سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به تازگی گزارش شده که مردی به نام ویلیام مونتانز برای آنلاک نکردن آیفون خود به زندان فرستاده شده است.

    داستان از این قرار است که چندی پیش یک پلیس او را به علت درست خارج نشدن از خیابان بازخواست نمود و برگه جریمه‌ای برایش نوشت. «کالین هال» معاون کلانتری که برای تحقیقاتی مربوط به خرید و فروش مواد مخدر در همان خیابان حاضر شده بود از مونتانز درخواست نمود که ماشینش را بگردد.

    مونتانز مخالفت نمود و معاون مجبور شد که از یک سگ تربیت شده کمک بگیرد. این مسئله موجب شد که مقدار کمی ماریجوانا در ماشین فرد یاد شده پیدا گردد. البته وکیل مدافع پرونده خاطر نشان کرده که پلیس به دلایل نامعلومی، بلافاصله و بدون پرسش از متهم سراغ سگ‌ تربیت شده رفته است.

    علاوه بر مواد مخدر، یک اسلحه و دو تلفن هوشمند نیز در ماشین متهم پیدا شد؛ یک آیفون مشکی به همراه آیفون 7 دیگری که سفید و قرمز رنگ بود. جالب اینجا بود که روی صفحه نمایش یکی از این گوشی‌ها، پیغامی با عبارت «خدای من آنها پیدایش کردند.» به چشم می‌خورد.

    نیروی پلیس که با دیدن این پیغام مشکوک شده بود، از مونتانز درخواست کرد که با آنلاک کردن آیفون هایش، آنها را در تحقیقاتشان یاری دهد. او مخالفت نمود و کارآگاهان مجبور شدند که حکمی برای این موضوع تهیه کنند.

    در دادگاه این مسئله مطرح شد و قاضی اعلام کرد نیروی پلیس می‌تواند گوشی ها را حتی بدون رضایت صریح فرد نیز آنلاک کند. پس از این اتفاق از متهم خواسته شد که رمز عبور خود را در اختیار دادگاه قرار دهد.

    با این وجود مونتانز اعلام کرد که دو گوشی را به تازگی خریداری نموده و به همین دلیل پسورد‌هایشان را فراموش کرده است. قاضی به محض شنیدن این صحبت، متهم را به علت اهانت به دادگاه برای ۱۸۰ روز روانه زندان کرد.

    این مسئله موجب شد که وکیل مدافع دادگاه عصبی شده و به رسانه‌ها اعلام کند:

    «اگر پلیس به هر دلیلی شما را دستگیر کند، اجازه دارد که گوشی یا هر گجت دیگر شما را بگردد. اگر شما برای امنیت داده های خود ارزش قائل باشید و با آنها همکاری نکنید. آنگاه به راحتی می‌توانند برای مدتی طولانی شما را روانه زندان کنند.»


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    کمپانی بریتانیایی «رولز رویس» که در زمینه طراحی و تولید خودروهای لوکس فعالیت دارد، از مدل مفهومی یک ماشین پرنده رونمایی کرده است.

    در سال های اخیر افزایش جمعیت شهرها از یک سو و از سوی دیگر پیشرفت های چشمگیر فناوری باعث شده که کمپانی های بزرگ و کوچک فعال در زمینه حمل و نقل نظیر ایرباس، اوبر و Opener به طراحی ماشین های پرنده روی بیاورند.

    نمایشگاه بین المللی صنایع هوایی «فارن بورو» هر ساله میزبان شرکت های معتبری است که نوآوری های خود را در زمینه راهکاری نوین حمل و نقل هوایی به نمایش می گذارند. امسال رولز رویس از این فرصت برای رونمایی از کانسپت یک خودروی الکتریکی عمود پرواز (EVTOL) بهره برده که به لطف بال های با قابلیت چرخش ۹۰ درجه، توانایی حمل پنج سرنشین را دارد. رولز رویساین خودرو کاملا الکتریکی نیست و توربین های گازی آن ۵۰۰ کیلووات انرژی لازم برای حرکت پروانه ها را تولید می کنند. حداکثر ارتفاع پرواز با ماشین پرنده رولز رویس ۸۰۰ متر بوده و سرعت آن به ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت می رسد.

    خودروی هیبریدی شاید بهترین راهکار برای محیط زیست نباشد اما مهندسان این شرکت آن را نمونه ای اولیه خوانده اند که برای ذخیره انرژی به یک باتری نیز مجهز شده است.

    قابلیت تا شدن ۹۰ درجه ای بال ها امکان پرواز و فرود عمودی را برای ماشین فراهم کرده تا در فضاهای محدود نیز قابلیت مانور داشته باشد. در این حالت نویزهای ورودی به کابین به حداقل رسیده و نیروی محرکه از طریق دو موتور عقبی تامین خواهد شد.

    رولزرویس تاکید کرده که فناوری های پایه این ماشین پرنده در حال حاضر وجود داشته یا در دست توسعه قرار دارد، از اینرو انتظار می رود در سال ۲۰۲۰ به تولید برسد. پیش از این کمپانی های ایرباس و اوبر از ماشین های پرنده دیگری نظیر «بل» رونمایی کرده اند که برای شهرهای بزرگ بسیار کاربردی تر به نظر می رسند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    این روزها شرکت سامسونگ با تولیدات مختلف خود از لوازم خانگی گرفته تا دستگاه‌های پوشیدنی، تبلت‌ها، تلفن‌های هوشمند، تجهیزات پزشکی، سیستم‌های شبکه و قطعات نیمه رسانا و همچنین نمایشگرهای حرفه‌ای یکی از فعال‌ترین‌ها در بازار جهان است، به طوریکه یکی از گزینه‌های نخستین برای خرید موبایل، تبلت یا تلویزیون برند سامسونگ است. در این میان لپ‌تاپ‌های سامسونگ هم جزو آن دسته از دستگاه‌هایی هستند که بسیاری از کاربران آنها را برای استفاده شخصی یا حرفه‌ای انتخاب می‌کنند. از همین رو گزینه انتخاب این نوع لپ‌تاپ‌ها همیشه روی میز قرار دارد.

    سامسونگ زاده شد

    کلمه سامسونگ از ادغام دو واژه سام و سونگ تشکیل شده که به معنی سه ستاره است. این شرکت در سال ۱۹۳۸ میلادی در شهر تایگو کره جنوبی توسط فردی به نام لی بیونگ چول تاسیس شد. ابتدا کار این شرکت صادرات ماهی خشک و آرد به چین بود تا در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی به کسب و کارهای دیگری روی آورد. در این سال‌ها سامسونگ قدم در فعالیت‌هایی مانند بیمه عمر و تولید منسوجات گذاشت و چند سال بعد هم به تولید تلویزیون را در دستور کار خود قرار داد.

    در سال‌های بعد سامسونگ تولید کننده ماشین لوازم صوتی، ظرفشویی و یخچال و فریزر شد و در دهه ۹۰ میلادی به سبد کالاهای تولیدی خود هارد دیسک و دستگاه‌های کامپیوتری را افزود و بعد با روی کار آمدن تبلت‌ها و موبایل‌ها یکی از نخستین شرکت‌هایی بود که در این زمینه به فعالیت‌های گسترده پرداخت.

    در این بین کارشناسانی که در حوزه فناوری اشتغال دارند می‌دانند که خرید و فروش لپتاپ سامسونگ همچنان بازار خود را حفظ کرده است و نوت‌بوک‌ها و لپ‌تاپ‌های این برند کره‌ای از بهترین قطعات ساخته شده‌اند. طبق گفته این شرکت ۷۰ درصد قطعات این محصولات مثل پنل ال سی دی و مموری‌شان توسط همین شرکت ساخته می‌شوند.

    لپ‌تاپ‌ سامسونگ

    آنچه که نخستین اصل در بازار ساخت لپ‌تاپ است، این است که این دستگا‌ه‌ها باید در برابر ضربات مقاوم باشند، از همین رو مانند آزمون‌های مقاومت در تصادف صنعت خودروسازی، سامسونگ هم شرایط آسیب زننده مختلفی را مانند تست پرتاپ، انداختن روی زمین، وارد کردن ولتاژهای مختلف برق و یا قرار دادن دستگاه در اتاق‌های مختلف با درجه دمای متفاوت را بر روی محصولات خود تست می‌کند.

    یکی از مزایای این نوع دستگاه‌های سامسونگ این است که طول عمر باتری خوبی دارند و به اصطلاح زود خالی نمی‌شوند. ضمن اینکه بیشتر لپ‌تاپ‌های این شرکت کره‌ای به نسبت سایر برندها اقتصادی‌تر هم هستند.

    از همین رو اگر عبارت خرید و فروش لپتاپ سامسونگ را در سایت دیوار جست و جو کنید. با محصولات مختلفی روبرو خواهید شد که به صورت نو یا کارکرده در معرض فروش قرار گرفته‌اند. مثلا نوت بوک ۹ سامسونگ که در سایت دیوار برای فروش گذاشته شده از جدیدترین نسل تراشه‌های اینتل یعنی پردازنده‌های کافی لیک برخوردار است. ضمن اینکه این دستگاه در دو اندازه ۱۳ و ۱۵ اینچ عرضه می‌شود تا هر اندازه‌ای که مد نظر مشتری است آن را انتخاب کند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    حتما شما هم با واژه اکسسوری (accessory) برخورد کرده‌اید، اکسسوری لغت انگلیسی است به معنای لوازم جانبی که تقریبا چند سالی است وارد فرهنگ ایرانی هم شده است و زیاد از آن استفاده می‌شود. در واقع به چیزهایی که به عنوان متعلقات یا تجهیزات اصلی و فرعی وسیله و محیط پیرموان آن اطلاق می‌شود، اکسسوری یا همان لوازم جانبی می‌گویند.

    انواع لوازم جانبی

    لوازم جانبی معمولا برای وسایل فناوری اطلاعات مانند تبلت و موبایل گفته می‌شود. قاب موبایل و تبلت از جمله این وسایل به شمار می‌آید. با مراجعه به سایت‌های فروش این نوع لوازم با انبوهی از پیشنهادات متنوع خرید و فروش قاب موبایل و تبلت مواجه خواهید شد که در نوع خود موجب استفاده بهتر از این وسایل و تنوع در زندگی‌تان می‌شود. مثلا قاب موبایل علاوه بر افزودن زیبایی به گوشی موبایل‌تان می‌تواند موجب استحکام بیشتر آن در برابر ضربات یا ریزش آب باشد. لوازم جانبی‌ها چه در زمینه فناوری اطلاعات و چه در زمینه وسایل شخصی اکثرا زنانه و مردانه دارند و کمتر پیش می‌آید که وسیله‌ای باشد که برای هر دو جنس مناسب باشد.

    با جست و جویی ساده در اینترنت می‌توانید قاب مناسبی برای گوشی اپل یا سامسونگ خود پیدا کنید. تنها مراقب باشید قاب مزبور مخصوص برند گوشی شما باشد یعنی قاب مخصوص گوشی آیفون را برای موبایل هواوی استفاده نکنید و همچنین مراقب باشید که برای حفاظت از صفحه نمایش گوشی موبایل یا تبلت یا خود این وسایل از قاب‌های مستحکم و دارای گارانتی استفاده کنید تا اینکه اگر هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، وسیله‌ای به شما داده شود که ارزشمند باشد و درصورت عدم کارکرد درست آنها بتوانید به خدمات پس از فروش شرکت ارائه دهنده گارانتی مراجعه کنید.

    اکسسوری

    اما واژه اکسسوری برای وسایلی مانند کیف، عطر و ادکلن و یا جاسوئیچی به کار می‌رود که بیشتر جنبه تجملاتی دارند. گفته شده اکسسوری‌هایی مانند گوشوار، عینک آفتابی، گردنبند، کمربند، کیف و کفش به ویژه برای خانم‌ها ضروری و لازم هستند. این وسایل هرچند برای حیات یک انسان یا حفاظت از او لازم نیستند اما می‌توانند در دنیای مد امروز، صاحب خود را شیک‌تر نشان دهند. مثلا در سایت دیوار می‌توانید با مراجعه به بخش لوازم شخصی، اکسسوری‌هایی که افراد برای فروش گذاشته‌اند از ساعت مچی سوآچ و ورساچی گرفته تا کیف‌های چرم دوزی ایرانی و خارجی را مشاهده کنید. در این بخش می‌توانید لوازم کارکرده اما نویی را هم پیدا کنید که با قیمت‌های مناسب برای فروش گذاشته می‌شوند.

    همانطور که گفتیم به اکسسوری‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات لوازم جانبی می‌گویند. در دیوار می‌توانید در قسمت وسایل الکترونیک با جست و جوی عبارت خرید و فروش قاب موبایل و تبلت، قاب گوشی همراه، قلم موبایل و تبلت، محافظ صفحه نمایش مناسبی برای خود پیدا کنید. در همین سایت با جست و جوی ساده‌ای می‌توانیداز انواع وسایلی مانند فلش، پاوربانک، ساعت هوشمند و … که همه جزو همین بخش و زیر مجموعه آن محسوب می‌شوند، دیدن کنید و هرکدام را که خواستید خریداری کنید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    اخیرا همه ما سعی می‌کنیم کار با گوشی‌هایمان را آسان‌تر کنیم. به هر حال در طول روز بیشتر از هر چیزی با آن‌ها سر و کار داریم و اصلا کار عجیبی نیست که بخواهیم نحوه استفاده از موبایل هایمان را ساده‌تر کنیم. ابزار انجام این کار هم در فضای وب پر است و کافیست نگاهی به فروشگاه‌های معتبر اپلیکیشن بیندازید تا با کلی اپ مختلف که به کمک آن‌‌ها می‌توان نحوه استفاده از موبایل‌ها را متفاوت کرد آشنا شوید.

    یکی از همین اپ‌ها EasyTouch است که عملکردی شبیه به کلید مجازی Assistive Touch آیفون‌ها دارد. البته ظاهر EasyTouch هم بی شباهت به Assistive Touch نیست. دقیقا همان فرم و شکل را دارد و حالت شناور آن نیز کاملا از Assistive Touch کپی شده. البته لازم به ذکر است که EasyTouch نسبت به برادر ناتنی خود گستردگی بیشتری دارد. با نصب این اپ شما قادر خواهید بود که به چندین و چند میانبر مختلف دسترسی داشته باشید.

    جالب‌تر اینکه این میانبرها فقط به یک سری اپلیکیشن خاص که خودتان انتخابشان کرده‌اید ختم نمی‌شوند و شما می‌توانید با فشردن EasyTouch به مخاطبین برگزیده و همچنین چند ویژگی جالب مثل گرفتن اسکرین شات، روشن کردن چراغ قوه و بوست حافظه رم نیز دسترسی داشته باشید.

    EasyTouch

    خوشبختانه کار کردن با EasyTouch به لطف منوهای ساده و نه چندان پیچیده آن نیز آسان است. با اولین ورود شما به محیط EasyTouch، اپلیکیشن از شما یک سری مجوز خاص درخواست می‌کند که برای پیروی از دستورات دیگرتان به آن‌ها نیاز دارد. با خواندن نوع مجوزهای درخواست شده نیز می‌شود فهمید که مشکل خاصی امنیت شما را تهدید نمی‌کند و خیلی راحت می‌توانید به EasyTouch اعتماد کنید و دسترسی‌های لازم را برایش باز کنید.

    دسترسی‌ها که داده شد به منو اصلی اپ ارجاع داده می‌شوید که در آن گزینه‌‌ای چون Gesture خودنمایی می‌کند. با ورود به منو Gesture امکان تعریف ۴ ژست حرکتی ساده برای این کلید مجازی در اختیارتان قرار می‌گیرد. مثلا می‌توانید کاری کنید که با دو بار فشردن پشت هم این کلید کمکی، دوربین موبایلتان بالا بیاید و دسترسی سریع‌تری به آن داشته باشید. جدای از این موضوع امکان ویرایش لیست میانبرهایی که EasyTouch در اختیارتان می‌گذارد هم وجود دارد.

    فقط کافیست کلید مجازی EasyTouch را بفشارید تا پنجره آن در مقابلتان باز شود. سپس باید انگشتتان را برای چند ثانیه روی یکی از آیکون‌ها نگه دارید تا گزینه Edit panel در مقابلتان ظاهر شود. حالا اگر این گزینه را بفشارید، بالای هر میانبر یک ضربدر ظاهر می‌شود که با لمس آن می‌توان یک میانبر را حذف و میانبر دیگری را جایگزین کرد.

    در کل EasyTouch اپلیکیشن جالبی است و دقیقا به درد کسانی می‌خورد که می‌خواهند محیط اندرویدی موبایلشان کمی به فضای iOS نزدیک‌تر شود. پس اگر جزو همین افراد هستید و دوست دارید روی موبایل اندرویدیتان چیزی شبیه به Assistive Touch داشته باشید، شک نکنید که EasyTouch حسابی به کارتان می‌آید. با این حال اگر به دنبال اپلیکیشنی هستید که بتواند از پس کارهای بیشتری برآید، بد نیست برای fooView نیز شانسی قائل شوید.

    EasyTouch
    • EasyTouch
    • قیمت: رایگان
    • سازنده: SHERE WORKSHOP
    • سیستم عامل: اندروید
    • حجم: 5.4 مگابایت


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    چه خوشمان بیاید یا نه، هیدئو کوجیما یکی از بزرگترین بازی سازان تاریخ به حساب می آید و سری بازی متال گیر به عنوان امضای او در این صنعت، نشانه خوبی از توانمندی هایش محسوب می شود.

    حال که 31 سال از انتشار اولین نسخه از این سری می گذرد و خبرهای پیرامون فیلم سینمایی متال گیر سالید بیشتر از همیشه شده اند، قصد داریم تا در ادامه به بررسی تاریخچه این فرنچایز شناخته شده بپردازیم.

    Metal Gear

    اولین قسمت از سری متال گیر در سال 1987 برای سیستم های ام اس ایکس 2 عرضه شد. هیدئو کوجیما جوان که پیش از این تلاش های نسبتاً ناموفقی را برای ورود به عرصه داستان نویسی و فیلم سازی تجربه کرده بود، در اولین تجربه خود در بازیسازی، همه را غافلگیر کرد.

    متال گیر در زمان عرضه با واکنش های بسیار مثبتی از سمت منتقدان روبرو شد و معنی تازه ای به سبک «مخفی کاری» داد. کاربران طی این بازی در نقش مامور ویژه تازه کاری با نام «سالید اسنیک» قرار می گرفتند که برای تجربه اولین ماموریت خود در سال 1995 میلادی برای کشف سلاحی خطرناک راهی آفریقای جنوبی می شد.

    شما در نقش اسنیک وظیفه داشتید تا به صورت مخفی به دل پایگاه های دشمن نفوذ کرده و ماموریت های خاصی را به اتمام برسانید. در صورت روبرو شدن با دشمنان، حالت «خطر» در بازی فعال می شد و شما باید سریعاً با از بین بردن دشمنان یا مخفی شدن از دید آن ها، وضعیت را به حالت عادی بر می گرداندید.

    Metal Gear 2: Solid Snake

    بعد از موفقیت های قسمت اول متال گیر، کونامی سریعاً با کوجیما برای ساخت متال گیر بعدی قرارداد امضا کرد و در نتیجه متال گیر 2: سالید اسنیک با فاصله ای 3 ساله نسبت به قسمت پیشن برای MSX 2 عرضه شد.

    المان های مخفی کاری قسمت پیش این بار با جزییات بیشتری برگشته بودند. حال دشمنان می توانستند بین اتاق های مختلفی جابجا شده و حتی با کوچک ترین حرکتی از سمت شما، متوجه حضورتان در محیط بشوند. سربازان دشمن قوی تر از گذشته بودند و در ضمن می توانستند با چرخاندن سر خود به جهت های مختلف، از حضور شما در محیط آگاه شوند.

    در حالی که قسمت پیشین متال گیر روی مباحثی همچون جنگ های هسته ای و گسترش سلاح های کشتار جمعی متمرکز بود. متال گیر 2 به مسائلی همچون بحران نفت، ماهیت زشت جنگ و گسترش جنگ در جهان می پرداخت.

    در این قسمت سالید اسنیک چند سال پس از حوادث متال گیر وظیفه داشت تا با نفوذ به قلمرویی شدیداً محافظت شده، دانشمند ربوده شده ای نجات بدهد. بازی به علت داستان تاثیرگذار، گیم پلی فوق العاده و پیشرفت های زیاد نسبت به نسخه پیشین با واکنش بسیار مثبت منتقدان و طرفداران روبرو شد و در حال حاضر به عنوان یکی از بهترین بازی های 8 بیتی تاریخ شناخته می شود.

    Metal Gear Solid

    بعد از قسمت دوم متال گیر، این مجموعه به جز گیم پلی فوق العاده اش، به خاطر داستان عمیق و پرجزییاتی که داشت بین علاقه مندان به بازی های ویدیویی شناخته شده بود.حال کوجیما قصد داشت تا با ورود به نسل بعدی کنسول ها و استفاده از فناوری های به روزتر، قابلیت تعریف داستانی حتی عظیم تر و پر جزییات تر از گذشته را داشته باشد.

    به همین دلایل، در ابتدا قرار بود Metal Gear 3 برای کنسول کمپانی پاناسونیک عرضه شود. با کاهش توجه به مخاطبان به این کنسول، کوجیما کار ساخت این بازی را لغو کرد تا بهانه ای برای شروع دوباره مجموعه متال گیر و خلق یکی از بازی های تمام ادوار یعنی Metal Gear Solid شکل بگیرد.

    متال گیر سالید بعد از طی کردن دوره 3 ساله ساخت، در سال 1998 برای کنسول محبوب نسل پنجمی سونی یعنی پلی استیشن 1 عرضه شد. عرضه بازی برای این کنسول پیشرفته موجب شده بود تا متال گیر جدید کاملاً به صورت سه بعدی دنبال شود.

    داستان بازی که 6 سالی بعد از حوادث قسمت پیش و در سال 2005 میلادی دنبال می شود، روایتگر شورش تازه ای از جانب لیکوئید اسنیک و شخصی به نام اسلات است که برای به دست آوردن سلاحی کشتار جمعی تلاش می کنند. آن ها برای آن که کار نگران کننده ای انجام دهند، درخواست 1 بیلیون دلار پول نقد و بقایای جسد بیگ باس را دارند و همین موضوع باعث می شود تا اسنیک به عنوان شاگرد قدیمی بیگ باس از بازنشستگی خارج شده و برای از بین بردن این بحران وارد عمل شود.

    بازی در مدت کوتاهی بیش از هفت میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروش رفت و به میانگین امتیاز 94 از 100 دست یافت. متال گیر سالید از دید تعداد زیادی از نشریات مرتبط با بازی های ویدیویی به عنوان بهترین بازی سال معرفی شد و همه کوجیما را به عنوان استادی ماهر در روایت داستان و صحنه های سینمایی در گیم پلی مشناختند.

    Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty

    جدا از نسخه ای فرعی از متال گیر که با نام Metal Gear: Ghost Babel در سال 2000 برای کنسول دستی گیم بوی منتشر شد و به موفقیت زیادی هم رسید، نسخه دوم از مجموعه متال گیر سالید بعد از 3 سال فاصله نسبت به نسخه ابتدایی برای تمام پلتفرم های شناخته شده آن زمان منتشر شد.

    تا به اینجای کار کوجیما با الهام گرفتن از عناوین مشابه، داستان سری متال گیر را به بهترین شکل ممکن روایت می کرد اما در Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty، همه چیز تغییر کرد و در این عنوان شاهد یکی از مدرن ترین و به اصطلاح کوجیمایی ترین روایت ها برای یک بازی ویدیویی داستان محور بودیم.

    بعد از آن که طی نسخه های پیشین متال گیر، سالید اسنیک به عنوان شخصیت اصلی بازی خوش درخشیده بود، همه انتظار درخشش او در متال گیر سالید 2 را هم داشتند اما با توجه به اتفاقاتی که در ابتدای بازی رخ می داد، اسنیک اعتبار خودش را از دست داده و Foxhound مجبور می شود سرباز جدیدی را با نام «رایدن» برای انجام ماموریت نجات رئیس جمهور اعزام کند.

    رایدن جوان به دل بسیاری از گیمرها نشست و مکانیک های مخفی کاری و تاکتیکی بازی هم آنقدر خوب بودند تا سیل زیادی از نمرات کامل و جوایز مختلف را برای کوجیما و بازی جدیدیش به ارمغان بیاورند. جالب است بدانید که در ابتدا قرار بود بخش زیادی از این بازی در ایران رخ دهد که به دلایل مختلفی این اتفاق رخ نداد و خط داستانی بازی به طور کامل تغییر کرد.

    Metal Gear Solid 3: Snake Eater

    متال گیر سالید

    در ابتدا قرار بود متال گیر سالید 3 برای کنسول نسل هفتم سونی یعنی پلی استیشن 3 عرضه شود اما تاخیر در عرضه این کنسول پرحاشیه از جانب سونی باعث شد تا کاربران پلی استیشن 2 در آخرین روزهای عمر کنسولشان شاهد یکی از بهترین بازی های تاریخ باشند.

    قسمت سوم متال گیر سالید در واقع یک پیش درآمد برای کل این مجموعه به حساب می آمد. در این قسمت با در نقش شخصیت جدیدی به نام نیکد اسنیک قرار می گرفتیم که در واقع همان مربی همیشگی سالید اسنیک یعنی باس بود.

    کوجیما با انتقال داستان بازی به دهه 60 میلادی، از پتانسیل جنگ های سرد و روابط پشت پرده میان دولت آمریکا و روسیه برای نگارش داستان این عنوان استفاده کرد. طی داستان بازی در نقش باس وارد خاک روسیه شده و در راه پیدا کردن داشمندی از حرکات خصمانه آمریکا برای پیروزی در جنگ سرد آگاه می شویم. سالید اسنیک جوان در این قسمت با باس دیدار کرده و دولت آمریکا از همین بهانه برای کنار گذاشتن باس به خاطر آگاهی از راز های کشور استفاده می کند.

    متال گیر سالید 3 یکی از احساسی ترین داستان های این مجموعه را داراست و پرداختن به موضوعاتی همچون وفاداری، فداکاری برای دوستان و میهن پرستی باعث شد تا این مجموعه با وجود فروش نسبتاً کمترش نسبت به نسخه های پیش از محبوبیت زیادی نزد طرفداران قدیمی متال گیر سالید برخوردار باشد.

    Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots

    قرار بود داستان سری متال گیر با انتشار قسمت سوم برای همیشه به پایان برسد اما قسمت چهارم از این سری با درخواست هواداران برای مشخص شدن وقایعی که در متال گیر سالید 2 رخ داده بود کلید خورد. قصه بازی تنها 5 سال بعد از وقایع متال گیر سالید 2 جریان داشت اما به دلیل پیری زودرسی که سالید اسنیک دچار آن شده بود، ما کنترل او را تحت نام «اسنیک پیر» بر عهده می گرفتیم.

    داستان سلاح میهن پرستان حول محور تلاش های ارتش های خصوصی برای بهم زدن نظم جهانی و شناخته شدن جنگ به عنوان یک موقعیت تجاری است. این بار برادر ژنتیکی سالید اسنیک یعنی لیکوئید بازگشته و تهدیدی دوباره برای اسنیک از پا افتاده است.

    داستان متال گیر سالید به خوبی روایتگر زندگی مهین پرستانی است که به خاطر بازی های سیاسی سیاست مداران کشورشان، قربانی می شوند. رابطه عمیق بین باس و سالید اسنیک و تم عرفانی بازی باعث شد تا بازهم نسخه دیگری از سری متال گیر به عنوان یکی از بهترین بازی های تاریخ شناخته شود.

    در بخش گیم پلی نیز متال گیر سالید 4 حرف های زیادی برای گفتن داشت. از تنوع بالای مراحلی که در نقاط مختلف جهان دنبال می شدند گرفته تا بخش چندنفره بازی و کات سین های سینمایی طولانی بازی همگی شاهکاری بدون همتا را ساخته بودند.

    Metal Gear Solid: Peace Walker

    با وجود آن که سفیر صلح یکی از قسمت های شماره دار متال گیر به شمار نمی رود اما اهمیت آن به هیچ عنوان کمتر از نسخه های اصلی این مجموعه نیست. بعد از تجربه موفق کوجیما و کونامی در عرضه Metal Gear Solid: Portable Ops، آن ها این بار با تمرکز بیشتری سراغ ساخت یک بازی برای کنسول دستی سونی یعنی پلی استیشن همراه رفتند.

    در سفیر سلح با اسنیکی طرف هستیم که به علت علت اصرارهای دولت کاستاریکا و همچنین انگیزه شخصی برای پیدا کردن باس وارد این کشور می شود. این بازی پر است از طعنه های سیاسی به دولت های روسیه و آمریکا و لحظات احساسی متعدد.

    اسنیک طی این عنوان بارها به عملیاتی که وارد آن شده و ماهیت خود به عنوان یک فرد ضد جنگ شک می کند و طی داستان با درگیری ها او با خودش بر سر عقایدی که دارد بیشتر آشنا خواهید شد. طبق گفته کوجیما این بازی تحت تاثیر حمایت دولت کاستاریکا از حمله ایالات متحده به عراق ساخته شده و روی عواقب وحشتناک جنگ متمرکز است.

    گیم پلی سفیر صلح نیز پسوند نام این بازی را به خوبی معنا می کند و در آن عناصر اکشن با المان های مخفی کاری برای جلوگیری از کشته شدن سربازان، چه خودی و چه دشمنان، جایگزین شده اند. این بازی با واکنش های کاملاً مثبتی از سمت هواداران متال گیر و پلی استیشن همراه روبرو شد و به عقیده عده بسیاری زیادی، این عنوان بهترین بازی این کنسول دستی نیز به شمار می رود.

    Metal Gear Solid V: Ground Zeroes

    تقریباً همه شما از شیوه معرفی قسمت پنجم متال گیر سالید آگاه هستید. ثبت دامین های تجاری متفاوت، پخش تریلر در مراسم گیم آواردز بدون هیچ اطلاع قبلی و در آخر هم عرضه یک پیش درآمد 30 دلاری برای متال گیر سالید 5 که می توان آن را در کمتر از 1 ساعت به پایان رساند.

    متال گیر سالید: گرند زیرو نمایش کوتاه بسیار خوبی از آن چیزی بود که باید در فانتوم پین منتظر آن می بودیم. داستان بازی دقیقاً بعد از همان جایی که سفیر صلح به پایان رسید آغاز می شود و در نهایت متوجه محل قرارگیری باس بعد از اتفاقات Peace Walker خواهیم بود. گرند زیرو همچنین اطلاعات تازه ای از سرنوشت پاز به عنوان یکی شخصیت های مهم قسمت پیشین در اختیار ما قرار می دهد.

    با تمام این اوصاف، کوجیما و کونامی به خاطر مدت زمان کوتاه بازی و قول هایی که به آن عمل نکردند با انتقادهای زیادی روبرو شدند، انتقادهایی که اکثراً با عرضه فانتوم پین به دست فراموشی سپرده شد.

    Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

    متال گیر سالید

    سرانجام در سال 2015 نسخه پنجم (شاید آخرین) از سری متال گیر سالید به عنوان یکی از پرحاشیه ترین قسمت های این فرنچایز برای پی سی و کنسول های نسل هفتم و هشتم عرضه شد. وقایع بازی در سال 1984 و قبل از آغاز حوادث نسخه اول متال گیر جریان دارد.

    باس در اینجا برای گرفتن انتقام از افرادی که باعث کشته شدن عده زیادی از گروه او شدند، به بخش هایی از افغانستان، شوروی و آفریقا سفر می کند. فانتوم پین از هر نظر یک پیشرفت بزرگ برای سری متال گیر به حساب می آمد. از پیشرفت بخش مخفی کاری، تنوع اسلحه ها، بزرگ شدن محیط و هوش مصنوعی دشمنان گرفته تا روایت سینمایی کامل تر و جلوه های بصری عالی همه از ویژگی های این عنوان به شمار می آمدند.

    البته با وجود روایت داستانی عالی این قسمت، در فانتوم پین هم به بسیاری از سوالات همیشگی پیرامون بیگ باس و قضایای متال گیر پاسخ داده نشد تا بعضی از هوادران قدیمی از کوجیما ناامید شوند. البته با جدایی کوجیما از کونامی و رمزگشایی فایل های نسخه پی سی بازی این فرضیه مطرح شد که کوجیما به علت اختلاف های خود با کونامی، مجبور به کوتاه کردن بازی شده است.

    با وجود همه این حاشیه ها، MGS V نیز توسط بسیاری از منتقدان شاهکاری تازه در عرصه بازی سازی تلقی شد تا احتمال عدم ساخته شدن نسخه جدیدی از این مجموعه خاطره انگیز، ناراحت کننده تر از همیشه باشد.

    البته چندی پیش نسخه جدیدی از این سری با نام Metal Gear Survive با محوریت بخش چندنفره عرضه شد که منتقدان و هواداران اقبال چندانی به آن نشان ندادند.

    دیدگاه شما چیست؟ دلیل موفقیت سری متال گیر طی بیش از 3 دهه اخیر را چه می دانید؟


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    ماجرای قطعات تقلبی موجود در بازار خودرو، ماجرای تازه ای نیست، با این حال در پی وخیم شدن شرایط تامین ارز و واردات قطعات منفصله از گمرک و افزایش قیمت ها، زمینه برای عرضه قطعات تقلبی یا مستعمل در بازار به شدت افزایش یافته است و همین مسئله نیز به افزایش شدید هزینه های نگهداری از خودرو و پیچیدگی تعمیر و نگهداری خودروهای دست دوم منجر شده است.

    «همین حالا نیمی از قطعاتی که به اسم برند آلمانی و فرانسوی در ایران به فروش می‌رسند قطعه‌های تقلبی هستند که در واحدهای زیرزمینی تولید می‌شوند. کیفیت این قطعه چندین برابر از قطعه‎های ایرانی بدتر است.چرا که کیفیت قطعه های کارخانه های مجوز دار تحت نظارت استاندارد تولید و بسته بندی می شود اما هیچ نظارتی بر عملکرد بنگاه های بی‌نام و نشان وجود ندارد.» این جملاتی که «علیرضا نیک آئین» رئیس اتحادیه مکانیسین‌ها با گفتن آنها آشفتگی بازار قطعات را تائید کرد.

    آمارهای اعلامی از سوی گمرک در حالی از واردات 780 میلیون دلار قطعه در 3 ماهه نخست امسال خبر می‌دهد که این روزها قطعه‌های خودروهای خارجی در بازار نایاب شده است.

    تولید-قطعات-تقلبی-خودرو

    آنگونه که رئیس اتحادیه مکانیسین‌ها اعلام کرده فروشندگان قطعه حاضر به عرضه محصولات خود نیستند و همین مساله، تعمیر خودروهای خارجی را با مشکل مواجه کرده و در برخی موارد هزینه تعمیر خودرو از قیمت خودرو گران‌تر می‌شود. نیک آئین همچنین از افزایش شکایات از مکانیک‌ها به اتحادیه به دلیل نصب قطعه‌های تقلبی خبر داد و به پول نیوز گفت:

    «البته قطعه‌های تقلبی به صورت ماهرانه‌ای همانند قطعه‌های اورجینال ساخته می‌شود و همین مساله امکان تشخیص برند اصل را از تقلبی را حسابی سخت کرده است البته مردم در صورت هرگونه شکایات از مکانیک‌ها می‌تواند با شماره 77646060 تماس بگیرند. در حال حاضر دارندگان محصولات بنز، BMW، پورشه بیشترین مشکل را در تامین قطعه دارند. البته خودروهای آسیایی هم چندان از مشکلات این روزها بی‌نصیب نیستند اما به دلیل قیمت بالایی که خودروهای اروپایی دارند، تولید قطعه‌های تقلبی به اسم آلمان و فرانسه و آمریکا سود بیشتری برای سودجویان داشته و به همین دلیل قطعه‌های تقلبی را در این برندها بیشتر می‌بینیم.»

    قطعه‌های تقلبی خودرو

    تلاطم در مکانیکی‌ها

    بررسی بازار قطعات خودرو نشان می‌دهد این روزها هزینه تعمیر خودرو به نسبت اسفند پارسال 50 تا 100 گران‌تر شده است. پیش این هزینه یک دست رینگ و پیستون ولوو 7 میلیون تومان بود اما حالا قیمت این قطعه به 21 میلیون تومان رسیده است. البته این گرانی تنها گریبان‌گیر صاحبان خودروهای گران قیمت نیست بلکه دارندگان کامیون و اتوبوس‌های خارجی که از قشر مرفه جامعه نیستند هم برای تامین قطعات با مشکل مواجه شده‌اند. به همین دلیل سری می‌زنیم به چند مکانیکی‌ سطح شهر تا حال و هوای تعمیرکاران و مشتریان را جویا شویم.

    مکانیکی، جلوبندی، تنظیم موتور و تعویض روغن؛ تابلو لاجوردی دیگر رنگ و روی قبلش ندارد، انگار در این چند سالی‌ که بالای مغازه بوده تیغ آفتاب و تندی بوی بنزین و روغن، رمق‌ش را کشیده است. «کامران مصطفوی» کارش را از شاگردی شروع کرده و حالا 7 سالی‌ست که مستقل شده، البته قبل از آن چند دوره تعمیر تخصصی برق خودرو هم گذرانده، از چاله تعمیرگاه خودش را بیرون می‌کشد، دستانش را تمیز می‌کند و می‌نشیند پشت میزش. جوابش در پرسش به دلیل فروش قطعات تقلبی در مکانیکی‌ها دور از ذهن نبود:

    «تامین قطعات اصلی برای خودروهای خارجی تقریبا غیر ممکن شده است. در سال‌های قطعات تقلبی در کنار قطعات اصلی و استوک در بازار وجود داشت که می‌شد آنها را به راحتی از روی قیمت تشخیص داد. اما الان شرایط بازار به گونه‌ای است که قطعات اصلی به سختی در بازار دیده می‌شود، ضمن آنکه شناخت آن برای تمام مکانیک‌ها ممکن نیست. قبلا دوستانی در بازار قطعات داشتم که قطعات اصل و غیر اصل را معرفی می‌کردند اما چند ماهی‌ست که از این کار خارج شده‌اند. من هم نمی‌توانم هر روز از با کیفیت بودن قطعاتی که ویزیتورها برایم می‌آورند مطمعن شوم.»

    تولید-قطعات-تقلبی-خودرو

    او در ادامه صحبت‌هایش توپ را به زمین فروشندگان قطعات می‌اندازد و توضیح می‌دهد که وضعیت نابه‌سامان بازار قطعات بر تمامی شاغلان و خدمات دهندگان حوزه خودرو از تامین کنندگان تا مکانیک‌ها تاثیر گذار بوده و عدم صداقت فروشندگان قطعه کار را برای ما سخت‌تر کرده است.

    از جواب‌هایش مشخص است که خودش را قربانی شرایط می‌داند و نمی‌خواهد هیچ نقشی را به گردن گیرد. مکانیک دیگری که با او صحبت می‌کنم بی‌پرواتر پاسخ می‌دهد:

    «مکانیک اگر اهل فن باشد اصل و فرع را خیلی خوب از هم تشخیص می‌دهد. ما سال‌ها با قطعات زندگی کردیم، مگر می‎شود که کسی خاک مکانیکی را خورده باشد اما فرق بین سرسیلندر با کیفیت و بی‌کیفیت را نداند؟ »

    تولید-قطعات-تقلبی-خودرو

    به او توضیح می‌دهم که سامانه‌ای برای دریافت شکایات مردمی از مکانیک‌ها راه اندازی شده تا بتوانند نسبت به فروش قطعات تقلبی توسط مکانیک‌ها اعتراض کنند. سرش را تکان می‌دهد و لبخندی می‌زند که انگار برایش اهمیت ندارد و طوری سیگارش را به آتش می‌کشد که گویا عصبانی‌ شده است:

    «این کارها مشکل اصلی را حل نمی‌کند. کمبود قطعات اصلی و چند برابر شدن قیمت آنها با شکایت کردن از مکانیک‌ها حل نمی‌شود. اگر قطعه اصلی به وفور در بازار باشد چه کسی قطعه تقلبی می‌فروشد؟»

    به او یادآور می‌شوم که قطعه اصلی در بازار وجود دارد اما فروشندگان قطعه یا برخی مکانیک‌ها در فروش آن تعلل می‌کنند و اسم این کار احتکار است. با نظرم موافق است:

    «راهی جز احتکار وجود دارد؟ قطعه‌ای که 6 میلیون خریده‌ام را باید 9 میلیون بخرم. رک بگویم تا زمانی که برایم به صرفه نباشد، قطعه‌ اصلی نمی‌خرم و نمی‌فروشم. ضمن آنکه خریدار حاضر نیست برای قطعه اصل چند میلیون پول بیشتر بدهد.»

    او در حرف‌هایش به رانندگان خودروهای سنگین که مسافران جاده هستند، اشاره می‌کند که خرید قطعات اصلی برای آنها ضروری‌ست اما توان پرداخت آن را ندارند؛ موضوعی که تبعات بسیاری به همراه دارد.

    تولید-قطعات-تقلبی-خودرو

    با این حال به نظر می‌رسد بیشترین افرادی که از تقلبی بودن قطعات متضرر خواهند شد دارندگان خودرو هستند، چراکه برای تعمیرات با قطعات تقلبی، متحمل هزینه‌های سنگین خواهند شد. از سوی دیگر صاحبان خودرو که هیچ سررشته‌ای از اصل یا تقلبی بودن خودرو ندارند، نمی‌توانند ادعای مکانیک‌ها را در همین مورد بپذیرند.

    «پویا معتمد» برای دومین بار است که در 10 روز اخیر به مکانیکی مراجعه می‌کند. او یک خودرو پراید دارد که سوئیچ‌های بالابر شیشه آن برای اولین بار حدود 10 روز قبل تعویض شد، اما دوباره همین مشکل برای او تکرار شده و مکانیک تنها راه را تعویض مجدد سوئیچ‌های بالابر شیشه می‌داند. معتمد به دیجیاتو می‌گوید که تعمیر خودرو در این شرایط بی‌فایده است چون مکانیک‌‎ها با آگاهی کامل نسبت به بی‌کیفیت بودن قطعات، آنها را تعویض می‌کنند و از مشتری پول می‌گیرند:

    «باور کردن این موضوع که مکانیک نتواند قطعه اصلی را از تقلبی تشخیص دهد برای من دشوار است، چون مکانیک‌ها سال‌هاست که با قطعات خودرو سروکار دارند و حتما می‌توانند آنها را از هم تشخیص دهند.»

    تولید-قطعات-تقلبی-خودرو

    «آرش عبدی» تویوتا سوار است. او هم با این موضوع موافق است، اما در گفتگو با دیجیاتو راه دیگری را برای تامین قطعات اصلی عنوان می‌کند: «به جز ساکشن روغن تا الان سه برای برای تعمیر خودرو به نمایندگی مراجعه کردم، دو مرتبه قطعات اصلی را از نمایندگی دریافت کردم و سومین بار که قطعه وجود نداشت توسط نمایندگی سفارش خرید و واردات قطعه اصلی را دادم. البته تامین قطعه اصلی بسیار هزینه‌بر است و اگر لازم باشد دفعات بعد قطعه استوک اصل تهیه خواهم کرد.»

    عبدی به تعمیرکاران خارج از نمایندگی اطمینان ندارد و تاکنون کرولا 2015 خود را برای تعمیر به دست هیچ مکانیکی جز مراکز مجاز خدمات پس از فروش نسپرده است. او با راه اندازی سامانه شکایت از تعمیرکاران متخلف موافق است و معتقد است که مکانیک‌ها نباید با خرید اجناس تقلبی، بازار فروش را برای سازندگان زیر زمینی قطعات داغ کنند.

    چنانکه مشخص است در زنجیره تامین قطعات خودرو تنها سازندگان قطعات تقلبی هستند که بدون هیچ پیگیری و نظارتی ازین زنجیره سود می‌برند. البته این احتمال هم وجود دارد که حامیانی در بازار فروش قطعات خودرو داشته باشند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    این یک اشتباه رایج است. حتی نویسنده‌های حرفه‌ای رسانه‌های آنلاین نیز ممکن است مرتکب آن شوند.

    هنگام تولید محتوا برای و‌ب‌سایت خود به چه کسی فکر می‌کنید؟

    آیا مخاطب بالقوه نوشته‌های خود را در ذهن مجسم می‌کنید؟

    آیا به این فکر می‌کنید که چه چیزی باعث می‌شود او روی این مطلب کلیک کند؟

    این کاری است که تقریبا همه نویسنده‌های آنلاین انجام می‌دهند: آنها مخاطبان خود را به‌عنوان کسانی که مطالعه دوست دارند فرض می‌کنند.

    اما این طرز فکر اشتباه است. کاملا اشتباه است. به این خاطر که رسانه آنلاین با رسانه چاپی و مجله و روزنامه کاملا فرق دارد.

    محتوای آنلاین برای نگاه‌ انداختن‌های کوتاه است، نه مطالعه دقیق و کامل.

    مخاطبین رسانه‌های آنلاین در حال شکار کردن موضوعات و مطالبی هستند که نگاهشان را جذب می‌کند و هیچ تفکر یا تامل عمیقی پشت این نگاه وجود ندارد.

    بنابراین این سوال پیش می‌آید که چگونه می‌توان نظر چنین مخاطبی که حوصله خواندن یک مطلب ندارد را جلب کرد؟

    بگذارید توضیح بدهم …

    تولید محتوای جذاب و جذب مخاطب

    در زیر ۹ ترفند برای نوشتن یک مقاله آنلاین جذاب را برایتان نوشته‌ام.

    آماده‌اید؟

    ۱- با مخاطب خود همانند حیوانات وحشی رفتار کنید

    منظور از حیوانات وحشی توهین به شخصیت مخاطبان سایت نیست. منظور این است که آنها کسانی هستند که به «شکار» اطلاعات و محصولات مناسب برای خرید می‌پردازند – همانند یک پلنگ گرسنه که بدنبال طعمه‌ای برای شکار و سیر کردن شکم خود است.

    وقتی پلنگ بوی طعمه را استشمام می‌کند، بدون هیچ‌گونه معطلی و در سریع‌ترین زمان‌ ممکن، تصمیم می‌گیرد: آیا این بوی یک غذای لذیذ است؟ آیا می‌توان با سرعت شکارش کرد؟

    و تمام؛ شکار می‌کند.

    مخاطب وب‌سایت شما نیز دو فکر در سر دارد: آیا این وب‌سایت آنچه او می‌خواهد ارائه می‌دهد؟ آیا می‌توان آن را به راحتی پیدا کرد؟

    همان‌طور که پلنگ گرسنه برای شکار معطل نمی‌کند، مخاطب شما هم حوصله ندارد چندین دقیقه را صرف جست‌وجو برای مطلب موردعلاقه‌اش صرف کند. او دوست دارد در کوتاه‌ترین زمان آنچه می‌خواهد را پیدا کند. اگر سایت شما گزینه‌ها و بخش‌های زیادی داشته باشد شک نکنید که مخاطب بی‌خیال گشت زدن در آن می‌شود و به سراغ وب‌سایت بعدی خواهد رفت.

    مخاطبان در نگاه اول بدون هیچ قضاوت یا پیش‌زمینه فکری، همه جای سایت را نگاه خواهند کرد. در این زمان آنها فکر نمی‌کنند که آیا در مکان درستی هستند یا خیر. اصلا اصراری به تصمیم‌گیری ندارند و فقط می‌خواهند ببینند چیزی نظرش را جلب می‌کند یا خیر.

    بنابراین، وقتی مخاطب وارد سایت شما می‌شود، چگونه می‌توانید رسالت و هدف خود را در همان نگاه اول به او منتقل کنید؟

    ۲- همیشه مهم‌ترین اطلاعات خود را در صدر بگذارید

    نوشتن در رسانه‌های آنلاین با نوشتن در رسانه‌های چاپی کاملا متفاوت است.

    یک مقاله(ی چاپی) ممکن است به این صورت باشد: اول از همه توضیح دهید که قرار است در مورد چه چیزی صحبت کنید. سپس، یک تصویر کلی از موضوع برای مخاطب ترسیم کنید. در مرحله بعدی، توضیح دهید. تشریح کنید و در آخر هم نتیجه‌گیری کنید.

    مهم‌ترین بخش مقاله در قسمت جمع‌بندی گنجانده می‌شود.

    اما در مورد مطالبی که به صورت آنلاین منتشر می‌شوند، روند کار دقیقا برعکس است: همیشه مهم‌ترین موضوع باید در ابتدای مقاله یا خبر نوشته شود.

    به‌طور مثال: شما بدنبال یافتن یک کاناپه سه نفره قرمز رنگ هستید. وقتی وارد سایتی می‌شوید، انتظار دارید که کاناپه‌های موجود را با قیمت و ترکیب رنگ‌هایش ببینید. به همین خاطر، سریعا به قسمتی می‌روید که مخصوص کاناپه است.

    یا مثلا بدنبال یافتن نویسنده برای سایت خود هستید. فرض را بر این بگذاریم که سایت شما در حوزه پزشکی است و بسیار هم مهم است که نویسنده ساکن تهران باشد. به این ترتیب، دنبال این عنوان خواهید گشت: «نویسنده وب در حوزه پزشکی»

    اطلاعاتی که برای مخاطبین سایت شما بسیار مهم هستند اغلب به‌عنوان شرحی از کاری که شما انجام می‌دهید، تلقی خواهد شد. اگر آنها متوجه این مساله بشوند و خط‌مش و رسالت شما را درک کنند، سپس بدنبال کشف جزئیات بیشتر برخواهند آمد. یعنی پس از این مرحله به سراغ اطلاعات بیشتری که در صفحه‌های دیگر هستند می‌روند.

    خبرنگارها این فرم نوشتن را «هرم برعکس» می‌نامند. در مقاله‌های روزنامه‌ای، همه اطلاعات ارزشمند و مهم به صورت کلی در ابتدای مطلب آورده می‌شوند و سپس به دنبال آن به توضیح جزئیات و اطلاعات تکمیلی پرداخته می‌شود. در این حالت، شما با خواندن اولین پاراگراف متوجه موضوع کلی مقاله خواهید شد.

    این روند در مقاله‌های آنلاین نیز مصداق دارد. یعنی مخاطب شما باید یک تصویر کلی از اصل موضوع در اختیار داشته باشد. برای این منظور شما چه کاری باید انجام دهید؟ یا چگونه می‌توانید نظر آنها را جلب کنید؟

    بیشتر بخوانید: ۳۰ توصیه برای آنکه وبلاگ نویس حرفه ای شویم

    ۳- به‌هیچ‌عنوان سعی نکنید باهوش یا خلاق باشید

    این را در نظر داشته باشید که مخاطب رسانه‌های آنلاین حوصله و وقت این را ندارد که روی کلمه‌ها یا جمله‌های شما تمرکز کند. او همیشه عجله دارد و می‌خواهد پس از دیدن سایت شما سراغ شکارهای بعدی‌اش برود.

    به همین خاطر، توضیحات ساده بهترین راهکار هستند.

    استیو کراگ – نویسنده قهار حوزه معماری و متخصص تولید محتوای آمریکایی – در این رابطه گفته: «یک صفحه وب باید واضح و گویا باشد. باید در نگاه اول هدفش را نشان دهد.»

    عبارات و جملات هوشمندانه به فکر کردن مخاطب نیاز دارند. این جملات در واقع از خواننده می‌خواهند که فکر کند. درک کند. این سیاست برای رسانه‌های آنلاین اصلا مناسب نیست زیرا همان‌طور که در بالا اشاره کردم، افرادی که در وب دنبال مطلب هستند شکارچی هستند و وقتی برای فکر کردن ندارند.

    بنابراین، محتوای سایت خود را ساده نگه دارید.

    مطالب خود را طوری ساده بنویسید که انگار برای یک نوجوان ۱۲ ساله نوشته‌اید. اگر قصد شوخی کردن یا اضافه کردن طنز به مطلب دارید، مطمئن شوید که در جذابیت هرچه بیشتر مقاله تاثیر دارد. در غیر این صورت آن را به دست فراموشی بسپارید.

    ۴- برای کسانی بنویسید که فقط نگاهی به مطلب می‌اندازند

    چه تعداد از مردم واقعا محتواهای اینترنتی را می‌خوانند؟

    تقریبا هیچ‌کسی!

    «کاری که اغلب مخاطبین سایت‌های اینترنتی انجام می‌دهند این است که یه نگاه کلی و گذرا به صفحات مختلف دارند و فقط با چشم سر تیترها را می‌خوانند. سپس روی اولین موضوعی کلیک می‌کنند که برایشان جذاب است یا بدنبال آن هستند.»

    تحقیقات علمی در این رابطه می‌گویند که فقط ۱۶ درصد از کاربران اینترنتی همه کلمات و جملات یک مطلب را می‌خوانند.

    بیشتر افراد فقط به نگاهی گذرا بسنده می‌کنند.

    چگونه می‌توانید برای کاربرانی که فقط نگاهی گذرا به مطالب دارند مطلب بنویسید؟ فهرست زیر را بخوانید:

    • آیا تیتر مطالب گویای اهداف سایت شما هست؟
    • آیا نوشته زیر عکس‌ها به خوبی پیغام فروش را منتقل می‌کنند؟ (در مورد فروش محصولات)
    • آیا میان‌تیترها به اندازه کافی خلاصه هستند که نکات کلیدی را به کاربر منتقل کنند؟
    • آیا نکاتی که بولت‌وار نوشته شده‌اند، به اندازه کافی کوتاه هستند؟

    کاربران اینترنتی همیشه به دنبال شکار محصول یا اطلاعات هستند. مطلب خود را به‌گونه‌ای بنویسید که او مهم‌ترین نکات را با یک نگاه کلی و گذرا ببیند و متوجه اصل ماجرا شود.

    ۵- از کلمه‌های آشنا و رایج استفاده کنید

    مخاطب وقتی روی یک مطلب کلیک می‌کند که کلمه‌های آن را دیده و برایش جذاب بوده است.

    تصور کنید که بدنبال یافتن بلیط هواپیمای ارزان به بانکوک هستید. چه عبارتی را سرچ می‌کنید: پرواز مقرون‌به‌صرفه، بلیط ارزان یا بلیط ارزان به بانکوک؟

    تقریبا هیچ مخاطبی «پرواز مقرون‌به‌صرفه» را گوگل نمی‌کند. شما می‌توانید این موضوع را در ابزار کلمات کلیدی گوگل ببینید و متوجه شوید که مردم بیشتر چه واژه‌هایی را جست‌وجو کرده‌اند.

    همیشه کلمات رایجی که مردم بیشتر مورد استفاده قرار می‌دهند را در نظر داشته باشید. شاید تصور کنید که نوشتن کلمه‌ها و جملات ادبی زیباتر و جذاب‌تر است و بعضا هم می‌توانند بهتر اهداف و کاراکتر ما را نمایش دهند. اما این را همیشه مدنظر داشته باشید که کاربران سایت‌های اینترنتی همیشه بدنبال یافتن کلمه‌ها و عبارت‌های آشنا هستند.

    به همین خاطر بسیار مهم است کلماتی را مورداستفاده قرار دهید که اکثریت مردم از آنها برای سرچ استفاده می‌کنند. به این ترتیب این اطمینان را به او می‌دهید که به سایت و محل درست آماده است.

    تولید محتوای جذاب و جذب مخاطب

    ۶- برای کاربران تنبل بنویسید

    همان‌طور که پلنگ گرسنه بدنبال ساده‌ترین طعمه برای شکار است، مخاطب وب‌سایت نیز تلاش چندانی برای مطالعه کامل یک مطلب نمی‌کند.

    به همین خاطر لازم است متن خود را ساده و روان بنویسید:

    • پاراگراف‌ها کوتاه باشند – حداکثر چهار جمله
    • جملات کوتاه باشند – به‌طور میانگین ۱۲ کلمه
    • از کلمه‌های غیر ضروری پرهیز کنید
    • از نوشتن واژه‌های نامفهوم پرهیز کنید
    • از جملات و افعال مجهول استفاده نکنید
    • از تکرارهای غیرضروری بپرهیزید
    • مخاطب خود را به طور مستقیم موردخطاب قرار دهید – از کلمه تو یا شما استفاده کنید
    • متن خود را کوتاه کنید

    کوتاهی متن باید چقدر باشد؟ «استیو کروگ» پیشنهاد داده نیمی از کلمه‌های هر صفحه را دور بریزید. سپس، نیمی از نیمه‌ی باقی‌مانده را نیز دور بریزید. بدون شک این کار برای یک نویسنده چندان آسان نیست. اما انجامش دهید. برای خود یک چالش درست کنید و به تدریج کوتاه‌نویسی را بیاموزید.

    بیشتر بخوانید: رونق کسب و کار فریلنسرها، آینده استارت آپ ها

    ۷- انتظار این را داشته باشید که مخاطبان به همه صفحات وب‌سایت شما سر خواهند زد

    مردم همیشه یک کتاب را از فصل اول شروع می‌کنند به خواندن و سپس به مطالعه فصل‌های دو و سه و چهارم می‌پردازند.

    اما تصور کنید که یک نفر کتابی را بردارد و از صفحات میانی به صورت رندم آن را مطالعه کند. این فرد ممکن است حتی فصل آخر را باز کند.

    این اتفاق در مورد صفحات وب بسیار نرمال است. کاربر لزوما وارد هوم‌پیج نمی‌شود و ممکن است از صفحات میانی شروع به خواندن یک مطلب کند.

    برای اینکه بدانید اغلب کاربران چگونه وارد سایت شما می‌شود، دستور زیر را اجرا کنید:

    Google Analytics >> Site Content >> Landing Pages

    در این قسمت از گوگل آنالیتیکز می‌توانید بازدیدکننده‌های هر صفحه از وب‌سایت خود را ببینید.

    • همه صفحه‌‎های وب باید طوری باشند که در یک نگاه مرور شوند
    • همه صفحات باید به مخاطب نشان دهد که او کجاست؛ و هدف و موضوع اصلی سایت چیست
    • همه صفحه‌های سایت باید به‌گونه‌ای باشد که مخاطب را به انجام کاری بعدی یا رفتن به صفحه‌ای دیگر ترغیب کند. مثلا می‌توانید از مخاطب درخواست کنید در سایت ثبت‌نام کند یا نظر خود را زیر مطالب بنویسد.
    • به نقشه‌سایت خود برای هدایت مخاطب به صفحه‌های مختلف اکتفا نکنید. به‌منظور تشویق کاربر برای رفتن از صفحه‌ای به صفحه دیگر می‌توانید لینکی در صفحه بگذارید.

    ۸- برای شکارچی‌های آنلاین تله بگذارید

    همان‌طور که بارها اشاره کردیم، کاربران بالقوه شکارچی اطلاعات و محصولات هستند.

    چگونه می‌توانید نظر آنها را به سایت خود جلب کنید؟

    اطلاعات مفید برای این دسته از کاربران را تهیه و تولید کنید. این مساله به چگونه نوشتن SEO بستگی دارد:

    • به همه سوالاتی که ممکن است برای مخاطب احتمالی به‌وجود آید پاسخ دهید
    • برای هر صفحه یک موضوع کلیدی در نظر بگیرید
    • در یک مطلب چندین لینک به سایت خود یا سایت‌های دیگر داشته باشید.
    • از عبارات و جملاتی استفاده کنید که مخاطب بدنبال آنهاست.

    مهم‌تر از همه: کمک‌رسان باشید

    تولید محتوای جذاب و جذب مخاطب

    ۹- سایت باید جاذبه بصری داشته باشد

    علاوه بر محتوا، طراحی سایت نیز باید زیبا و جذاب باشد.

    شما نمی‌توانید بدون توجه به جلوه بصری نوشته‌ها، متن و مقاله بنویسید. با بولت‌گذاری در متن نوشته‌ها می‌تواند روند سریع خواندن و مرور کردن مطلب را برای کاربر آسان کنید.

    سادگی و زیبایی سایت و نوشته‌ها به خوانایی هر چه بیشتر آنها کمک می‌کند. همچنین باعث می‌شود مخاطب سریع‌تر و راحت‌تر موضوع موردنظرش را بیابد.

    برای افزایش جلوه بصری مطلب خوب است موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    • تا حد امکان به جای کلمات از عکس یا ویدئو استفاده کنید
    • از اندازه‌های مختلف برای نوشته‌های خود (فونت) استفاده کنید
    • از نقل‌قول‌ها یا نظر کاربران برای اعتبار بخشیدن به مطلب خود بهره بگیرید
    • تیترهای بزرگ را با زیر/رو تیر بشکنید.
    • پاراگراف‌ها را با بولت کوتاه کنید

    از همه مهم‌تر: از شلوغی و در هم بودن دوری کنید. میان پاراگراف‌ها فضای خالی و سفید بگذارید. این کار نه تنها باعث خوانایی بیشتر مطلب می‌شود بلکه اعتبار بیشتری به سایت شما می‌بخشد.

    حقایقی جالب در مورد نوشتن مقاله‌های اینترنتی جذاب و کلیک‌خور

    شاید دوست داشته باشید بشنوید که نوشتن مقاله‌ی جذاب و کلیک‌خور بسیار آسان است. اما واقعیت این است که نوشتن آسان است، اما مفید و جذاب بودن آن پاشنه آشیل سایت‌های اینترنتی است.

    • هرگز مخاطب خود را یک دانشجو یا فردی که عاشق مطالعه است در نظر نگیرید و از جملات پیچیده و کلمه‌های ثقیل استفاده نکنید. زیاده‌گویی نکنید. توضیحات اضافی و تکراری ندهید و سعی نکنید کلمه‌های مترادف زیادی در جمله‌هایتان استفاده کنید.
    • تا جای ممکن همه جمله‌ها را کوتاه و ساده بنویسید.
    • قرار نیست برای همه انسان‌ها و سلیقه‌ها مطلب بنویسید. اول خود و هدف خود را بشناسید و سپس بر اساس آن پیش بروید. یعنی دید کامل و صحیحی به کاری که انجام می‌دهید داشته باشید.
    • همیشه شفاف، اختصاصی و بی‌پروا بنویسید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    سر تیموتی جان برنرز- لی معروف به تیم برنرز-لی مردی است که شبکه وب جهان گستر را ساخت. برنرز لی یک دانشمندان بریتانیایی علوم کامپیوتر است که امکان مشاهده صفحات وب تحت عنوان اسناد ابرمتن را از طریق اینترنت برای سیستم های کامپیوتری فراهم کرد. تیم برنرز-لی همچنین به عنوان مدیریت کنسرسیوم شبکه جهانی وب (به اختصارW3C) به ایفا نقش می پردازد؛ نهادی که در واقع بر استانداردهای وب نظارت دارد.

    در ادامه این مطلب نگاهی خواهیم داشت بر زندگی پر فراز و نشیب تیم برنرز-لی.

    سال های کودکی تیم برنرز-لی

    تیم برنرز-لی

    تیم برنرز لی در هشتم ژوئن سال ۱۹۵۵ میلادی در لندن متولد شد. او تحصیلات اولیه را در مدرسه امانوئل گذراند و بعد از آن به کالج کویینز آکسفورد رفت. لی در آکسفورد درخشش خوبی در درس فیزیک داشت و در سال ۱۹۷۶ میلادی شاگرد اول کلاس شد. بعد از اتمام کالج برنرز لی با یک شرکت چاپی وارد همکاری شد و فعالیت حرفه ایش را از آنجا آغاز نمود.

    در سال ۱۹۸۰ میلادی، تیم برنرز لی کارش را در  سازمان تحقیقات هسته ای اروپا واقع در سوئیس شروع کرد. وی در مدت زمان حضورش در این سازمان باید اطلاعات کاری شان را با دانشمندان دیگر در اقصی نقاط دنیا به اشتراک می گذاشت و به همین خاطر بعداز اندک زمانی به این نتیجه رسید که آنها نیازمند ابزاری خاص برای این منظور هستند. به همین خاطر نیز برنرز لی پیشنهاد استفاده از هایپرتکست یا ابرمتن را داد؛ زبانی که برای اشتراک گذاری متون به صورت الکترونیکی به کار می رود. با در نظر داشتن نیاز به اشتراک گذاری اطلاعات وی شروع به ایجاد نمونه اولیه از شبکه مورد بحث کرد که انکوایر (ENQUIRE) نام داشت.

    تولد اینترنت

    تیم برنرز-لی

    معمولا از تیم برنرز لی با نام پدر اینترنت یاد می شود اما تکنولوژی های دخیل در توسعه این شبکه از دهه ۱۹۶۰ میلادی در دست توسعه بوده اند و این دانشمندان صرفا در ساخت شبکه وب جهان گستر به ایفای نقش پرداخته است. او مفاهیمی نظیر گره  و هایپرتکست یا ابرمتن را تعریف کرد و در ادامه ایده دامنه ها را مطرح نمود. شبکه وب جهان گستر که امروزه با آن زیاد سر و کار داریم در برگیرنده عوامل کلیدی زیادی است که خود تیم برنرز لی در روزهای نخست حرف های زیادی را در مورد آنها مطرح می کرد و البته تمامی تکنولوژی های مورد استفاده در اینترنت پیشتر توسعه داده شده بودند و نمی توان ساخت و ارائه شان را به او نسبت داد. نقش برنرز لی که (کم اهمیت هم نیست) تجمیع همه این تکنولوژی ها و جمع آوری شان در یک سیستم یکپارچه بود. سال ۱۹۹۰ میلادی و با کمک Robert Cailliau بود که نخستین نسخه از شبکه وب جهان گستر راه اندازی شد و کمی بعد، نخستین صفحه وب، مرورگر تحت وب و سرور مخصوص به آن نیز ارائه گردید تا این سیستم کامل شود. و اما تمامی این اتفاقات روی یک دستگاه کامپیوتر NeXT در سازمان تحقیقات هسته ای اروپا اتفاق افتاد.

    توسعه شبکه

    اصلی ترین وظیفه شبکه وب جهان گستر این بود که مشاهده صفحات وب ابرمتن را در هر نقطه ای از دنیا برای مردم امکان پذیر کند که این امر نیازمند طراحی و توسعه یک سیستم فراگیر و جهانی برای تشخیص موقعیت صفحات وب بود (که با نشانی وب یا URL می شناسیم). این سیستم همچنین نیازمند نوعی زبان استاندارد برای صفحات وب منتشر شده بود ( که با نام HTML یا زبان نشانه گذاری ابرمتنی می شناسیم). در نهایت نیز به روشی برای پاسخگویی به فراخوان های صورت گرفته برای باز کردن صفحات وب نیاز بود (که با عنوان منشور انتقال ابرمتن یا HTTPS شناخته می شود).

    برنرز لی در این باره می گوید: فقط باید ایده ابرمتن را با TCP و DNC (سامانه نام دامنه) ترکیب می کردم و تمام. شبکه وب جهان گستر آماده بود.

    در سال ۱۹۹۴ میلادی تیم برنرز لی موفق به کشف W3C در آزمایشگاه علوم کامپیوتر MIT واقع در بوستون شد. W3C برای بهبود کیفیت و استاندارد شبکه وب جهان گستر یک اصل ساده اما مهم را دنبال می کرد. این کشف انقلابی می توانست برنرز لی را به فردی بسیار ثروتمند تبدیل نماید. اما او که به پتانسیل های بالای چنین شبکه ای و نقش احتمالی اش روی آینده بشر پی برده بود آن را بدون ثبت پتنت یا دریافت حق امتیاز در اختیار جهانیان قرار داد.

    هدیه ای برای همه ما

    تیم برنرز-لی

    برنرز لی باور دارد که اگر به ایده توسعه شبکه جهان گستر وب دست پیدا نمی کرد احتمالا فرد دیگری کمی بعد آن را کشف می کرد. البته این نخستین باری نیست که برنرز لی دیگران را هم در توسعه شبکه جهانی وب دخیل می داند و از آنها به این خاطر قدردانی می کند.

    با این حال اما تردیدی نیست که تلاش های برنرز لی نقشی کلیدی در فراهم نمودن یک سرویس رایگان و متن باز برای شتراک گذاری اطلاعات ایفا کرد. بعدها البته مارک اندرسون که وی را در توسعه این سیستم یاری داد به تبیین اهداف برنرزلی در وب پرداخته و در این بار به گاردین گفته:

    در آن زمان تصور می شد که صرفا افراد باهوش باید بتوانند از اینترنت استفاده نمایند و به همین خاطر از هیچ تلاشی برای دشوار نگه داشتن دسترسی و استفاده از این شبکه دریغ نمی شد. اما ما کاملا با این دیدگاه مخالف بودیم و تصورمان این بود که استفاده از اینترنت باید ساده باشد.

    قدردانی از خالق شبکه جهان گستر وب

    در طول این سالیان از دستاوردهای تیم برنرزلی هم به صورت رسمی تقدیر شد و هم غیر رسمی. او به این خاطر تقدیرنامه های فراوانی را در انگلستان دریافت کرد که از آن جمله می توان به نشان شوالیه و مریت اشاره کرد و جالب آنکه تیم برنرزلی بیست و چهارمین انسان در قید حیاتی است که موفق به دریافت نشان شوالیه شده. او به خاطر خدمات ارزنده ای که در راستای توسعه جهانی اینترنت ارائه کرد در سال ۲۰۰۴ میلادی نشان شوالیه را دریافت کرد.

    تیم برنرز-لی

    او یکی از سه دریافت کننده جایزه میخائیل گورباچف هم محسوب می شود و لقب «مردی که جهان را تغییر داد» را به این خاطر دریافت نموده است. مراسم افتتاحیه اعطای این جایزه در سال ۲۰۱۱ میلادی در لندن برگزار شد و مجله تایم حتی از تیم برنرز-لی با نام یکی از ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذر قرن ۲۰ یاد کرد.

    او شبکه جهان گستر وب را توسعه داد و یک رسانه جمعی را برای قرن ۲۱ ام ساخت. لذا با در نظر داشتن آنچه گفته شد شبکه وب جهان گستر فقط و فقط به تیم برنرز-لی تعلق دارد. او فردی است که این شبکه را طراحی کرد و آن را در اختیار جهانیان قرار داد و باید بگوییم که بیشتر از هر فرد دیگری برای آزاد نگه داشتن این شبکه و قطع وابستگی و انحصار آن تلاش کرده است.

    در سال ۲۰۱۲ میلادی از تیم برنرز-لی به عنوان خالق وب در جریان مراسم افتتاحیه المپیک تابستانه تقدیر و تشکر به عمل آمد و وی با انتشار توییتی با این مضمون که «این دستاورد برای همه است» تواضع را به سر حد خود رساند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    بیش از یک میلیون سال پیش، بعد از پیدا کردن آب و غذا، ساختن سرپناه و تامین نیازهای اولیه ای چون امنیت، احتمالا انسان‌های اولیه تازه به اهمیت نیاز جدیدی در خود پی بردند، تمایلشان به تفریح و سرگرم شدن. اینکه آن‌ها با چه روش‌هایی از عهده ارضای این خواسته جدید بر آمدند، برای ما دیگر نه کاربردی دارد و نه احتمالا دانستن‌اش جذاب است. بنابراین اجازه دهید تا یک میلیون سال در زمان سفر کنیم و به امروز برسیم، همین الان که این مطلب را می‌خوانید.

    ما به عنوان انسانی که در قرن 21 زندگی می‌کنیم، از نعمت وجود ابزارها و رسانه‌های مختلف بهره می‌بریم. پیدایش برخی از آن‌ها چون ادبیات و موسیقی به قرن‌ها پیش باز می‌گردد و مدیوم‌های دیگری مانند سینما و بازی‌های ویدیویی کمتر از نهایت 150 سال است که ما را همراهی می‌کنند. تمامی این رسانه‌های نامبرده شده با وجود آن که اکثرا با هدف ابتدایی سرگرمی به وجود آمدند و امروزه نیز بیشتر از همین راه درآمد کسب می‌کنند اما همگی به شاخه ای از هنر و مفهومی والاتر تبدیل شده‌اند.

    این شاخه‌های هنری گاهی ویژگی‌های مشترک فراوانی دارند، گاهی حتی با هم تلفیق می‌شوند و گاهی نیز از یکدیگر الگو می‌گیرند. مانند قطعه‌هایی از موسیقی که در میان یک فیلم سینمایی نواخته می‌شوند و یا بازی‌هایی که اقتباسی از یک رمان پرفروش هستند. البته رابطه و شباهت میان ادبیات، سینما و بازی‌های ویدیویی تنها به این موارد ختم نمی‌شود، اگر استثناها را کنار بگذاریم، هر سه داستانی برای گفتن دارند.

    حالا سوالی که پیش می‌آید این است، آیا این مدیوم‌ها بر یکدیگر برتری دارند؟ فرض کنید نویسنده ای تازه کار هستید و داستانی برای گفتن و حتی دنیایی برای خلق کردن دارید، داستان خود را به رشته تحریر در می‌آورید، به روی پرده نقره ای می‌برید یا آن را در نهایت به یک سری کد برنامه نویسی تبدیل می‌کنید؟ در ادامه می‎خواهیم نگاه ریزتری داشته باشیم به این سه صنعت بزرگ، تفاوت‌ها، شباهت‌ها و برتری‌هایشان نسبت به یکدیگر.

    قرن‌ها سابقه، سال‌ها سرگرمی و صنعتی نوپا

    آمار نشان می‌دهد که درآمد حاصل از بازی‌های ویدیویی در سال 2016 نزدیک به 30.4 میلیارد دلار در آمریکا بوده است، در حالی که این رقم برای صنعت بزرگی چون سینما به 11.6 میلیارد دلار در همان سال می‌رسد. پس چرا بازی‌ها در نظر عموم مردم به اندازه فیلم‌های سینمایی محبوب نیستند؟ مهم‌تر از آن چرا ما کتاب‌ها را حتی از هر دو آن‌ها مقدس‌تر و مفیدتر می‌دانیم؟

    جدیدترین آمار از فروش جهانی بازی‌های ویدیویی و مقایسه آن با سال‌های گذشته.

    این مقایسه بین بازی‌های ویدیویی، کتاب و فیلم‌های سینمایی موضوع جدیدی نیست ولی بیشتر ما به جای آن که به سوال بالا پاسخ دهیم، تنها در مورد درست یا غلط بودن آن بحث می‌کنیم. عبارت‌هایی چون «بازی‌های ویدیویی وقت را تلف می‌کنند» و یا «کتاب‌ها دانش بسیاری را به ما آموختند» را احتمالا بارها شنیده اید ولی این‌ها هیچ کدام پاسخی به سوال پرسیده شده نیست.

    برای پاسخ دادن به سوال، بیاید از قدیمی‌ترین و همچنین محبوب‌ترین این سه مدیوم شروع کنیم، کتاب و کتاب خوانی. چرا تقریبا هیچکس نه تنها کتاب خواندن را اتلاف وقت نمی‌داند، بلکه آن را به عنوان فعالیتی کاملا مفید و ضرروی می‌شناسد؟ اولین دلیل مهم، سابقه و تاریخ بلند خواندن و نوشتن است.

    حماسه گیلگامش، یکی از اولین داستان‌های نوشته شده به دست انسان، به 2500 الی 2700 سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد. از آن زمان تا همین امروز کتاب نوشتن و خواندن بخشی از فرهنگ تمامی مردم جهان بوده است. دانش و علمی که کسب کردیم نیز به همین روش نسل به نسل انتقال یافته و قرن‌ها است که کتاب‌ها به شاخه ای مهم از هنر تبدیل شده‌اند.

    از همان آغاز کلاس اول مدرسه، تقریبا تمامی علوم ابتدایی را با خواندن کتاب یاد گرفتیم.

    ما بیشتر از آن که با فیلم‌های سینمایی و بازی‌های ویدیویی آشنا باشیم، کتاب‌ها را می‌شناسیم. یا اگر از دید دیگری به آن نگاه کنیم، کتاب‌هایی که تا به حال منتشر شده از مجموع تمام فیلم‌ها و بازی‌های ساخته شده بیشتر می‌شود. تاریخ کهن کتاب خوانی به کنار، درک و تصور ما از نوشتن و خواندن نیز بسیار متفاوت از آن دو است.

    کتاب‌ها همواره در مکان‌های آموزشی مختلفی چون مدرسه و دانشگاه حضور داشتند. همه ما علوم پایه مختلف و حتی خود خواندن و نوشتن را با خواندن کتاب فرا گرفتیم. هیچ کودکی در کلاس اول دبستان و در محیطی آکادمیک با بازی‌های ویدیویی و فیلم‌های سینمایی آشنا نمی‌شود، حداقل تا امروز این اتفاق در سطح گسترده‌ای نیافتاده است. ما کتاب‌ها را جدی‌تر و باهوش‌تر می‌دانیم و در عوض نگاهمان به بازی و فیلم بیشتر از جنبه سرگرمی و تفریح است.

    اما آیا تمام این‌ها به معنای برتری ذات خواندن به تماشا و بازی کردن است؟ از کجا می‌دانیم، شاید اگر افلاطون در آن زمان تکنولوژی کامپیوتر و یا ساخت فیلم را در اختیار داشت، «جمهور» را به فیلمی فسلفی و یا یک بازی ویدیویی تبدیل می‌کرد.

    همچنین این نگاه «تنها سرگرمی» لزوما درست نیست، همانطور که رمان‌ها و کتاب داستان‌های زیادی تنها با هدف سرگرمی به رشته تحریر در آمدند، بازی‌هایی ویدیویی نیز تا به امروز در آموزش و یادگیری نقش بسزایی داشتند. گاهی این یادگیری و آموزش غیر ارادی است، برای مثال تقریبا تمام بازی‌های انگلیسی منتشر شده بهتر از هر معلم و منبع دیگری به بسیاری از ما این زبان مهمِ بین‌المللی را آموختند.

    در سال 2008 تحقیقاتی روی یادگیری زبان انگلیسی در کشور تایوان به کمک بازی‌های ویدیویی صورت گرفت. در این مطالعه از بازی شوتر اول شخصی به نام America’s Army استفاده شد تا اثر آن روی یادگیری زبان 9 فرد مختلف (سه دانشجوی لیسانس تایوانی، دو دانشجوی فرانسوی و چهار دانش آموز دبیرستانی تایوانی) بررسی شود. تمام این افراد حداقل به مدت 6 سال به یادگیری انگلیسی پرداخته بودند و همگی تمایل داشتند مهارت‌های خود را بهبود ببخشند.

    نتایج این تحقیقات نشان داد که بازی‌های ویدیویی به عنوان یک منبع صوتی و بصری تعاملی می تواند به عنوان ابزاری بسیار مناسب برای یادگیری و تمرین زبان استفاده شود، به خصوص در کشورهای غیر انگلیسی زبانی که شرایط برای تمرین و استفاده از این زبان چندان مهیا نیست.

    تازه نقش بازی‌ها در آموزش تنها به زبان انگلیسی، اطلاعات عمومی و حتی تاریخی محدود نمی شود. در حال حاضر تحقیقات بی شماری در دانشگاه‌های مختلف جهان روی نقش آن‌ها در بهبود بیماری‌هایی چون پارکینسون، آلزایمر و حتی سرطان در حال انجام است که نتایج برخی از آن‌ها چیزی کم از شگفت انگیز ندارد.

    تحقیق مشترکی که توسط دانشکده پرستاری UCSF و استودیو بازی سازی Red Hill انجام شد، یکی از همین موارد است. نتیجه این مطالعه نشان داد که بعد از تنها سه ماه، بیشتر از نصف بیماران به کمک بازی‌هایی ویدیویی توانستند به پیشرفت‌هایی خوبی در زمینه حفظ تعادل، سرعت راه رفتن و برداشتن گام‌های بلند‌تر برسند. چند سال پیش از تاثیرات کلی بازی‌ها، چه مثبت و چه منفی در مطلبی جداگانه گفتیم که خواندن آن خالی از لطف نیست.

    اما تفاوت‌های بین صنعت فیلم و بازی امروزه چندان به گذشته، جدید و یا قدیمی بودن آن‌ها ارتباطی ندارد. چرا بازی‌های ویدیویی به اندازه فیلم‌ها مورد احترام نیستند؟ پاسخ دادن به این سوال نیازمند گفتگویی مفصل است اما اگر بخواهم خیلی ساده بگویم؛ دنیای بازی متاسفانه یا خوشبختانه به هیچ وجه زرق و برق سینما و هالیوود را ندارد.

    مراسم های اهدای جوایز بازی هایی ویدیویی شاید جذاب دیدنی و باشند اما همچنان قابل مقایسه با مراسمی چون اسکار نیستند.

    تصوری که از مخاطب بازی وجود دارد، فردی گیک با علاقه مندی‌های خاص است که توجه زیادی به تشریفات ندارد. رویدادهای اختصاصی دنیای بازی چون نمایشگاه‌های مختلف و مراسم‌های اهدای جوایز همچنان از لحاظ کلاس و جایگاه اجتماعی قابل مقایسه با فرش قرمز و اسکار نیست. اینکه آیا این تصور درست است یا خیر نیز چندان اهمیت ندارد چرا که فارغ از آن هنوز سرمایه‌گذارهای زیادی جذب بازی‌های ویدیویی نشده‌اند که آن را به صنعتی عامه پسندتر و تجملاتی تبدیل کند.

    کجا داستان‌هایمان را تعریف کنیم؟

    اجازه دهید از جایگاه اجتماعی، فروش و محبوبیت این سه مدیوم بگذریم و به سوال ابتدایی مطلب برسیم. شما به عنوان یک نویسنده داستانی برای روایت دارید، کدام یک برای گفتن آن بهتر است؟ البته که ‌می‌توان به این سوال پاسخ‌های مختلفی داد. بسیاری از شما ممکن است بگویید بسته به داستان و تجربه ای که ‌می‌خواهید خلق کنید، هر کدام ‌می‌توانند به شکلی مناسب باشند. به عنوان طرفدار هر کدام از این مدیوم‌ها هم بدون شک روش‌های زیادی برای حمله کردن و زیر سوال بردن نظرات بقیه دارید.

    اما بیاید این بار کاملا بی طرفانه مقایسه ای بین این سه داشته باشیم تا بتوانیم نقاط ضعف و قوت هر کدام را شناخته و بسیاری از باورهای غلط را اصلاح کنیم. به عنوان کسی که بازی‌های ویدیویی از کودکی تا به امروز تفریح و سرگرمی شماره اولش بوده، ‌می‌خواهم از همین صنعت نسبتاً نوپا شروع کنم.

    معمولاً زمانی که صحبت از مقایسه بین کتاب، فیلم و بازی به میان می‌آید، طرفداران بازی‌های ویدیویی چنین ادعایی و یا مشابه آن را به زبان می‌آورند: «زمانی که شما کتاب می‌خوانید، تنها خواننده ای هستید که داستانی مشخص را دنبال می‌کنید و هیچ تعاملی با آن ندارید. همچنین تصور شما از داستان و دنیایی که نویسنده خلق کرده تنها محدود به قوه خیال و تصویرسازی شما می‌شود. فیلم‌های سینمایی نیز شاید بتوانند با درگیر کردن عوامل صوتی و بصری تجربه عمیق‌تری ایجاد کنند اما شما همچنان تنها نقش یک نظاره گر را دارید اما بازی‌های ویدیویی شما را درست در بطن داستان قرار داده و اجازه می‌دهند آن را کنترل کنید.»

    راستش را بخواهید، بخش‌هایی از این ادعا و نظریه درست هستند. بازی‌های ویدیویی با دادن قدرت جادویی «کنترل» به شما، می‌توانند تجربه ای به مراتب عمیق‌تر و احساسی‌تر ایجاد کنند. سرعت روایت داستان کاملا در دستانتان است، در بازی Life is Strange این شما هستید که تصمیم می‌گیرید به سرعت خواسته بازی را به انجام برسانید و یا ساعاتی در محیط بازی بگردید و با بقیه کاراکترها صحبت کنید.

    بازی‌های دیگری با هدیه دادن امکان انتخاب که البته به نحوی بخشی از همان قدرت کنترل است، حتی به شما اجازه می‌دهند که داستان بازی را تغییر دهید و روی سرنوشت شخصیت اصلی بازی و کاراکترهای دیگر اثر بگذارید. اینکه کدام یک از شخصیت‌های Until Dawn زنده می‌مانند، کاملا به تصمیمات و عکس العمل شما در طول بازی بستگی دارد.

    جین جنسن (Jane Jensen) از استودیو پینکرتون و نویسنده بازی قدیمی Gabriel Knight در این باره می‌گوید: «ویژگی مهم بازی‌های ویدیویی این است که آن‌ها بسیار عمیق هستند. شما واقعا نقش شخصیت اول بازی را ایفا می‌کنید و بنابراین وقتی اتفاقی خوب یا بد برای کاراکتر می‌افتد، از لحاظ احساسی بسیار قدرتمند هستند. این اتفاقات برای شما می‌افتند. این پتانسیل وجود دارد که ارتباطی قوی‌تر از فیلم‌ها و کتاب‌ها بین شما و شخصیت‌ها برقرار شود.»

    تقریبا تمامی تصمیمات شما در Until Dawn، روی زنده ماندن بقیه کاراکترها تاثیر می گذارد.

    به همین دلایل است که بازی‌های ویدیویی از منظرهای بسیاری می‌توانند قصه گوهای بی نظیری باشند اما این دلیل نمی‌شود دو مدیوم دیگر را زیر سوال ببریم. اینکه در هنگام کتاب خواندن انگشتان شما حرکتی نمی‌کند، به این معنا نیست که کتاب‌ها تجربه ای بسته‌تر و غیر تعاملی ارائه می‌دهند. خواندن کلمات و شکل گرفتن مفهوم آن‌ها در ذهن همان تعاملی است که شاید هر لحظه متوجه آن نشوید اما به معنای نیستی آن نیست. شما هر لحظه با کاراکترها ارتباط برقرار کرده و ناخودآگاه سعی می‌کنید داستان را حدس بزنید.

    خواندن توصیفات نویسنده از ظاهر کاراکترها و یا دنیایی که در آن زندگی می‌کنند و تصور کردن آن‌ها در ذهن تعامل دیگری است که شما با کتاب برقرار می‌کنید و البته باید اشاره کنم که بازی‌های ویدیویی نیز محروم از این عنصر خیال پردازی نیستند. اینکه چطور از دست محاصره دشمنان فرار کنید و یا از میان چه ماشین‌هایی سبقت بگیرید، خود نوعی خیال پردازی هستند. تازه در صورتی که عادت نداشته باشید به ساختمان‌های بلند شهر لوس سانتوس در GTA V نگاه و به چیزی که در پشت آن قرار دارد، فکر کنید.

    چه کسانی در این ساختمان زندگی می‌کنند؟ هیچکس. اما دانستن این موضوع مانع از خیال پردازی مخاطب نمی‌شود.

    هر سه مدیوم سینما و ادبیات و بازی از المان‌های تعاملی و خیال پردازی برخوردار هستند، یکی کمتر و یکی بیشتر. فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی نیز شما را با به تصویر کشیدن تصاویری واقع گرایانه غرق در دنیای خود می‌کنند و حتی گاهی تعامل با آن‌ها در خارج از چارچوب تلویزیون نیز ادامه می‌یابد. برای درک بهتر کافی است به این فکر کنید که تا به امروز فیلم‌های سینمایی و بازیگرهای‌هالیوودی تا چه اندازه روی فرهنگ کشورها و ظاهر مردم تاثیر گذاشتند.

    بخوانیم، ببینیم یا بازی کنیم؟

    البته که پاسخ این سوال از همان ابتدا مشخص است، حتما هر سه را انجام دهید. همانطور که فیلم‌های ضعیف و بی کیفیت فراوانی هر سال پخش می‌شود، کتاب و بازی‌های بی سر و ته بسیاری نیز به مرحله انتشار می‌رسند. البته که خواندن رمانی از داستایوفسکی استفاده بهتری از زمان است تا بازی کردن Road Rage ولی به همان اندازه مطمئنم تجربه The Last of Us تصمیم عاقلانه‌تری باشد تا دیدن یا خواندن سری فیلم‌ها و کتاب‌های Twilight.

    هر سه این مدیوم‌ها ویژگی‌ها، مزایا و معایب خود را دارند و بی شمار محصول خوب، متوسط و بد در هر کدام از آن‌ها پیدا می‌شود. حتی در خوب یا بد دانستن هیچ بازی، فیلم و یا کتابی نیز نمی‌توان با قاطعیت نظر داد چرا که افراد زیادی از دیدن Twilight لذت بردند و شاید Road Rage با میانگین امتیازات 26 همچنان برای شخصی لذت بخش باشد.

    بدون شک The Last of Us یکی از آن الماس های درخشان دنیای بازی است که هیچکس نباید آن را از دست بدهد. انتظار برای نسخه دوم هم چندان راحت نیست.

    تا به حال از خود پرسیدید که چرا تقریبا تمام فیلم‌هایی که از بازی‌ها اقتباس می‌شوند، شکست می‌خورند؟ یا چرا وقتی سریال یا فیلمی از روی کتاب داستانی ساخته می‌شود، بیشتر خواننده‌ها معتقدند که به هیچ وجه قابل مقایسه با کتاب و منبع اصلی نیست؟ به همان دلیلی که می‌دانیم ایده و داستان Bioshock Infinite اگر در هر قالب دیگری پیاده می‌شد، با ساخته کن لوین حتی قابل قیاس نبود.

    پیش بینی آینده کار آسانی نیست، شاید تا چند دهه دیگر بازی‌های ویدیویی با بهره گیری از پتانسیل‌هایش به چنان بلوغ کامل و مقبولیتی برسد که هر نویسنده و فیلمبرداری به آن روی بیاورد و شاید هم هیچ وقت این اتفاق نیافتد. اما شکی در این نیست که تا آخر عمر می‌توانیم از تجربه تمامی این هنرها لذت ببریم.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فناوری محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر