برابر حمله شوهر دیوانه اش دفاع کند، بیش از ۱۲۷ برداشت گرفته شد تا کوبریک به آنچه که می خواست رسید و آن هم زمانی بود که دووال کاملاً از لحاظ روانی نابود شده بود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این تعداد برداشت رکوردی در سینما به شمار می آمد. دووال در طی ۵۰۰ روز فیلم برداری فیلم آنقدر گریه کرده بود که بخش قابل توجهی از آب بدنش را از دست داد. دووال در کتابی که بعدها در مورد این کارگردان بزرگ نوشت سعی کرده بود علیرغم میلش از به کار بردن القابی توهین آمیز برای کوبریک خودداری کند. در یکی از توصیفات او در این کتاب چنین آمده:«استنلی چنان مرا تحت فشار قرار می داد و ترغیب می کرد که هیچگاه قبلاً تا به این حد تحت فشار قرار نگرفته بودم. این سخت ترین نقشی بود که مجبور به انجام آن شده ام».

    ۴- اد هریس و ماری الیزابت مستر آنتونیو در فیلم «ورطه»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    جیمز کامرون یکی از معروف ترین و سختگیرترین کارگردانان تاریخ سینماست که وسواس و سختگیری های او هنگام فیلم برداری فیلم «ورطه» (The Abyss) در سال ۱۹۸۹ تاکنون در ذهن اد هریس و ماری الیزابت مستر آنتونیو به عنوان بازیگران اصلی فیلم باقیمانده است. بخش اعظم فیلم در زیر دریا رخ می دهد در حالی که فیلم برداری ها در مرکز فرماندهی یک رآکتور هسته ای متروکه در عمق ۴۰ فوتی دریا صورت می گرفت که با مشکلات زیادی همراه بود. بازیگران و اعضای تیم تولید دائماً با فشار آب مشکل داشته و باید مرتباً مشکلات این فشار به شیوه های خاص از روی آن ها برداشته می شد. آن ها مجبور بودند در شرایطی که لباس های غواصی خیس شان را به تن داشتند استراحت کنند تا وقت کمتری تلف شود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    در یکی از صحنه ها بود که کپسول اکسیژن جیمز کامرون از اکسیژن خالی شد و این کارگردان معروف نزدیک بود جانش را از دست بدهد. همین اتفاق نیز برای اد هریس افتاد که یه گفته خودش در یکی از صحنه ها به علت نقص فنی در رگولاتور اکسیژن، وی مخلوطی از آب و اکسیژن را تنفس کرد که نزدیک بود به مرگ وی منتهی شود. برای مستر آنتونیو نیز شرایط به همین بغرنجی بود بخصوص در صحنه ای که وی بعد از غرق شدن احیا می شود و این سکانس که بارها و بارها تکرار شده بود او را به مرز دیوانگی کشاند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    وی ساعت ها با لباس های خیس و بدنی که از سرما در حال یخ زدن بود سکانسی را بازی می کرد که در آن اد هریس دائماً روی قفسه سینه او فشار وارد می کرد و سر او فریاد می زد. اینجا بود که مستر آنتونیو دیگر کم آورد و در حالی که گریه می کرد و فریاد می کشید از صحنه فیلم برداری فرار کرد. وی بعدها دیگر با کامرون کار نکرد زیرا شیوه کارگردانی او را بیرحمانه و بدون توجه به سلامت روانی اعضای تیم تولید عنوان کرد و آن قدر از تجربه خود در این فیلم بیزار بود که با نام «The Abuse» به معنای «شکنجه» از آن یاد می کرد.

    بیشتر بخوانید: ۵ مورد از بهترین سکانس‌هایی که نبوغ آل پاچینو را در دنیای بازیگری نشان می‌دهند

    ۵- جان وویت، برت رینولدز، ند بیتی و رانی کاکس در فیلم «رهایی»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    اگر فیلم «رهایی» (Deliverance) را دیده باشید می دانید که این فیلم عموماً به خاطر یکی از صحنه های دردناک و بسیار خشنش شناخته می شود که نمی توانیم در اینجا اسمی از آن بیاوریم اما دلیل رنج آور بودن این فیلم آن صحنه خاص نیست. ساخت این فیلم چنان چالش برانگیز و سخت بود که جان بورمن خود به عنوان کارگردان فیلم تایید کرده که ساخت آن در روزگار کنونی به هیچ عنوان ممکن نبود. داستان فیلم در مورد ۴ دوست است سفر ماجراجویانه آن ها با قایق در یک رودخانه وحشی آن ها را به درون تاریکی مطلق می برد و همین قایقرانی ها بود که به تجربه ای هولناک برای بازیگران فیلم تبدیل شد. در هنگام فیلم برداری صحنه های مربوط به قایقرانی در رودخانه خروشان فیلم، یک غواص استخدام شده بود که به گفته بورمن دائماً به درون آب می پرید و بازیگران را از آب بیرون می کشیدسختی های بازیگری در هالیوود

    در یکی از صحنه ها، ند بیتی به زیر آب می رود و دیگر بالا نمی آید. حدود دو دقیقه یا بیشتر خبری از این بازیگر نبود. بورمن همیشه این ترس را داشت که یکی از بازیگرانش را در سکانس های ترسناک فیلم از دست بدهد. بیتی نزدیک بود واقعاً غرق شود و او تنها بازیگر فیلم نبود که نزدیک بود بمیرد. رینولدز نیز در کتاب خاطرات خود از صحنه ای در این فیلم می گوید که نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود: «اطرافم را نگاه کردم و موج بلندی را دیدم که به سمتم می آمد. از روی یک موج پریدم و با صخره برخورد کردم، به نحوی که دنبالچه ام شکست و درد آن تا به امروز نیز مرا رها نکرده است. سپس به زیر آب رفتم و در یک گرداب گرفتار شدم، نمی توانستم از آن خارج شوم و در حدود ۱۵ دقیقه بعد همه مردی لخت را دیدند که از گرداب بیرون آمد. همه چیز پاره شده بود، چکمه ها و همه لباس هایم درآمده بودند».

    قسمت دوم این مطلب را در این لینک مطالعه نمایید.

    بیشتر بخوانید: فیلم های هالیوودی که بیشترین و بدترین آسیب ها را به بدن بازیگران وارد کردند


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    آیا سیاره ما در کهکشان تنها مکان قابل زندگی است؟ پاسخ قطعی به این سوال داده نشده اما از فیلم‌های علمی تخیلی گرفته تا حقایق علمی، همگی خبر از وجود سیارات قابل زندگی دیگری می‌دهند. سیاراتی که شاید موجوداتی باهوش‌تر از ما در آن زندگی می‌کنند. اما پیچیده‌تر و مهم‌تر از سیارات، وجود جهان‌های چندگانه دیگر است. سوالی که از گذشته تا به امروز در ذهن بسیاری شکل گرفته این است: آیا به غیر از جهان ما، دنیاهای دیگری نیز وجود دارد؟

    جهان‌های چندگانه

    دیگر تقریبا همگی احتمال می‌دهیم شاید جهان‌های دیگری سوای دنیای ما وجود داشته باشند. در واقع براساس باور بسیاری انتخاب هایی که ما در این جهان‌ به کار می‌گیریم، ممکن است نتایج مختلفی در دنیاهای دیگر در بر داشته باشد. این نوع نگرش، پایه و اساس «جهان‌های چندگانه» را تشکیل می‌دهد؛ فرضیه‌ای که به تئوری فیزیک‌دانان و فضانوردان تحت عنوان وجود جهان‌های متعدد در کیهان قوت می‌بخشد.

    ایده جهان‌های موازی در کمیک‌ بوک‌‌ها، بازی‌های ویدیویی و صد البته صنعت سینما و تلویزیون از گذشته تا به امروز تاثیرگذار بوده و خیلی از محصولات ساخته شده در حیطه سرگرمی سعی داشته‌اند تا با تولید محتوای خاص، درک و تصور جهان‌های موازی را برای من و شما آسان‌تر سازند. از سریال‌های قدیمی «استار ترک»، «دکتر هو» و «بافی، خون‌آشام‌کش» گرفته تا انیمیشن‌هایی مثل «دیجی‌مون» همگی تلاش کردند تا جهان‌های موازی را بیشتر توضیح داده و مرزهای تخیل را در بشر امروزی بیشتر گسترش بدهند. در درجه اول اجازه بدهید به این مقوله بپردازیم که چگونه جهان خودمان شکل گرفت.

    جهان‌های چندگانه

    نقطه سرآغازی بر همه چیز

    نزدیک به ۱۳.۷ میلیارد سال پیش، جهان هستی به واسطه تئوری انفجار بزرگ (بیگ بنگ) از تکینگی شکل گرفت و فعالیت برخی از محرکه‌های ناشناس منجر به گسترش و شکل‌گیری فضای سه بعدی شدند. درست زمانی که انرژی بی‌حد و اندازه حاصل از مهبانگ بزرگ یا همان بیگ بنگ کمی کاهش پیدا کرد، نوری پر قدرت ساطع شد. در نهایت ذرات کوچک به شکل و اندازه بزرگتری مبدل گشتند؛ ابعاد و اندازه‌ای که در نهایت به تشکیل ستاره‌ها، سیارات و منظومه شمسی ختم شد.

    سوال اساسی اینجاست آیا ما تنها جهان در میان کیهان هستیم؟ واضح است که ما با تکنولوژی‌های حال حاضر، قادر به مشاهده تمام کهکشان نیستیم. چرا که جهان ما به یک تنگ ماهی شباهت دارد و به درستی قادر به تماشای بیرونش نیستیم. البته اگر واقعا به عقیده فیزیک‌دانان، «بخش بیرون» از تنگ ماهی وجود داشته باشد. در حال حاضر و در زمان نگارش این یادداشت، پنج فرضیه مبنی بر وجود احتمالی جهان‌های چندگانه از دیدگاه علمی وجود دارد:

    جهان‌های چندگانه

    ۱. جهان‌های بی‌نهایت: هنوز شکل و فرم فضا-زمان یا همان بعد چهارم دقیقا شناخته نشده است. تنها فرضیه‌ قابل قبول در راستای جهان‌های چندگانه، قبول این موضوع است که بعد چهارم یک خط صاف است که تا بی‌نهایت سیر می‌کند. همین موضوع، احتمال وجود جهان‌های مختلف را بیشتر می‌کند. سوال جذاب‌تر اینجاست آیا جهان‌ها قادر هستند دوباره خودشان را تکرار کنند؟ چرا که ذرات یا به اصطلاح پارتیکل‌ها این قابلیت را دارند تا به شیوه‌های مختلف دوباره به یکدیگر اتصال یابند.

    جهان‌های چندگانه

    ۲. جهان‌های حبابی شکل: به واسطه نظریه «تورم ابدی» (eternal inflation)، فرضیه دیگری درباره وجود دنیاهای چندگانه شکل گرفت. بر اساس پژوهش‌های یک جهان‌شناس در دانشگاه تافتس به نام الکساندر ویلِنکین، وقتی به بعد فضا-زمان از یک دید کلی نگاه بیندازیم، بعضی از مناطق در فضا درست مثل پدیده بیگ بنگ که جهان ما را شکل داده از انبساط دست می‌کشند. سایر قسمت‌ها همچنان بزرگتر می‌شوند. پس اگر ما جهان خودمان را به شکل یک حباب بدانیم، انگار درون شبکه‌ای از جهان‌های حبابی در فضا مستقر هستیم. مثل این می‌ماند جهان‌ها را مثل یک سری حباب‌های ریز  و درشت در داخل یک اقیانوس بسیار بزرگ تصور کنیم. شاید مثل سریال دکتر هو، یک سری قوانین و قواعد فیزیکی نیز در هر جهان حاکم باشد. چرا که بی‌نهایت حباب ممکن است در یک دنیای پهناور وجود داشته باشد که هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. ولی سوال اینجاست آیا این دریا در نهایت به یک انتها می‌رسد؟

    جهان‌های چندگانه

    ۳. جهان‌های نوزاد:  این تئوری به واسه مکانیسم‌های کوانتوم ارائه شد؛ اینکه ذرات زیر اتمی چطور رفتار می‌کنند. اگر شما قوانین احتمالات را دنبال کنید، برای هر انتخاب‌تان، در سایر جهان‌ها تمام پیامدها شکل می‌گیرد؛ به عنوان مثال شما در یک جهان، سفری کاری به چین خواهید داشت. در جهانی دیگر شاید هواپیمایی که با آن سفر می‌کنید در کشوری دیگر فرود بیاید و انتخاب‌هایی به اصطلاح صفر و یکی، سرنوشت شما را در هر جهان تغییر دهد. بهترین مثال در این رابطه را شاید بتوان بازی ویدیویی Bioshock: Infinite بدانیم که سرنوشت کاراکترهای بازی در هر جهان با آنچه تصور می‌کردیم سر تا پا تفاوت داشته و برای تحلیل داستان باید قصه کاراکترها را در هر جهان به صورت جداگانه بررسی می‌کردیم.

    جهان‌های چندگانه

    ۴. جهان‌های ریاضیات: یکی دیگر از تئوری‌های جهان‌های چندگانه، در جهان‌های ریاضیات است که به سادگی توضیح می‌دهد ساختارهای ریاضی‌وار ممکن است بسته به جهانی که درون آن زندگی می‌کنیم، تغییر پیدا کند. ولی شاید بپرسید ساختار ریاضی‌وار به چه معناست؟ این ساختار به وجود بشر وابسته نیست و حتی اگر گونه بشر منقرض شود، این ساختارها طبق اصول ریاضی پابرجا خواهند ماند. مکس تگمارک، طراح این تئوری در مقاله‌ای که سال ۲۰۱۲ میلادی به چاپ رسانده اینگونه توضیح می‌دهد: «واقعا معتقدم جهانی آن بیرون در کهکشان وجود دارد که می‌تواند بدون دخالت من به کارش ادامه دهد. حتی اگر هیچ انسانی هم [در این کیهان] وجود نداشته باشد».

    جهان‌های چندگانه

    ۵. جهان‌های موازی: شناخته‌ترین و عامه‌پسندترین تئوری جهان‌های چندگانه چیزی نیست جز تئوری «جهان‌های موازی». بر طبق همان اصل صاف و مستقیم بودن بعد فضا-زمان، این تئوری پر و بال گرفت. تعداد احتمالات ذرات در جهان‌های چندگانه بر این اساس به 122^10^10 خلاصه می‌شود. در همین راستا، بی‌نهایت جهان به صورت موازی وجود داشته و بی‌نهایت نسخه از ما در جهان‌های مختلف زندگی می‌کنند که شاید حتی در یک الی دو پارتیکل با ما تفاوت داشته باشند. چه بسا به واسطه همین تفاوت جزئی، رفتاری کاملا متضاد در مقایسه با کاراکترمان از خود نشان بدهند.

    استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان و دانشمند مطرح دنیا پیش از مرگش در آخرین مقاله‌اش به مقوله جهان‌های چندگانه می‌پردازد. این مقاله چند ماه پس از مرگ این دانشمند فرهیخته در ماه مِی سال جاری منتشر شد. او در طی مصاحبه‌ای با دانشگاه کمبریج که در واشنگتون پست منتشر شده، در رابطه با این موضوع پیچیده توضیح داده که اگر جهان‌هایی بی‌نهایت متنوع با تعداد بی‌نهایتی از قوانین فیزیکی وجود داشته باشند، این تئوری نمی‌تواند پیش‌بینی کند در حال حاضر ما دقیقا در چه جهانی زندگی می‌کنیم. البته بر طبق تئوری هاوکینگ، موازی بودن جهان‌ها تا بی‌نهایت سیر نکرده و امکان دارد جهان‌ها با یکدیگر برخورد کنند.

    جهان‌های چندگانه

    بحث‌های پیرامون قبول یا رد فرضیه جهان‌های موازی

    آنچه مسلم است تمام دانشمندان، تئوری جهان‌های موازی را نمی‌پذیرند. برخی نظیر اخترشناس مطرحی به نام ایتان سیگِیل این تئوری را قبول کرده که بعد فضا-مکان تا بی‌نهایت سیر می‌کند ولی آنها عقیده دارند این نظریه، محدودیت‌هایی نیز به دنبال دارد.

    مشکل اینجاست کیهان نزدیک به ۱۴ بیلیون سال قدمت دارد. پس با دانستن سن کیهان، مشخص است که جهان ما لایتناهی نیست و به تبع، باید محدودیت‌هایی داشته باشد. به این ترتیب با قبول همین مسئله ساده، محدودیت‌های احتمالاتِ آرایش مجدد مولکول‌ها، در نهایت به یک عدد محدود می‌شود؛ به همین خاطر برخلاف تصورات حاکم بر تئوری «جهان‌های نوزاد»، این اخترشناس باور دارد تمام احتمالات در سناریوی زندگی یک فرد در جهان‌های چندگانه انجام نمی‌شود.

    سیگیل همچنین اعتقاد دارد انبساط ذرات در آغاز آفرینش بسیار سریع انجام پذیرفته؛ چرا که انرژی بسیار به شدت زیادی منجر به ایجاد مهبانگ بزرگ شده است. با این اوصاف در گذر زمان، این تورم و انبساط به طرز آشکاری کاسته شده و ذراتی که مسبب بیگ بنگ بوده، از انبساطِ بیشتر دست کشیدند. به همین خاطر جهان‌های مختلف در کیهان، درجات مختلفی از انبساط را در زمان‌های متفاوتی متحمل خواهند شد. حال می‌خواهد این درجه، کم یا زیاد باشد. با پذیرفتن این مسئله، شانس شباهت جهان‌های دیگر به آنچه که درونش هستیم به مراتب کمتر از حدی است که انتظارش را داریم.

    جهان‌های چندگانه

    حتی با قبول موضوع تعداد احتمالات بی‌نهایت در ریزبنیان‌های جهان‌مان، تعامل ذرات با یکدیگر در چهار چوب دنیای واقعی‌مان، حقیقت فیزیکی دنیا را با محدودیت‌هایش به خوبی نشان می‌دهد. سیگیل باور دارد چیزی که بسیار اهمیت دارد در سریع انجام شدن پیامدهای احتمالی انتخاب‌هایمان است؛ سریع‌تر از آنچه که فکر می‌کنید. تا جایی که انبساط اندکی، برای مدت زمان بسیار محدودتری رخ می‌دهد که دیگر فرصتی برای خلق جهان جدید ایجاد نمی‌شود. پس می‌توان نتیجه گرفت تئوری جهان‌های موازی، محدودیت‌هایی در بر خواهد داشت.

    سیگیل جدا از ابراز نظراتش در باب محدودیت‌های فرضیه جهان‌های موازی، پیشنهاد می‌کند دست به انتخاب تصمیم‌هایی بزنیم که در آینده نسبت به انتخاب‌هایمان، حسرت خاصی نخوریم. چرا که بر اساس اعتقاداتش، ممکن است جهان دیگری وجود نداشته باشد تا کاراکتر خودتان (همزاد) تصمیم‌ دیگری بگیرد و ممکن است این کاراکتر به جای رفتن به سمت چپ، همان مسیر مستقیمی که الان طی کرده‌اید را دوباره طی کند. پیامد، همان چیزی است که پیش از این در دنیای واقعی تجربه کرده‌اید. صرفا شاید مسیر زندگی کمی تغییر پیدا کند. این مضمون در آثار علمی-تخیلی هالیوود کم و بیش مورد توجه قرار گرفته که تقدیر بشر حتی با سفر زمان به گذشته قابل تغییر نیست.

    جهان‌های چندگانه

    جهان‌های موازی در مدیوم‌های رایج ژانر علمی-تخیلی

    لیستی از سرگرمی‌های مهم و تاثیرگذار در باب جهان‌های چندگانه تهیه شده که این لیست به منزله یک فهرست کامل نیست. این بخش صرفا جهت یادآوری و خاطرنشان کردن اهمیت مدیوم‌های رایج در گسترش ایده‌های جهان موازی تهیه شده است.

    * کمیک‌های مارول و دی‌سی که قصه‌های زیادی پیرامون جهان‌های موازی و چندگانه منتشر کرده‌اند.

    * انیمه و انیمیشن‌های مطرحی همچون «دیجی‌مون»، «دراگون بال» و حتی «سونیک» که کاراکترها با نسخه‌ دیگری از خودشان از جهان‌های دیگر آشنا می‌شوند.

    * جهان‌های موازی در بازی‌های ویدیویی مطرحی همچون مجموعه فاینال فانتزی، The Legend of Zelda، Mortal Kombat، Half Life، Bioshock Infinite، Dungeons & Dragons و حتی بازی League of Legends نقش اساسی داشته است.

    جهان‌های چندگانه

    * رمان «سرزمین مسطح: عاشقانه‌ای از بعد‌های متعدد» به قلم ادوین ابوت در سال ۱۸۸۴ توانسته قصه‌ای از یک جهان دو بعدی را تعریف کند که فقط اشکال هندسی نظیر دایره، مثلث و مربع در آن وجود دارد. در این رمان به سرزمین‌های دیگری نظیر «سرزمین خطوط»، «سرزمین فضا» و «سرزمین نقطه» اشاره می‌شود. از این رمان عجیب و غریب، انیمیشنی کوتاه به همین نام اقتباس و در سال ۲۰۰۷ میلادی اکران شد.

    * رمان «انسان‌ها خدایان را دوست دارند» به قلم اچ.جی ولز در سال ۱۹۲۳ میلادی منتشر شد. در این رمان ماشین زمانی وجود دارد که شخصیت اصلی می‌تواند بین جهان‌ها سفر کند.

    * سری کتاب‌های «اسرار نارنیا» به قلم لِویس، روایتگر ماجرای جذاب چند بچه بوده که بین دنیای واقعی و دنیای نارنیا سفر می‌کنند. دنیایی که حیوانات با انسان‌ها به راحتی صحبت می‌کنند. مدت‌ها پیش، فیلم‌های سینمایی بلندی بر اساس رمان‌های نارنیا اکران شد که توانسته نظر بسیاری از عموم را به این مجموعه جلب کند.

    جهان‌های چندگانه

    * اپیزودی از استار ترک، «جهان آینه‌ای» را به ما معرفی کرد که ساکنینش، افراد شرور و جنگ‌طلب بودند. در سری استار ترک از این دست اشارات به جهان‌های چندگانه به وفور دیده شده. استار ترک در سال ۲۰۰۹ میلادی در قالب یک فیلم سینمایی ریبوت اساسی شد. در این ماجراجویی جدید، کاراکترهای قصه از دهه ۱۹۶۰ وارد جهانی دیگر می‌شوند. کریس پاین و زاخاری کوینتو در این فیلم به ایفای نقش پرداخته و سری فیلم‌های جدیدی بر این پایه ساخته شد.

    * رمان‌های «برج تاریک» به نویسندگی استیون کینگ، ماجراهای چند مسافر زمان را تعریف می‌کند که از طریق دروازه‌های مختلف به جهان‌های موازی سفر می‌کنند. فیلمی به همین نام در سال ۲۰۱۷ میلادی اکران شد که علی رغم تبلیغات هنگفت، این اثر نتوانست رسالتش را نسبت به رمان به سرانجام برساند.

    جهان‌های چندگانه

    * سری فیلم‌های «Back to the Future» روایتگر ماجراجویی‌های خانواده مک‌فلای در سال‌های ۱۸۸۵، ۱۹۵۵ و ۲۰۱۵ میلادی است. نخستین فیلم از این سری توانسته به شدت تاثیرگذار باشد و با استقبال همه‌جانبه منتقدین همراه شد.

    * سری رمان‌های «His Dark Meterials» به قلم فیلیپ پولمن، قصه‌ بچه‌هایی را تعریف می‌کند که بین جهان‌های مختلف سفر می‌کنند. اولین کتاب تحت عنوان «The Golden Compass» الهام‌بخش ساخت فیلمی به همین عنوان در سال ۲۰۰۷ میلادی شد.

    * در فیلم «Sliding Doors» محصول سال ۱۹۹۸ میلادی، دو جهان موازی معرفی می‌شود که شخصیت اول ماجرا در یکی از آنها به قطار می‌رسد و در دیگری خیر. همین دو نقطه آغاز متفاوت، سرنوشتی دیدنی برای کاراکتر در دو دنیا رقم می‌زند. این فیلم با هنرنمایی جان هانا و گوئینت پالترو توانسته در ژانر کمدی اثری قابل تحمل باشد. هر چند منتقدین این اثر را به باد انتقاد گرفتند.

    جهان‌های چندگانه

    * مایکل کریکتون در سال ۱۹۹۹ میلادی رمانی را تحت عنوان «Timeline» خلق‌ می‌کند که روایتگر ماجرای تاریخ‌شناسانی است که به گذشته و قرون وسطی برمی‌گردند. فیلمی به همین نام در سال ۲۰۰۳ اکران شد و نقش اصلی قهرمان قصه بر عهده پائول واکر، شخصیت دوست داشتنی سری فیلم‌های «سریع و خشن» بود.

    * فیلم «Donnie Darko» محصول سال ۲۰۰۱ نیز به مقوله جهان‌های چندگانه می‌پردازد. جیک جیلنهال درگیر سلسله اتفاقات هولناکی می‌شود که در نوع خود بسیار دیدنی است. فیلم سینمایی دانی دارکو یکی از فیلم‌های سینمایی ارزشمند در ژانر علمی-تخیلی است که حتما پیش از مرگ باید آن را تماشا کرد.

    * سریال Stranger Things جزو آثار جدیدی است که پخشش از دو سال پیش از شبکه نتفلیکس شروع شده و توانسته با نظر مثبت منتقدین به راه خود ادامه دهد. ناپدید شدن یک پسربچه جوان، حوادث جذابی را به دنبال دارد که به شدت توصیه می‌کنیم اگر دنبال یک سریال معمایی می‌گردید،‌ از دستش ندهید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به جرات باید گفت سری F1 در چند سال اخیر به یکی از آن بازی‌های جذاب و کم عیب و ایرادی تبدیل شده که در زیر سایه سنگین ریسینگ‌های محبوب‌تری چون فورتزا موتوراسپرت و حتی بازی‌های ورزشی دیگر قرار گرفته و شاید به خاطر سبک خاص آن، کمتر کسی علاقه به تجربه آن دارد.

    در بررسی نسخه قبلی یعنی F1 2017 از این گفتیم که کدمسترز چطور توانسته این سری را به یکی از زیباترین عناوین ریسینگ از لحاظ بصری و همچنین یکی از کامل‌ترین بازی‌های شبیه ساز ممکن بدل کند. خوشبختانه امسال F1 2018 نیز همین روند را ادامه داده و بسیاری از استانداردهای بالای خود را نیز ارتقا داده اما بسیاری از این تغییرات در نگاه اول چندان ملموس نیستند.

    منوی اصلی بازی که در آن بخش‌های مختلف و معروف سری چون Career و Grandpix دیده می‌شود، از لحاظ طراحی هیچ تفاوتی نکرده و رابط کاربری در دیگر بخش‌ها نیز همان شکلی است که در چند نسخه اخیر دیده ایم. حتی میان پرده‌های مربوط به اهدای جوایز در جایگاه مخصوص نیز دقیقا مشابه F1 2017 است که خود آن نیز تنها دو سه حالت بیشتر ندارد.

    میان پرده های بعد از پایان هر مسابقه درست مانند نسخه قبلی هستند که البته خود نیز تنوع چندان زیادی ندارند.

    این شباهت‌ها همگی باعث می‌شوند تا تغییرات اصلی و مهم این نسخه بسیار سخت‌تر به چشم آیند. بنابراین تعجب نکنید اگر بعد از چندین ساعت تجربه بازی، متوجه نشدید که انیمیشن‌های کاراکترها و طراحی چهره آن‌ها که یکی از نقص‌های F1 2017 به حساب می‌آمد، کاملا در این نسخه بهتر و طبیعی‌تر شده است.

    در واقع می‌توان این گونه برداشت کرد که سازندگان بازی تقریبا در دو نسخه اخیر به طراحی رابط کاربری مورد نظرشان رسیدند و مهم‌تر از آن نمی‌خواستند تا با تغییر ناگهانی آن مخاطبین قدیمی را گیج و غافلگیر کنند. برای همین F1 2018 حس آشناپنداری قدرتمندی برای هر کسی که نسخه قبلی را تجربه کرده باشد ایجاد می‌کند و به طبع آن چند ساعتی طول می‌کشد تا کامل متوجه تغییرات بصری شوید.

    فارغ از بهتر شدن انیمیشن‌ها و طراحی کاراکترها، جلوه‌های بصری بازی نیز پیشرفت نسبتا خوبی داشته است. شاید در پیست‌های مسابقه ای که ماشین‌های فرمول وان با سرعت‌های 200 تا 400 کیلومتر در آن می‌تازند، تشخیص آن راحت نباشد اما تکسچرهای اجزای اطراف پیست مانند درخت‌ها و چمن بسیار با کیفیت‌تر از سال پیش است. برای لذت بردن از سیستم نورپردازی بهبود یافته F1 امسال نیز تنها کافی است تا بارش اولین باران بازی صبر کرده و از کور سوی نوری که از میان ابرها می‌تابد، لذت ببرید.

    گرافیک و جزییات بصری بازی به لطف سیستم نورپردازی جدید پیشرفت هایی کرده که در آب و هوای غیر آفتابی بیشتر مشهود است.

    اما بر خلاف تمامی این تغییرات و پیشرفت‌ها که زمان می‌برد تا متوجه حضور آن‌ها شوید، اضافه شدن بخش مصاحبه و پرسش خبرنگاران بدون شک اولین ویژگی جدیدی است که با اتمام اولین مسابقه با آن رو به رو می‌شوید. البته این ویژگی در نسخه‌های قدیمی‌تر سری چون F1 2010 نیز حضور داشت اما حالا با ظاهری متفاوت در این نسخه ظاهر شده که بازگشت آن بی تاثیر از حضور آن در بازی‌های ورزشی دیگر چون فیفا و NBA 2K نیست.

    پاسخی که به پرسش‌های خبرنگار بعد از اتمام جلسه تمرینی، جلسه تایم گیری و مسابقه اصلی می‌دهید، به شکل‌های مختلفی گیم‌پلی بازی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پرسش‌ها در وهله اول رفتار کاراکتر شما را مشخص می‌کنند، اینکه می‌خواهید شخصیتی با روحیه تیمی داشته باشید و یا تبدیل به فردی خودشیفته شوید. البته هیچ کدام از این دو حالت خوب و بد یا سیاه و سفید نیست و بسته به عملکرد شما هر کدام مزایا و معایب خود را دارند.

    برای مثال اگر عملکرد چندان درخشانی از خود در مسابقات نشان نداده اید، آخرین چیزی که به آن نیاز دارید این است که تیم خود را از یاد برده و رابطه خوبی با آن‌ها نداشته باشید اما اگر تبدیل به یکی از چهره‌های شناخته شده و قهرمان فرمول وان تبدیل شدید، تعریف کردن از خود و فخر فروختن می‌تواند کار شما برای پیوستن به تیمی دیگر را راحت‌تر کند چرا که وابستگی کمتری به تیم حال حاضر خود دارید.

    پاسخ به سوالات خبرنگاران و عملکرد کلی شما در پیست مسابقه، کاراکتر و رابطه تان با تیم را مشخص می کند.

    همین رابطه شما با تیم و رضایت شما از آن‌ها نیز ویژگی دیگری است که در این نسخه اضافه شده و پاسخ شما به سوالات خبرنگاران تنها یکی از عوامل تاثیرگذار روی آن است. F1 2018 حتی در قابلیت جدید دیگری به شما این اجازه را می‌دهد تا در میان فصل قرارداد خود با تیم را تغییر داده و بار دیگر مذاکره کنید. این مذاکره دوباره این فرصت را ایجاد می‌کند تا با دادن وعده‌های بیشتر و بالا بردن انتظار تیم، امتیازات بیشتری کسب کنید.

    به غیر از رابطه شما با تیم و میزان رضایت آن‌ها، در هنگام مصاحبه‌ها می‌توانید عوامل موفقیت یا شکست خود را به بخش‌های مختلف تیم تحقیق و توسعه یا همان R&D نسبت دهید. فرض کنید یکی از مسابقه‌های مهم فصل را با کسب رتبه اول به پایان رسانده اید و زمانی که کلیر (Claire)، خبرنگار ویژه مسابقات فرمول وان از علت موفقیت شما می‌پرسد، در جواب می‌گویید: «اگر ماشین آیرودینامیک مناسبی نداشت، نمی‌توانستم به این خوبی ظاهر شوم». بخش آیرودینامیک تیم ستایش و تعریف شما را به خاطر می‌سپارد و به این ترتیب ارتقا ویژگی‌های آیرودینامیکی به مراتب آسان‌تر می‌شود.

    البته خود بخش R&D تقریبا بدون هیچ تغییری از نسخه قبلی به F1 2018 منتقل شده و تنها در این نسخه کسب امتیاز و ارتقای اتومبیل آسان‌تر است که همین ویژگی می‌تواند توجه مخاطبین غیر حرفه ای را بیشتر جلب کند.

    مثالی از جواب های مختلفی که می توانید به خبرنگار بدهید و تاثیر آن روی عملکرد تیم.

    متاسفانه یا خوشبختانه کدمسترز هنوز این ریسک را نکرده که بخش داستانی به بخش کریر اختصاص دهد و در نتیجه دیالوگ‌ها و تصمیمات شما در روایت آن تاثیری داشته باشد اما به هر حال نمی‌توان منکر شد که سوالات این مصاحبه‌ها با نزدیک شدن به انتهای هر فصل بسیار تکراری می‌شوند.

    به پیست مسابقه که برگردیم، باید بگویم F1 2018 حتی بهتر از نسخه قبلی توانسته تعادل میان دو قشر حرفه ای و تازه کار را حفظ کند. چون گذشته با تغییر دادن تنظیمات مختلف بازی چون تعداد دورهای مسابقه، اسیست‌هایی مثل خط ترمز و میزان سختی هوش مصنوعی بازی را برای خودتان سخت یا آسان کنید. در کنار آن، همچون سال گذشته چالش‌های مختلفی در بخش کریر و قبل از رفتن به هفته بعد برای انتخاب وجود دارند که بار دیگر این بخش را از خشکی و یکنواختی نجات می‌دهند.

    تقریبا همه این چالش‌ها که هدف‌های مختلفی چون به پایان رساندن مسیر در زمانی معین یا سبقت گرفتن از تعدادی اتومبیل مشخص دارند، از ماشین‌های کلاسیک فرمول وان استفاده می‌کنند. خبر خوشحال کننده این است که نه تنها اتومبیل‌های کلاسیک دهه 80 و 90 نسخه قبلی همچنان حضور دارند، بلکه اتومبیل‌های دیگری از دهه 70 نیز به F1 2018 اضافه شده و این کلکسیون ماشین‌های کلاسیک را کامل‌تر کرده‌اند.

    اما اگر به دنبال چالشی جدی‌تر هستید و حتی قرار دادن تنظیمات در حالت شبیه ساز برایتان همچنان کافی نیست، هوش مصنوعی قدرتمند و ارتقا یافته بازی کاملا شما را راضی نگه می‌دارد. بر خلاف نسخه گذشته که هوش مصنوعی در هنگام دفاع نقص‌هایی داشت، رقیب‌های شما در F1 2018 چندان راحت اجازه سبقت نمی‌دهند و تا حد امکان مسیر را بسته نگه می‌دارند.

    البته اشتباه نگیرید، رفتار هوش مصنوعی بیش از حد خشن و غیر واقعی نیست و تنها ایرادی که می‌توان به آن گرفت، واکنش غیرطبیعی و کمی عجیب آن‌ها نسبت به تصادف‌ها و مسدود شدن مسیر است. البته خود سیستم دمیج و آسیب دیدن اتومبیل‌ها نیز زیاد حرفی برای گفتن ندارد و پیشرفت قابل توجهی نسبت به قبل نداشته.

    دسترسی به منو اطلاعات ماشین مثل میزان مصرف سوخت، خوردگی تایرها و شارژ DRS نیز همچنان مانند پارسال در سرعت‌های بالا بسیار سخت بوده و می‌تواند کنترل اتومبیل را از اختیار شما خارج کند. این ایراد به خصوص زمانی بیشتر آزاردهنده است که می‌دانید این تنظیمات در حالت شبیه ساز تاثیر فراوانی روی عملکرد شما در پیست مسابقه می‌گذارد.

    در حالی که تنها یک سال از عرضه نسخه قبلی می‌گذرد، F1 2018 موفق شده تا از بسیاری ایرادات قبلی خود درس گرفته و حتی نقاط قوتش را نیز کاملا بهبود ببخشد. اما بسیاری از این تغییرات در چندین ساعت اول تجربه بازی به چشم نمی‌آیند، بنابراین توصیه می‌کنیم به آن چند ساعتی فرصت دهید. به هر حال چه از طرفداران این سری باشید و چه برای اولین بار می‌خواهید آن را تجربه کنید، F1 2018 کم نقص‌ترین نسخه سری است که آن را نباید از دست بدهید.

    • اضافه شدن بخش پرسش خبرنگارها و تاثیر آن روی گیم پلی بازی
    • بهتر شدن انیمیشن های کاراکترها و به طور کلی جلوه های بصری
    • تغییرات مختلف بخش کریر و تبدیل شدن آن به بهترین سری
    • قابلیت های جدیدی چون مذاکره کردن با تیم و درجه رضایت آن ها از شما
    • کلکسیون کامل اتومبیل های کلاسیک فرمول وان
    • سیستم دمیج یا آسیب خودروها با استانداردهای روز فاصله دارد
    • تکراری شدن سناریوهای اهدای جوایز و سوالات خبرنگارها


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    مدرسه جایی است که بسیاری از نوجوانان تصمیم خود برای شغلی که سال های آتی زندگی دوست دارند داشته باشند را در آنجا خواهند گرفت. در دوران مدرسه است که پتانسیل و استعدادهای کودکان و نوجوانان شناسایی، تقویت و شکوفا می شوند. شاید فکر کنید که در دیگر نقاط دنیا نیز مانند ایران، در دوران مدرسه به دانش آموزان تنها درس ریاضی، تجربی، دینی و کار دستی می دهند. اما این طور نیست و سیستم آموزشی هر کشوری آموزش های خاص خود را برای کودکان و نوجوانان دارد. کشورهای جهان رویکردهای متفاوتی نسبت به شناسایی و پرورش استعدادها و قابلیت های کودکان دارند. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با موضوعاتی آشنا کنیم که در مدارس کشورهای مختلف به کودکان و نوجوانان آموزش داده می شود.

    ۱- ایالات متحده

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در ایالات متحده موضوعات آموزشی اجباری در دوره دبستان شامل ریاضی (حساب)، خواندن و نوشتن، آشنایی با علوم طبیعی و تاریخ محلی است.

    موضوعات در دوران راهنمایی شامل ریاضی، زبان، علوم طبیعی (ترکیبی از شیمی، زیست شناسی و فیزیک)، علوم اجتماعی (تاریخ) و آموزش جسمانی (ورزش) است. علاوه بر این امکان انتخاب موضوعات گسترده دیگری مانند روانشناسی، علوم قضایی، روزنامه نگاری، علم بیان، کار با چوب، آشپزی و غیره نیز وجود دارد.

    موضوعات اجباری در دوره دبیرستان شامل ریاضی، ادبیات، علوم طبیعی (یک سال شیمی، یک سال زیست شناسی و یک سال فیزیک)، علوم طبیعی (تاریخ و ساختار ایالتی) و آموزش جسمانی است. علاوه بر این موضوعات، رشته های انتخابی دیگری نیز مانند بازیگری، آموزش جسمانی، آناتومی، آمار، علوم کامپیوتر، تکنولوژی محیطی، زبان های خارجی، نقاشی، مجسمه سازی، عکاسی، فیلم برداری، تئاتر، ارکستر، رقص، گرافیک، طراحی وب، روزنامه نگاری، ویرایش سالنامه، کار با چوب یا تعمیر خودرو نیز وجود دارد. فهرست رشته ها و آموزش های انتخابی از مدرسه ای به مدرسه دیگر متفاوت است.

    بیشتر بخوانید: آینده آموزش و پرورش جهان چگونه خواهد بود؟

    ۲- ژاپن

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در مدارس ابتدایی ژاپن، به دانش آموزان زبان ژاپنی (نه تنها زبان مدرن ژاپنی بلکه نسخه های باستانی و میانه)، خطاطی، شعر، حساب، مطالعات طبیعی، مطالعات اجتماعی (اخلاق، تاریخ و نزاکت)، موسیقی، هنرهای تصویری، آموزش جسمانی و خانه داری آموزش داده می شود.

    در دوره راهنمایی، آموزش های جدیدی مانند علوم کامپیوتر و IT، علوم طبیعی (فیزیک، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی به صورت ترکیبی)، اصول اولیه داشتن زندگی سالم، تاریخ، انگلیسی (به کمک افرادی که زبان مادری شان انگلیسی است) و چندین موضوع انتخابی دیگر اضافه خواهد شد.

    در دبیرستان های ژاپن، علاوه بر آموزش های قبلی، دو رشته تخصصی و الزامی دیگر نیز وجود دارد: علوم انسانی و علوم طبیعی. هدف اصلی از آموزش در این مقطع وارد شدن به دانشگاه بوده و به همین دلیل است که دانش آموزان بقیه رشته ها را به سلیقه خود انتخاب می کنند. برای مثال دانش آموزان می توانند رشته های کشاورزی، صنعت، تجارت، ماهیگیری، آموزش پزشکی، رفاه، زبان های خارجی و غیره را انتخاب نمایند.

    ۳- عربستان سعودی

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    موضوعات اجباری در مدارس عربستان سعودی شامل دروس مذهبی و علوم طبیعی (زیست شناسی و فیزیک) است. اما علوم انسانی مانند تاریخ و یا مطالعات اجتماعی در مدارس خصوصی عربستان تدریس نمی شوند.

    ۴- ایرلند

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در مدارس ایرلند تنها دو آموزش اجباری هستند: انگلیسی و ریاضی و در برخی مدارس نیز آموزش زبان ایرلندی اجباری شده است. مابقی رشته ها و موضوعات آموزشی انتخابی بوده و دانش آموزان در مورد موضوعات و رشته هایی که دوست دارند در ادامه زندگی خود به آن ها بپردازند تحقیق و مطالعه می کنند. آن ها می توانند از بین ۳۴ موضوع مختلف انتخاب کنند، موضوعاتی مانند حسابداری، تجارت، مدیریت، موسیقی، نقاشی، خانه داری، کار با چوب، IT، زبان های خارجی، کشاورزی، تئاتر و غیره.

    بیشتر بخوانید: چگونه معلم شویم؟ ضوابط عمومی و اختصاصی استخدام در وزارت آموزش و پرورش

    ۵- استرالیا

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در مدارس ابتدایی استرالیا، جدای از موضوعات پایه مانند حساب، زبان مادری، آموزش جسمانی، محیط و دروس خلاقیت، کودکان باید نحوه سخنرانی در ملاء عام را نیز یاد بگیرند.

    در دوره راهنمایی نیز آموزش انگلیسی، ریاضی، تئوری احتمالات، سواد کامپیوتر، مطالعات اجتماعی، تاریخ، جغرافیا، زیست بوم شناسی، هنر (رقص، فیلم، موسیقی و نقاشی)، آموزش جسمانی و علوم (از جمله شیمی، فیزیک و ستاره شناسی) اجباری هستند.

    در دوران دبیرستان نیز دانش آموزان اصول پایه حرفه مورد علاقه خود در آینده را یاد گرفته و با موضوعاتی مانند حسابداری، IT، اقتصاد و غیره آشنا می شوند و انتخاب های بسیار متنوعی دارند. علاوه بر این، کسانی که کلاس یازدهم و دوازدهم هستند برنامه های کارورزی در شرکت ها نیز خواهند داشت. بعد از پایان امتحانات پایانی، این دانش آموزان می توانند وارد بازار کار شوند. در استرالیا آزادی های زیادی برای دانش آموزان در نظر گرفته می شود و هیچ باشگاه ورزشی در مدارس وجود ندارد. حتی کلاس ها در هوای آزاد برگزار می شوند و اگر باران ببارد کلاس ها تعطیل خواهند شد. دانش آموزان دوره دبیرستان در صورتی که مدرسه آن ها نزدیک ساحل باشد می توانند دروس موج سواری را نیز انتخاب کنند.

    ۶- اسپانیا

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در دوره ابتدایی در مدارس اسپانیا، آموزش زبان اسپانیایی، ادبیات، علوم طبیعی، آموزش جسمانی، ریاضی، یک زبان خارجی و یک رشته هنری اجباری است که این رشته هنری معمولاً موسیقی بوده و در سطح عالی به دانش آموزان آموخته می شود. در پایان این دوره، دانش آموزان می توانند چند آلت موسیقی را با سطحی از تسلط بنوازند. یکی از پرطرفدارترین سازها فلوت است زیرا حمل آن برای کودکان آسان تر از دیگر آلات موسیقی است.

    در دوره راهنمایی، آموزش های بیشتری در زمینه علوم اجتماعی، جغرافیا، تاریخ، گرافیک و هنرهای پلاستیکی، موسیقی و تکنولوژی (سه مورد آخر هر کدام برای یک سال) به دانش آموزان ارائه خواهد شد.

    در دبیرستان های اسپانیا نیز هر دانش آموز ۳ موضوع اضافی دیگر در یک رشته را انخاب خواهد کرد. در دبیرستان های اسپانیا تنها ۴ رشته اصلی وجود دارد: علوم انسانی، تکنولوژی، علوم طبیعی و هنر.

    بیشتر بخوانید: شرایط و مدارک جدید اعتبار سنجی دانشگاه های خارجی و ارزشیابی مدارک دانش آموختگان

    ۷- چین

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    موضوعات اجباری در مدارس دوره ابتدایی چین شامل ریاضی، زبان چینی، یک زبان خارجی بوده و موضوعات انتخابی نیز شامل نقاشی، موسیقی و آموزش های جسمانی است.

    در مدارس راهنمایی و دبیرستان های چین نیز درس های بیشتری در حوزه علوم (فیزیک، شیمی و زیست شناسی به صورت ترکیبی)، مطالعات اجتماعی، مهارت رایانه و علوم کامپیوتر تدریس می شود. هر ساله سطح پیچیدگی و تعداد موضوعات پایه افزایش یافته که باعث می شود مدارس چین یکی از سخت ترین فرم تحصیلی در جهان را دارا باشند که استرس فراوانی به دانش آموزان وارد می کند.

    ۸- بریتانیا

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در مدارس ابتدایی بریتانیا، کودکان با زبان انگلیسی، ریاضی، تاریخ، جغرافیا، موسیقی، تکنولوژی صنعتی و هنر آشنا می شوند و لیست نهایی موضوعات توسط والدین انتخاب و تهیه می شوند.

    بعدها در دوره راهنمایی و دبیرستان موضوعاتی مانند دین (اخلاق و دیدگاه ادیان)، جغرافیا، علوم طبیعی، علوم کامپیوتر و همچنین موضوعات زیادی که توسط دانش آموزان انتخاب می شوند به این فهرست اضافه خواهد شد. از این موضوعات انتخابی می توان به آشپزی، موسیقی، روانشناسی، عکاسی، رقص، تئاتر، وکالت، امنیت اجتماعی، حسابداری، هنر و نقاشی، علم دریا شناسی، مسافرت و توریسم اشاره کرد.

    ۹- روسیه

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    در مدارس ابتدایی روسیه، کودکان آموزش ریاضی، علوم طبیعی، زبان روسی، خواندن، یک زبان خارجی، نقاشی، موسیقی، آموزش جسمانی و شطرنج (گزینه ای انتخابی که از سال ۲۰۱۸ در بسیاری از مدارس رواج یافته است) دریافت می کنند.

    برنامه درسی دوران راهنمایی نیز شامل زبان و ادبیات روسی، یک زبان خارجی، جبر، زمین شناسی، انفورماتیک، تاریخ، علوم اجتماعی، جغرافیا، تاریخ طبیعی، زیست شناسی، فیزیک، شیمی، اصول زندگی سالم، آموزش جسمانی و کار دستی است.

    در دوره دبیرستان نیز در مدارس روسیه، دانش آموزان در زمینه طراحی مکانیک، ستاره شناسی و فرهنگ هنری جهان آموزش های مضاعفی دریافت می کنند. در بسیاری از مدارس، دانش آموزان کلاس دهم و یازدهم در یک حوزه از ۴ رشته خاص تحصیل می کنند: علوم انسانی، تکنولوژی، ریاضی و رشته های اجتماعی- اقتصادی. سطح و مقدار دروس در موضوعات اجباری در این کلاس ها متفاوت است.برای مثال در رشته ریاضی، تعداد دروس مربوط به ریاضی و فیزیک بیشتر خواهد بود در حالی که تعداد دروس ادبیات کمتر است.

    برنامه های آموزشی در مدارس جهان

    سیستم آموزشی در روسیه کاملاً متحد است و هیچ برنامه درسی خصوصی و انتخابی در مدارس برای دانش آموزان وجود ندارد. با این وجود در برخی مدارس و مناطق، آموزش های بیشتری به دانش آموزان داده می شود. برای مثال در مناطقی که تنوع قومیتی وجود دارد، درس هایی مربوط به زبان و ادبیات محلی ارائه می شود. در برخی از مناطق نیز مانند باشکورتوستان، آموزش های بسیار خاصی مانند زنبورداری داده می شود.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    پیشبینی می شود ارزش صنعت بازی های ویدیویی تا پایان سال ۲۰۱۸ به حدود ۱۸۰ میلیارد دلار رسیده و کمی بعد از ۲۰۰ میلیارد دلار نیز عبور کند. جالب است بدانید این پیشرفت بیشتر از اینکه به خاطر کنسول های اختصاصی بازی محقق شده باشد، به خاطر افزایش فروش ابزارهای گیمینگ مبتنی بر PC به دست آمده است.

    طبعاً جایی که انتظار رشد و افزایش درآمد وجود داشته باشد شرکت های مختلف سعی می کنند سهمی از درآمد ها داشته باشند، از جمله ADATA که تا امروز با ساخت انواع حافظه شناخته می شد اما اخیراً با تاسیس زیربرند XPG به حوزه ابزارهای صوتی و گیمینگ وارد شده است.

    اولین محصولات صوتی این شرکت تایوانی هدفون گیمینگ XPG EMIX H30 و آمپلی فایر XPG SOLOX F30 هستند که در ابتدا به عنوان دو ابزار مجزا برای علاقه مندان بازی های ویدیویی معرفی شدند، اما کمی بعد ADATA اعلام کرد این دو محصول به خوبی با هم هماهنگ شده اند و قصد دارد آنها را به عنوان یک مجموعه به بازار عرضه کند.

    از شما دعوت می کنیم در ادامه با بررسی اولین هدفون و آمپلی فایر ساخت شرکت نام آشنای تایوانی همراه شوید که در حال حاضر با قیمت زیر ۲ میلیون تومان و با گارانتی انحصاری شرکت آونگ در بازار عرضه می شود.

    محتویات جعبه

    http://digiato.com/

    هدفون XPG Emix H30 در بسته بندی ای بزرگتر از یک جعبه کفش عرضه می شود، اما وقتی بسته را باز می کنید با قطعات متعددی مواجه می شوید که اندازه ی بزرگ آن را توجیه می کنند. قبل از اینکه کارکرد هر قطعه را شرح دهیم ابتدا نگاهی داریم به لیست اقلام داخل جعبه:

    • هدفون Emix H30
    • آمپلی فایر Solox F30
    • پایه رومیزی برای قراردادن هدفون و آمپلی فایر
    • میکروفن قابل جدا شدا شدن
    • کابل USB-A تکی برای انتقال صدا
    • کابل USB-A دوتایی برای انتقال برق و صدا
    • کیسه پارچه ای برای حمل و نقل
    • دفترچه راهنما

    طراحی

    http://digiato.com/

    موقع انتخاب هدفون گیمینگ از نظر طراحی دو انتخاب دارید. برخی محصولات معدود مثل SteelSeries Arctis 7 با ظاهر ساده و طراحی شبیه به یک هدفون عادی ساخته شده اند و ظاهر مینیمالی دارند، اما بیشتر محصولات مثل Asus ROG Centurion و بسیاری مدل های دیگر، از ظاهر خشن و ابعاد بزرگی برخوردارند که در دنیای گیمینگ خواهان بیشتری دارد.

    ADATA نیز این موضوع را می داند پس هدفون Emix H30 را به شکلی طراحی کرده که از ده ها متر دورتر هم فریاد می زند یک محصول گیمینگ است. حتی می توان گفت Emix H30 یک هدفون گیمینگ رومیزی است! چون بیرون رفتن با این هدفون دردسرهای خودش را دارد. XPG Emix H30 با یک کابل سه شاخه به ابزارهای شما وصل می شود.

    http://digiato.com/

    دو جک ۳/۵ میلی متری وظیفه انتقال صدای هدفون و میکروفن را بر عهده دارند و یک درگاه USB هم وجود دارد که چراغ پشت گوشی های هدفون را روشن می کند. اگر Emix H30 را به جای کامپیوتر یا لپ تاپ به گوشی موبایل وصل کنید ۲تا از این درگاه ها بی استفاده و آویزان باقی می مانند. خود کابل ۲/۴ متری دستگاه هم هرچند داخل منزل آزادی عمل زیادی برای حرکت کردن به شما می دهد، اما برای بیرون رفتن کاملاً دست و پا گیر و سنگین است. خوشبختانه این کابل پارچه ای گره نمی خورد و به نظر می رسد در دراز مدت از استحکام کافی برخوردار باشد.

    http://digiato.com/

    هدفون Emix H30 به طور معمول به آمپلی فایر Solox F30 متصل می شود و این آمپلی فایر به کامپیوتر شما متصل خواهد شد. آمپلی فایر صدا را از طریق کابل USB از کامپیوتر شما دریافت می کند. برای این منظور باید کابل USB موجود در بسته بندی را به درگاه Mini USB بدنه ی آمپلی فایر وصل کنید.

    http://digiato.com/

    البته داخل بسته بندی ۲ مدل کابل USB وجود دارد. یک کابل تکی است و برای کامپیوترهای جدیدتر کاربرد دارد، اما اگر نسخه USB کامپیوتر شما قدیمی است باید کابل دیگر را استفاده کنید که از یک طرف به درگاه Mini USB آمپلی فایر متصل می شود و در طرف دیگر (طرفی که به کامپیوتر متصل می شود) دو شاخه است، یعنی دو درگاه USB کامپیوتر شما را اشغال می کند.

    خوشبختانه ADATA کمی پایینتر از درگاه Mini USB دو درگاه USB اضافی هم گذاشته که اشغال شدن درگاه های USB کامپیوتر شما را جبران می کنند. این دو درگاه برای اتصال ابزارهایی مثل هارد اکسترنال، فلش و موس کاربرد دارند یا اینکه می توانید با استفاده از آنها دستگاه های دیگر را شارژ کنید.

    http://digiato.com/

    وقتی آمپلی فایر را به کامپیوتر متصل کردید حالا باید کابل سه شاخه ی هدفون را هم به آمپلی فایر متصل کنید. سمت دیگر آمپلی فایر را نگاه کنید. در این قسمت دو جک ۳/۵ میلی متری برای اتصال هدفون و میکروفن وجود دارند.

    http://digiato.com/

    یک درگاه USB هم در این بخش به چشم می خورد که برق مورد نیاز برای چراغ های قرمز هدفون را تامین می کند. وقتی این چراغ ها روشن هستند به نظر می رسد بدنه هدفون واقعاً قرمز است و جلوه زیبایی دارد.

    http://digiato.com/

    آمپلی فایر Solox F30 غیر از هدفون XPG Emix H30 با ابزارهای صوتی دیگر نیز قابل استفاده است. هر هدفون یا اسپیکر دیگری که می خواهید را به جک ۳/۵ میلی متری کنار درگاه های USB متصل کنید و دکمه ی سمت چپ را بزنید تا صدا به جای هدفون XPG به ابزار دوم ارسال شود.

    http://digiato.com/

    در این بخش دکمه های دیگری هم به چشم می خورند. دکمه ای که در تصویر بالا خاموش است وقتی روشن شود صدا را mute می کند. دکمه کناری حالت شبیه سازی صدای فراگیر ۷/۱ کاناله را فعال می کند و آخرین دکمه هم برای تغییر اکولایزر است. آمپلی فایر Solox F30 چهار اکولایزر مختلف دارد و چهار چراغ در بالای آمپلی فایر هستند که مشخص می کنند در حال حاضر کدام اکولایزر فعال است (امکان غیر فعال کردن اکولایزر وجود ندارد).

    http://digiato.com/

    چهار اکولایزر پیش فرض به ترتیب به شرح زیر هستند:

    • اکولایزر مناسب بازی کردن
    • اکولایزر مناسب پخش فیلم
    • اکولایزر مناسب برای صدای انسان (مثل فایل صوتی سخنرانی یا پادکست)
    • اکولایزر مناسب برای گوش کردن به موسیقی

    آمپلی فایر Solox F30 به راحتی با آهنربایی که دارد روی پایه فلزی رومیزی چفت می شود و هدفون هم بالای این پایه رومیزی قرار می گیرد تا مجموعه کامل شود. روی این آمپلی فایر یک دکمه ی بزرگ چرخنده وجود دارد که با استفاده از آن می توانید صدای کامپیوتر را کم و زیاد کنید. البته این کار با چند لحظه تاخیر انجام می شود.

    http://digiato.com/

    همانطور که اشاره کردیم هدفون XPG Emix H30 ابعاد بزرگی دارد و به تنهایی حدود ۴۰۰ گرم است. اگر از وزن هدفون خسته شدید می توانید آن را روی گردن خود قرار دهید اما در این حالت دامنه ی حرکت سر شما تا حد زیادی گرفته می شود. برخی هدفون ها هستند که earcup یا گوشی های آنها می چرخد و زیر چانه ی شما قرار می گیرد، اما گوشی های Emix H30 چنین قابلیتی ندارند و در جای خود ثابت هستند.

    http://digiato.com/

    Emix H30 از قابلیت حذف نویز نیز فعال برخوردار است، اما این قابلیت فقط وقتی کار می کند که میکروفن جدا شونده به هدفون متصل باشد. جای تعجب دارد که داخل این هدفون ۲ میلیون تومانی یک میکروفن کوچک برای قابلیت حذف نویز وجود ندارد.

    بند هدفون Emix H30 از دو بخش پلاستیکی و فلزی تشکیل شده است. وقتی هدفون را روی سر قرار دهید بخش پلاستیکی مثل بسیاری از هدفون های امروزی به شکل خودکار تنظیم می شود، اما بخش فلزی ثابت است. این قسمت و پایه رومیزی دستگاه تنها بخش های فلزی هدفون ای دیتا هستند و بقیه مجموعه از پلاستیک تشکیل شده است، چه خود هدفون و چه آمپلی فایر.

    پخش صدا

    http://digiato.com/

    earcup یا گوشی های بزرگ این هدفون به خوبی روی گوش را می پوشانند، اما صدای بیرون را کاملاً سد نمی کنند. داخل این گوشی های بزرگ دو درایور ۵۳ میلی متری وجود دارند که رقم مرسومی در دنیای هدفون های گیمینگ به شمار می آید. بقیه مشخصات هدفون هم هرچند چشمگیر نیستند، اما حداقل های مورد نیاز را تامین می کنند.

    • اندازه (قطر) درایور: ۵۳ میلی متر
    • مقاومت (امپدانس): ۳۲ اهم ± ۱۵ درصد
    • حساسیت: ۱۱۰ دسیبل ± ۳ دسیبل
    • بازه فرکانسی: ۲۰ هرتز تا ۲۰ هزار هرتز
    • بازه فرکانسی میکروفن: ۵۰ هرتز تا ۱۰ هزار هرتز
    • توان نامی: ۲۵ میلی وات

    اما در دنیای واقعی چطور؟ اگر برای گوش دادن به موسیقی دنبال هدفون هستید همین ابتدا بگوییم که هدفون های گیمینگ از جمله XPG Emix H30 به درد شما نمی خورند. Emix H30 حتی روی حالت پخش موسیقی هم فرکانس های میانی را چندان شفاف پخش نمی کند. فرکانس های صدای انسان نیز در همین بخش قرار می گیرند، در نتیجه وقتی به موسیقی با کلام گوش می کنید صدای خواننده به اندازه فرکانس های پایین و بالا شفاف نیست. موقع فیلم دیدن هم دیالوگ های بازیگران کمی خفه به گوش می رسند.

    گوش انسان نسبت به فرکانس های بالا (صداهای زیر) حساس تر است. این بخش از فرکانس ها به صدای انسان و ساز ها رنگ و رو می دهد. Emix H30 این بخش از صداها را با توجه به قیمت نه چندان بالایی که پرداخت می کنید، قابل قبول پخش می کند. صدا بیش از اندازه تیز نیست و گوش را آزار نمی دهد.

    Emix H30 در پخش بیس هم عملکرد خوبی دارد و حتی پایین ترین فرکانس های بم نیز موقع پخش صدا به گوش می رسند. گوش دادن به صدای سازهایی که فرکانس بم تولید می کنند (مثل کیک در درامز یا گیتارهایی با کوک بم) با این هدفون لذت بخش است و صدای ساز ها تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است.

    http://digiato.com/

    اما اگر فقط می خواهید بازی کنید، کافی است حالت بازی کردن را فعال کنید و لذت ببرید. صدای انفجار و تیر اندازی با بیس خوبی پخش می شود. موقع راه رفتن صدای خش خش برگها زیر پای کاراکتر به شکل مناسبی به گوش می رسد و جهت یابی با صدا به شکل نسبتاً دقیق انجام می شود. اگر حالت شبیه ساز صدای ۷/۱ کاناله را فعال کنید صدا کمی فراگیر تر می شود، اما در این حالت جهت یابی کردن با صدا دشوار تر خواهد بود.

    این قابلیت به لطف استفاده از چیپ صوتی CM6571 ساخت Cmedia فراهم شده که پیش از این در ساخت هدفون های گیمینگ بسیاری به کار رفته است. میکروفن هدفون نیز کیفیت خوبی دارد که برای صحبت کردن با هم تیمی ها مناسب است، اما کمی پایینتر از رقیبی مثل Sennheiser Game One قرار می گیرد.

    اگر باز هم تنظیمات بیشتری می خواهید نرم افزار XPG Audio Center را از وبسایت ADATA دانلود کنید. در این نرم افزار می توانید نرخ نمونه برداری هدفون را تغییر دهید، قدرت بیس را به شکل نرم افزاری تقویت کنید، حالت های مختلف صدای فراگیر چند کاناله را شبیه سازی کنید یا اکولایزرهای بیشتری را برای سبک های مختلف موسیقی مثل جز، راک یا پاپ فعال نمایید.

    البته جای تعجب دارد که حتی موقع استفاده از اکولایزرهای نرم افزار XPG نیز نمی توانید اکولایزر آمپلی فایر را غیر فعال کنید و حتماً یکی از حالت های موسیقی/بازی/صدا و پخش فیلم باید روشن باشد. در نتیجه اکولایزرها با یکدیگر قاطی شده و نتیجه چندان مناسبی ندارند.

    بقیه قابلیت هایی که شرکت سازنده برای بهینه سازی و ایجاد تغییرات نرم افزاری در XPG Audio Center قرار داده نیز چندان خوب عمل نمی کنند که با توجه به تازه کار بودن ADATA در این حوزه طبیعی است و انتظار می رود در بروزرسانی های آینده به مرور بهتر شود.

    جمع بندی

    http://digiato.com/

    همانطور که اشاره کردیم هدفون XPG Emix E30 با چیپ صوتی Cmedia عرضه می شود و از این نظر مثل بسیاری از هدفون های رقیب است، در نتیجه باید بر اساس ویژگی های دیگر دستگاه تصمیم گیری کنید. مثلاً اینکه Emix E30 در کنار آمپلی فایر Solox F30 عرضه می شود.

    هرچند این آمپلی فایر تاثیر چشمگیری در کیفیت صدای Emix E30 ندارد، اما در کنار پایه رومیزی و هدفون XPG مجموعه جالبی خلق می کند که زینت بخش میز کامپیوتر شما می شود. این هدفون برای بازی کردن کیفیت صدای قابل قبولی دارد و با وجود ابعاد بزرگی که دارد نسبتاً راحت است. Emix E30 قابلیت حذف نویز هم دارد، البته در صورتی که میکروفن قابل جدا شدن به هدفون وصل باشد.

    http://digiato.com/

    در مجموع باید گفت اولین تلاش ADATA برای ورود به حوزه صدا نه آنقدر موفق و چشمگیر بوده که سر و صدای بسیاری راه اندازد و نه آنقدر بد که شکست محسوب شود. اگر توقع بالاترین کیفیت و امکانات ممکن را نداشته باشید، هدفون XPG می تواند با برچسب قیمت زیر ۲ میلیون تومان نظر شما را جلب کند. اما باید با رقبای قابل توجهی مثل Beyerdynamic Custom Gaming یا Sennheiser Game One و HyperX Cloud Mix رقابت کند که سازندگانی با سابقه دارند یا با کیفیت بالاتر و قیمت پایین تری عرضه می شوند.

    نکات مثبت
    • دارای آمپلی فایر قابل استفاده با هدفون یا اسپیکرهای دیگر
    • بیس و پخش صدای نسبتاً قابل قبول
    • بند هدفون با قابلیت تنظیم خودکار
    • موقع استفاده با وجود وزن و ابعاد نسبتاً راحت است
    نکات منفی
    • همیشه یکی از اکولایزرهای پیش فرض آمپلی فایر به شکل اجباری فعال است
    • فرکانس های میانی چندان شفاف نیستند (خصوصاً صدای خواننده در موسیقی)
    • محصول چندان قابل حمل نیست و برای کار دیگری غیر از بازی کاربرد ندارد
    • استفاده زیاد از پلاستیک در ساخت بدنه


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید

    دانلود آهنگ بابک جهانبخش به نام برف

    در این پست می توانید آهنگ بابک جهانبخش برف را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ بابک جهانبخش برف

    Download New Song By  Babak Jahanbakhsh Called Barf

    خواننده نام آهنگ شاعر دسته بندی
    بابک جهانبخش برف یاحا کاشانی تک آهنگ

     

    نوشته دانلود آهنگ بابک جهانبخش برف اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    دانلود آهنگ جدید آرون افشار بنام جانم باش

    در این پست می توانید آهنگ آرون افشار جانم باش را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ آرون افشار جانم باش

    Download New Song By  Aron Afshar Called Janam Bash

    خواننده نام آهنگ آهنگساز دسته بندی
    آرون افشار جانم باش معین راهبر آهنگ غمگین

    &nbs

    نوشته دانلود آهنگ آرون افشار جانم باش اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

    دانلود آهنگ احمد سعیدی به نام تو بخند

    در این پست می توانید آهنگ احمد سعیدی تو بخند را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

    دانلود آهنگ احمد سعیدی تو بخند

    Download New Song By  Ahmad Saeedi Called To Bekhand

    خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
    احمد سعیدی تو بخند شاد

    &nbs

    نوشته دانلود آهنگ احمد سعیدی تو بخند اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فناوری محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر