سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    امروز قرار است گوشی‌ های جدید هواوی میت 20 و میت 20 پرو به صورت رسمی معرفی شوند و تا به حال شایعات زیادی از مشخصات این پرچمداران در فضای مجازی منتشر شده است. بدین ترتیب کاربران تا حدودی می‌دانند که با چه مدل تلفن هوشمندی مواجه خواهند شد. با این وجود یک روز پیش از مراسم رونمایی رسمی، کاربری در پلتفرم یوتیوب، ویدیوی جعبه گشایی آماتوری از هواوی میت 20 پرو را منتشر کرده است.

    مشکل اینجاست که این ویدیو به زبان استونیایی است و هنوز زیرنویسی برای آن ارائه نشده. به همین دلیل مشخص نیست که کاربر درباره‌ی پرچمدار جدید هواوی چه توضیحاتی ارائه می‌دهد.

    نکته جالب توجه در این ویدیو، حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر تعبیه شده در این موبایل است اما لیوانی با طرح بازی Angry Bird نیز روی میز نگاه برخی کاربران را به خود جلب می‌کند. یوتیوبر استونیایی سعی می‌کند با دستکاری تنظیمات موجود، اثرانگشت خود را در حسگر زیرنمایشگر این گوشی ثبت نماید.

    هواوی میت 20 پرو

    او پس از ثبت موفقیت آمیز اثر انگشتش در هواوی میت 20 پرو ، به آزمایش این روش احراز هویت می‌پردازد و متوجه می‌شود که سنسور یاد شده، کارایی بالایی از خود بر جای می‌گذارد.

    پیشتر پوستری از پرچمداران جدید هواوی لو رفته بود که از عرضه شارژری ۴۰ واتی برای این دو گوشی خبر می‌داد. کارشناسان باور دارند، ظرفیت باتری ۴۰۰۰ میلی آمپری (یا بیشتر) پرچمداران هواوی موجب شده که چنین شارژری برای آنها در نظر گرفته شود.

    علاوه بر این قرار است که زیر شنل این دو گوشی یک چیپست کایرین ۹۸۰ به همراه ۶ یا ۸ گیگابایت رم بکار گرفته شود. بدین ترتیب پرچمداران هواوی اولین موبایل‌ های اندرویدی خواهند بود که از چیپستی ۷ نانومتری و مصرف انرژی پایین آنها بهره می‌برند.

    از مشخصات منحصر به فرد این دو موبایل می‌توان به دوربین اصلی سه گانه منحصر به فرد آن اشاره نمود که از حسگرهای با رزولوشن 40 مگاپیکسلی و گشودگی دیافراگم f1.8، در کنار سنسوری 20 مگاپیکسلی از نوع تله فوتو با دیافراگم f2 و نیز یک سنسور 8 مگاپیکسلی با زاویه دید عریض تشکیل شده است.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    پل آلن هم-موسس مایکروسافت در سن 65 سالگی در گذشت.

    آلن به لنفوم غیر هوچکین (یک گروه از سرطان خون) مبتلا بود و در ماه جاری میلادی خبر از تحت درمان بودن خود داده بود. میلیاردر اهل سیاتل به عنوان یک فرد فعال در حوزه تکنولوژی و فعالیت های خیرخواهانه شناخته می شد. او از دوران کودکی از دوستان بیل گیتس بود و این دو با هم در سال 1975 مایکروسافت را تأسیس کردند.

    پل آلن در سال 1983 شرکت را ترک کرد و تحت درمان لنوفم هوچکین قرار گرفت البته همچنان تا سال 2000 عضو هیئت مدیره باقی ماند. اولین بار در سال 2009 تحت درمان بیماری که اخیراً هم به آن مبتلا بود قرار گرفت. بیل گیتس درباره درگذشت اظهار تأسف کرد:

    با درگذشت یکی از قدیمی ترین و عزیزترین دوستانم قلبم شکست.

    از همان روزهای اول که با هم به مدرسه لِیک ساید رفتیم تا مشارکتمان برای ساخت مایکروسافت و تا برخی پروژه های بشر دوستانه مشترکمان در طول سال ها، پل یک شریک واقعی و دوست عزیز بود. کامپیوتر شخصی بدون او وجود خارجی نداشت.

    گیتس در ادامه در مورد پل آلن گفته که موضوع فقط شروع ساخت یک شرکت نبوده و او خرد و دلسوزی خود را روی فعالیت دیگری برای بهبود زندگی انسان ها و تقویت جوامع در سیاتل و سراسر جهان صرف کرد.

    پاول آلن

    ساتیا نادلا  مدیرعامل مایکروسافت هم درباره او گفته که مشارکت او هم برای مایکروسافت و هم برای صنعت ضروری بود:

    به عنوان هم-موسس مایکروسافت، در راه آرام و پایدار خود محصولات جادویی، تجربیات و موسساتی را ایجاد کرد و با این کارها جهان را تغییر داد. من از او بسیار آموختم.

    آلن در خاطرات خود که در سال 2011 منتشر شده بود گفته بود که مسئول نام «مایکروسافت» و نیز تولید ماوس دو کلیده بوده است. علاوه بر این در کتاب اشاره شده که کار او در مایکروسافت دست کم گرفته شده و بیل گیتس مالکیت بیشتری از شرکت را از آنچه که او سزاورش بوده در اختیار گرفته بود. این موضوع مشکلاتی را پیش آورده بود ولی در نهایت به نظر می رسید این دو همچنان دو دوست هستند.

    آلن پس از اینکه از مایکروسافت خارج شد در شرکت خود، «ولکان» سرمایه گذاری کرد و به خرید شرکت های متنوع دیگر روی آورد. تیم کوک مدیر عامل اپل و ساندار پیچای مدیر عامل گوگل هم آلن را یک پیشگام در زمینه فناوری خوانده اند و جف بزوس مدیر عامل آمازون گفته که کار آلن الهام بخش افراد بسیاری بوده است.

    پل آلن در بعد از ظهر دوشنبه 15 اکتبر 2018 (23 مهر 1397) در سیاتل درگذشت.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    کمپانی آلمانی ب ام و در نظر دارد با پرداخت رقم 3.6 میلیارد یورو (معادل 4.2 میلیارد دلار) شرکت مشترک با برلیانس را در چین تصاحب کند. این اقدام پس از آن صورت می گیرد که دولت چین با اتخاذ سیاستی جدید مالکیت شرکت های موجود در این کشور را برای خارجی ها تسهیل کرده است.

    هفته گذشته باواریایی ها با اعلام این تصمیم از رساندن سهم خود از 50 به 75 درصد در جوینت ونچر مورد بحث خبر دادند. گام نهایی افزایش سهم ب ام و در سال 2022، زمانی که محدودیت های موجود رفع شوند، برداشته خواهد شد.

    brilliance_new_energy

    پیش بینی می شود با این اتفاق ب ام و خطوط تولید برخی مدل ها را به چین منتقل کند تا در جنگ تجاری پیش آمده بین واشینگتن و پکن و تعرفه هایی که برای خودروهای خارجی در ایالات متحده وضع شده، سودآوری خود را حفظ کند.

    پیش از این خودروسازان خارجی در چین می توانستند نهایتا 50 درصد از سهم شرکت های مشترک را در اختیار گرفته و سود خود را بطور مساوی با شرکای چینی تقسیم کنند. با گامی که ب ام و برداشته، احتمال دارد خودروسازان دیگری نظیر مرسدس بنز نیز تصمیم مشابهی خواهند گرفت.

    آقای هرالد کروگر مدیرعامل ب ام و در یک سخنرانی در شنیانگ که مقر شرکت مشترک با برلیانس محسوب می شود، گفته با نهایی شدن قرارداد مربوطه این خودروساز آلمانی در آستانه عصری جدید قرار می گیرد.

    Harald Krueger

    یکی از تحلیلگران صنعت خودرو هم این قرارداد را یک دستاورد بزرگ نامیده و افزوده ب ام و اختیار کاملی بر روی سودآورترین بازار منطقه خواهد داشت. کارشناس دیگری هم پیش بینی کرده که دیگر خودروسازان نیز از ب ام و پیروی نموده و رفته رفته شاهد جدایی کمپانی های بزرگ خارجی از شرکت های چینی خواهیم بود.

    همانطور که اشاره شد، با شدت گرفتن تنش های تجاری، دولت چین سیاست های جدیدی را در پیش گرفته و با کاهش مالیات و تعرفه ها، واردات خودرو، داروهای سرطانی و برخی از کالاهای مصرفی را آسان تر از قبل کرده است.

    با تغییر قوانین و مقررات کمپانی تسلا نیز برای ساخت یک کارخانه و شرکت فروش مستقل از مقامات پکن چراغ سبز دریافت کرده است. در صورت تحقق این مساله، اولین بار خواهد بود که یک کمپانی خارجی بدون شریکی چینی در خاک این کشور حضور پیدا می کند.

    اما یک مساله مهم؛ با اقدام ب ام و چه بر سر برلیانس خواهد آمد؟ این خودروساز چینی بیشتر درآمد خود را از راه مونتاژ محصولات ب ام و و کامیونت های سبک کسب می کند. با این حساب در صورت جدایی راه این دو کمپانی، برلیانس با چالش هایی جدی مواجه خواهد شد.

    از سوی دیگر در صورتی که ب ام و بتواند یک رده ارزان قیمت تر از محصولات خود را به واسطه برلیانس تولید کند، شاید مشتریان حاضر در بازار کشورهای در حال توسعه (مانند ایران) نیز شانسی برای چشیدن طعم مهندسی باوارایا با قیمت مناسب پیدا کنند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    هفت سال از آخرین زمانی که شاهد عرضه موبایلی از سوی پالم بودیم گذشته و حالا این شرکت با مالک، لوگو و یک گوشی جدید دوباره به بازار برگشته است.

    کمپانی سازنده در نخستین تلاش خود برای عرض اندام مجدد سعی کرده موبایلی متناسب با نیازهای عموم مردم را به بازار عرضه کند و از اینرو مشخصات آن از یک مدل اقتصادی فراتر نرفته و شامل چیپست اسنپدراگون ۴۳۵، ۳ گیگابایت رم و ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی است که از طریق کارت حافظه امکان افزایش آن وجود ندارد. موبایل پالماز دیگر قابلیت های موبایل پالم می توان به باتری ۸۰۰ میلی آمپر ساعتی، دستیار هوشمند گوگل، سیستم شناسایی چهره و اندروید ۸.۱ که تا حد زیادی شخصی سازی شده، اشاره کرد.

    در پنل جلوی گوشی نمایشگری ۳.۳ اینچی LCD قرار گرفته که تراکم پیکسلی قابل توجه ۴۴۵ را به ارمغان می آورد. شاید این نمایشگر کوچک شما را به یاد اولین گوشی اندرویدی بیندازد اما موبایل پالم به لطف دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی، دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی و فلش LED از نظر تصویربرداری حرف هایی برای گفتن دارد.

    از نظر بدنه این گوشی به صورت کامل از آلومینیوم و شیشه گوریلا گلس ساخته شده و از استاندارد مقاومت در برابر آب و گرد و غبار IP68 پشتیبانی می کند. روی بدنه اثری از جک ۳.۵ میلیمتری هدفون دیده نمی شود اما به پورت Type C مجهز شده است. افراد علاقمند به خرید این موبایل فعلا تنها از طریق اپراتور آمریکایی ورایزن و با قیمت ۳۴۹ دلار قادر به خرید آن هستند. علاوه بر این دستگاه مورد بحث مثل برخی ساعت های هوشمند تنها می تواند از سیستم شماره اشتراکی استفاده کند که کاربران را از همراه داشتن گوشی اصلی بی نیاز می کند.

    موبایل پالم در رنگ های تیتانیومی و طلایی از راه رسیده و قاب های متنوعی همراه با آن عرضه خواهد شد.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    شرکت سونی در تولید نمایشگرهای خانگی سنگ تمام گذاشته است. دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای و معمولی آن بسیار محبوب هستند. در تولید سایر محصولات نیز سونی همیشه با قدرت حاضر شده است. همین تخصص در زمینه‌های مختلف باعث شده است تا گوشی سونی نیز طرفداران جدی خودش را داشته باشد. ژاپنی‌های دقیق و خلاق در طراحی‌ گوشی‌های سونی اوج ظرافت را به خرج می‌دهند. البته محصولات سونی بی عیب نیستند و انتقادهایی مانند استفاده از اسپیکرهای ضعیف به آن وارد است. ناگفته نماند که ضعیف بودن اسپیکرها موضوعی است که در محصولات اپل و سامسونگ هم به آن پرداخته می‌شود. اگر شما هم طرفدار سونی هستید، می‌توانید در بخش گوشی موبایل سایت دیوار  با جست و جوی عبارت سونی انواع آگهی‌ برای مدل‌های دست دو و نو گوشی سونی را با قیمت مناسب مشاهده کنید.

    افتخارات گوشی‌های سونی اکسپریا

    سونی افتخارات زیادی با گوشی‌های خود آفریده است. این کمپانی در کنگره جهانی موبایل ۲۰۱۷ در بارسلونا  توانست با گوشی اکسپریا  XZ پریمیوم بخاطر استفاده از نمایشگر 4K در این محصول توجه زیادی را به خود جلب کند و از سوی این کنگره به عنوان بهترین گوشی شناخته شود. سری XZ برای سونی باز هم افتخارآفرینی کردند و در سال ۲۰۱۸  گوشی سونی XZ2 هم توانست عنوان بهترین گوشی را از کنگره جهانی موبایل کسب کند. متاسفانه این افتخارات به دلیل تخصصی بودن، در بازار خرید و فروش گوشی موبایل سونی در ایران چندان تاثیری نداشتند؛ زیرا بسیاری از کاربران عادی از اهمیت این عناوین بی‌خبرند.

    قابلیت‌های هیجان انگیز گوشی‌های سونی

    سونی همیشه سعی داشته تا در ارائه قابلیت‌های جدید پیشگام باشد. برای مثال دوربین مدل XZ1 می‌تواند یک شی را به صورت سه بعدی اسکن کند. می‌توان تصویر اسکن شده را ذخیره کرد و با یک پرینتر سه بعدی آن را بازسازی کرد. کیفیت و دقت این اسکنر سه بعدی بسیار بالا است. این ویژگی‌ می‌تواند کاربردهای هیجان انگیز زیادی داشته باشد. ویژگی‌های این چنینی هر کسی را برای خرید گوشی‌ سونی وسوسه می‌کند.

    زیبایی و نوآوری در طراحی محصولات

    بدنه‌ی گوشی‌های سونی شاید در تصاویر دل هر خریداری را نبرند؛‌ اما به محض اینکه آن را در دست بگیرید نظرتان تغییر خواهد کرد. سونی همواره استفاده از رنگ‌های زیبا، طراحی راحت و خوش دست بودن را در اولویت قرار داده است. ظاهر گوشی‌ها به خصوص در مدل‌های جدیدتر لوکس‌تر است. سونی در بیشتر گوشی‌های خود از فلز و شیشه استفاده می‌کند. بیشتر کمپانی‌های مطرح نیز در تولید پرچمداران خود همین کار را می‌کنند؛ اما متاسفانه استفاده از این مواد باعث می‌شود که اثر انگشت روی بدنه گوشی بماند. صفحه نمایش در مدل‌های جدید بزرگ هستند، اما زمانی که گوشی را از نزدیک لمس می‌کنید، به نظرتان زیاد بزرگ نمی‌آید و به خوبی در دست جا می‌شود. این موضوع به این علت است که سونی حاشیه‌های جانبی را در بیشتر مدل‌ها حذف می‌کند تا عرض گوشی کمتر شود. البته حاشیه‌های بالا و پایین زیاد است که مورد پسند بسیاری از افراد نیست. علاوه بر طراحی خوب کیفیت ساخت بدنه‌ی گوشی‌های سونی نیز همواره مطلوب بوده است.

    سخت‌افزارهای قوی گوشی سونی

    سونی چند سالی است که در تولید گوشی‌های خود از پردازنده‌های قوی و با کیفیت اسنپ دراگون استفاده می‌کند. پردازنده‌ی قوی باعث می‌شود عمر باتری گوشی نیز بیشتر شود. همانطور که اشاره کردیم نمایشگرهای سونی کیفیت نمایش 4k دارند. برخلاف گوشی‌ها سامسونگ که نمایشگر آنها با ضربه‌ی کوچکی هم آسیب می‌بینند، سونی نمایشگرهای محکمی دارد. این موضوع خرید گوشی سونی به عنوان یک گوشی با قیمت میانی و مناسب را برای کسانی که گوشی آنها در معرض شکستن LCD است به صرفه‌تر می‌کند. همچنین گوشی‌های سونی ضد آب طراحی می‌شوند. منتقدان ایرادهای به جایی به دوربین‌ گوشی‌ها سونی وارد می‌کنند. مواردی مانند تاخیر در فوکوس، تاری عکس و …؛ اما نباید فراموش کرد که سونی در ضبط اسلوموشون یکی از قدرتمندترین‌ها در بازار است.

    رپورتاژ آگهی: دیجیاتو این مطلب را تایید یا تکذیب نمی‌کند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    هواوی در 24 مهرماه رویدادی در لندن برگزار می کند. تقریباً می توان با اطمینان گفت که ستاره های این رویداد سری میت 20 هستند، اما در کنار آنها احتمالاً شاهد رونمایی از ساعت هوشمند هواوی واچ GT هم خواهیم بود. در ادامه به هر آنچه که قرار است در این رویداد معرفی شود می پردازیم.

    هواوی میت 20

    مشخصات احتمالی میت 20 به این ترتیب است:

    • نمایشگر 6.43 یا 6.3 اینچی با رزولوشن 1080 در 2244 پیکسلی از نوع LCD
    • بریدگی نمایشگر قطره ای شکل
    • چیپست کایرین 980
    • رم 6 گیگابایت
    • حافظه داخلی 64، 128 یا 512 گیگابایتی

    • دوربین اصلی سه گانه. احتمالاً مجهز به قابلیتی برای فیلم برداری زیر آب، زوم، بوکه برای ویدیو (مات کردن پس زمینه سوژه در تصاویر) و استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی برای اعمال فیلترها بر ویدیو در لحظه
    • حسگر اثر انگشت
    • پنل پشتی شیشه ای
    • عرضه با اندروید پای (9) و با رابط کاربری Emotion UI نسخه 9.0
    • باتری با ظرفیت حداقل 4000 میلی آمپر ساعتی  (احتمالاً 4200 میلی آمپر ساعتی)
    • پشتیبانی از شارژ بیسیم با قابلیت شارژ کردن سایر دستگاه های سازگار از جمله هدفون بیسیم فری باد هواوی
    • قیمت بین 855 تا 905 دلار یا حدود 750 یورو
    هواوی میت 20 پرو

    مشخصات احتمالی این گوشی بزرگتر به این شرح است:

    • نمایشگر 6.9 اینچی با رزولوشن 1440 در 3120 پیکسلی از نوع امولد با بریدگی نمایشگر
    • چیپست کایرین 980
    • رم 6 یا 8 گیگابایتی
    • حافظه داخلی 128، 256 یا 512 گیگابایتی
    • دوربین اصلی سه گانه با قابلیت های مشابه با میت 20. حسگرهای با رزولوشن 40 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f1.8، در کنار 20 مگاپیکسلی از نوع تله فوتو با دیافراگم f2 و نیز یک سنسور 8 مگاپیکسلی با زاویه دید عریض. احتمالاً با امکان ثبت تصاویر ماکرو از فاصله 2.5 سانتی متری سوژه
    • حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر

    • باتری 5000 میلی آمپر ساعتی
    • احتمال وجود ماژول هایی مشابه با سیستم تشخیص چهره Face ID آیفون
    • پشتیبانی از کارت حافظه جانبی نانو اس دی
    • عرضه در 4 رنگ از جمله شفقی
    • بهره مندی از گواهینامه استاندارد IP68 برای مقاومت در برابر نفوذ آب و گرد و غبار
    • عرضه با اندروید پای (9) و با رابط کاربری Emotion UI نسخه 9.0
    • قیمت 899 پوند بریتانیا برای مدل با حافظه داخلی 128 گیگابایتی
    هواوی میت 20 ایکس

    در کنار دو گوشی دیگر احتمالاً شاهد یک گوشی گیمینگ از سری میت 20 هم خواهیم بود. طراحی میت 20 ایکس بسیار مشابه با دو مدل دیگر است اما تفاوت هایی هم وجود دارد. اطلاعاتی که از این گوشی داریم محدود است اما به طور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد.

    • نمایشگر 7.2 اینچی از نوع امولد
    • چیپست کایرین 980
    • رم 4، 6 یا 8 گیگابایتی
    • حافظه داخلی 128، 256 یا 512 گیگابایتی
    • دوربین اصلی سه گانه. احتمالاً با قابلیت های مشابه میت 20
    • لوله های حرارتی برای خنک سازی گوشی حین بازی و کارهای سنگین دیگر
    هواوی واچ GT

    هواوی واچ GT

    هواوی ساعاتی قبل سهواً اطلاعات و تصاویری از ساعت هوشمند خود را منتشر کرد و البته بلافاصله آن را حذف کرد. هواوی واچ GT قرار است به سیستم عامل اختصاصی خود هواوی مجهز شود. در ادامه مشخصات احتمالی را با هم مرور می کنیم:

    • نمایشگر 1.39 اینچی با رزولوشن 454 در 454 پیکسلی از نوع امولد
    • پردازنده کورتکس M4
    • باتری 420 میلی آمپر ساعتی
    • 30 روز دوام باتری با یک بار شارژ در حالت واچ، 2 هفته در استفاده عادی و 22 ساعت با GPS روشن
    • مجهز به حسگر تشخیص ضربان قلب
    • قاب حاشیه ساعت از جنسی سرامیکی و پوسته ساعت از فولاد ضد زنگ
    • امکان ردیابی خواب و فعالیت های کاربر

    هواوی واچ GT

    • مقاومت در برابر آب تا فشار 5 اتمسفر
    • وزن بدون بند 46 گرم
    • امکان ارتباط با سیستم های ماهواره ای گلوناس، GPS، گالیلئو و بِیدو
    • شارژر مغناطیسی
    • مدت زمان شارژ از صفر تا 100 درصد در کمتر از 2 ساعت
    • قیمت 200 یورو
    سایر محصولات هواوی

    انتظار داریم هدفون فری باد جدید هواوی هم معرفی شوند. مدل قبلی این هدفون بسیار مشابه با ایرپادهای اپل بودند اما مشکلاتی داشتن و آن طور که باید و شاید نظرات را به خود جلب نکردند.

    دیجیاتو مشابه با رسم معمول، این رویداد را به طور زنده پوشش می دهد. 24 مهر ماه با ما و پوشش رویداد همراه باشید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    ما در دورانی به سر می‌بریم، که تولیدی اقتصادی و کاهش مصرف سوخت، هر روز بیشتر از دیروز، از اولویت‌های خودروسازان محسوب می شود. چه بخواهیم چه نخواهیم این مسئله دامن گیر بسیاری از خودروسازان دنیا خواهد شد. چه لامبورگینی باشد و چه فورد موستانگ.

    در دنیای امروز اغلب خودروسازان تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند که از اعداد حجم موتور های خود کم کنند. دقت کنید که دیگر این منطقی ژاپنی نیست.  آنچه در نهایت همه به آن خواهند رسید این است که موتورهای خودروها باید روز به روز حجم خود را کمتر و کمتر کنند. به خوبی می دانید که پر استفاده ترین موتور در دوران کنونی موتور های چهار سیلندر هستند. اما با کاهش بیش از پیش حجم موتور برای خودروهای چهار سیلندر، اتفاقی که می‌افتد این است که ممکن است در ادامه این روند کاهش حجم، به این نتیجه برسیم که باز هم یک سیلندر اضافه است! و در تعداد سیلندرها به عدد ۳ برسیم. بهتر می دانید که خودروهای سه سیلندر استفاده محدودی دارند و برای مصارف شخصی و محدود در دنیا استفاده می شوند. در نتیجه ایده ی یک خودروی سه سیلندر اسپرت تا حد زیادی چالش برانگیز است. پس با ما همراه باشید تا ببینیم آیا صنعت مهندسی دنیا، توانسته از پسِ آن برآید یا خیر.

    Honda S660

    اگرچه دیگر هیچ خودرویی همچون هوندا s۲۰۰۰ دوست‌داشتنی تولید نخواهد شد اما از سال ۲۰۱۵ هوندای ژاپنی خودروی s۶۶۰ که همچون s۲۰۰۰ یک محصول دو نفره است را تولید کرده است. جانشین اس ۲۰۰۰ خیلی شبیه به پدربزرگ خود نیست و حتی از آن بسیار کوچکتر و سبکتر است. سبکی و کوچکی S660 آنقدری تاثیر گذار است که موتور سه سیلندر هم به راحتی از پس این خودرو بر آید.

    در واقع اس660 به قدری سبک است که یک موتور ۶۶۰ سی‌سی توربوشارژ سه سیلندر تمام نیازهای آن را برطرف میکند. موتوری که با توان خروجی تنها ۶۳ اسب بخار که قدرت قابل توجهی نیست و گشتاور تولیدیِ اندکی بیشتر یعنی به اندازه 104 نیوتن متر کاملا کافی به نظر می رسد. دقت کنید که طول بسیار اندک اس ۶۶۰ باعث می شود که از مزدا میاتا نیز 20 اینچ کوتاه تر باشد.

    با این وجود شاید نتوانید باور کنید اما ۶۶۰ خودروی بسیار کوچک و فوق العاده ای است. به لطف گیربکس شش سرعته دستی آن، لذت رانندگی قابل توجهی نیز دارد. در ضمن شما می توانید سقف این خودرو را جمع کنید و از هوای آزاد نهایت لذت را ببرید.

    Smart Roadster

    خودروی بعدی این لیست اسمارت رودستر است. اسمارت رودستر تقریباً وضعیتی مشابه با هوندا s۶۶۰ دارد. خودرو کوچکی که در سه سال اول تولید خود یعنی ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ از آن استقبال نشد و حتی در این 3 سال، هیچ گاه به بازار ایالات متحده آمریکا راه نیافت. اما کمی پس از آن شاهد پیشرفت چشمگیر این خودرو بودیم. رودستر رفته رفته پیشرفت کرد و دو نسخه کروک و کوپه این خودرو به بازار عرضه شد. اما آنچه در اینجا برای ما اهمیت دارد موتور کوچک سه سیلندر رودستر است.

    این موتور تنها ۶۹۸ سی‌سی حجم دارد. اما به لطف توربوشارژ توان تولید ۶۰ اسب بخار قدرت را دارد. رودسترِ موتور وسط (موتور آن در انتهای خودرو قرار دارد)، خودروی دوست داشتنی است که رانندگی با آن می تواند تجربه جالبی باشد. نکته ای که دانستن آن خالی از لطف نیست این است که تیونینگ باراباس یک ورژن از  اسمارت رودستر را عرضه کرده است که ۱۰۰ اسب بخار توان دارد. این خودرو مجهز به سیستم تعلیق پیشرفته تری است که ارتفاع آن نیز کاهش یافته، همینطور رینگ های ۱۷ اینچی و یک اگزوز دوست داشتنی دوگانه نیز در انتهای آن نصب شده است .جالب تر آن که کانسپتی دیگر از باراباس نیز از این خودرو ارائه شد که هیچوقت به محصول نهایی تبدیل نشد. پاراباس برای کانسپت این رودستر کوچک، موتوری V6 در نظر گرفت که در واقع از ترکیب دو موتور کوچکِ سه سیلندرِ اسمارت رودستر ساخته شده بود.

    Daihatsu Copen

    دایهاتسو کوپن نیز مانند اسمارت، در حالت اولیه یک خودرو کِی (Kei Car) به حساب می آید؛ برای دوستانی که نمیدانند کی کار چیست، کی کار یک سگمنت ژاپنی است که به خودروهای درون‌شهری و با ابعاد کوچک گفته میشود. اما اولین نسل این خودرو در بازار خارج از ژاپن به همراه یک موتور قدرتمند تر به فروش رسید. به هر حال خودرویی که در این لیست قرار دارد دومین نسل از دایهاتسو کوپن است که در سال ۲۰۱۴ تولید شده و به یک موتور سه سیلندر کوچک ۶۵۸ سی‌سی توربوشارژ مجهز است که می تواند ۶۳ اسب بخار قدرت و 92 نیوتن متر گشتاور تولید کند. قدرت تولیدی این خودرو به کمک یک گیربکس ۵ سرعته دستی و یا یک گیربکس اتوماتیک سی وی تی به چرخ های جلو منتقل می شود.

    Melkus RS1000

    اگر شما هم با دیدن تصاویر rs1000 برای اولین بار آن را با نسخه کلاسیک لامبورگینی اشتباه گرفته اید، کاملا حق دارید؛ چرا که دقیقا سه سال پس از تولید میورا این خودرو در سطح جهانی عرضه شد. در نگاه اول ملکوس RS1000 ممکن است با لامبورگینی میورا اشتباه گرفته شود.

    آنچه که تفاوت بین میورا و rs1000 را مشخص می‌کنند آن چیزی است که در زیر کاپوت آنها نهفته است. برخلاف لامبورگینی که یک موتور بسیار حجیم ۱۲ سیلندر خورجینی در خود جای داده، ‏rs1000 یک موتور سه سیلندر کوچک با حجم ۹۹۲ سی سی در اختیار دارد که تنها می تواند 68 اسب بخار قدرت و 117 نیوتن متر گشتاور آزاد کند. با این وجود، ‏rs1000 می تواند به سرعت ۱۶۸ کیلومتر بر ساعت برسد که علت آن نیز استفاده از بدنه فیبر گلس است. این خودرو دقیقا در بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹ یعنی به مدت ۱۰ سال به تعداد ۱۰۱ عدد تولید شد و پرونده‌اش برای همیشه مختومه ماند.

    Honda Beat

    محصول بعدی که هم ژاپنی است و هم در دسته ی کِی کار ها قرار می گیرد و همینطور تا حد زیادی، به هوندا s۶۶۰ شباهت دارد و از زاویه ای دیگر پدربزرگ آن محسوب می شود؛ هوندا بیت است. هوندا بیت در بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ تولید شده است و به عنوان محصولی نمادین در دهه ۹۰ شناخته می شود. موتور کوچک سه سیلندر بیت با ۶۵۶ سی سی حجم، در وسط خودرو قرار داشته و می‌تواند ۶۳ اسب بخار توان را در اختیار راننده بگذارد. بیت می‌تواند در حد سایز و اندازه خودش سرعت قابل قبولی را به دست بیاورد. هرچند که این سرعت به شکل الکترونیکی در ۱۳۵ کیلومتر محدود می شود.

    باید پذیرفت که هوندا بیت به عنوان یک محصول اسپرت کوچک، نه تنها قابل قبول، بلکه بسیار جذاب و دوستداشتنی است. (دهه 90 میلادی)

    آنچه که عمدا بیت را بیش از پیش محبوب ساخت، گیربکس اسپرتِ دستی آن، در کنار دیفرانسیل عقب بودن آن بود.

    Suzuki Cappuccino

    خودروی بعدی سوزوکی کاپوچینو است که در بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۷ به عنوان یک خودروی ژاپنیِ دهه 90، در بازار اروپا نقش قابل توجهی را پیدا کرده و در آن زمان به شکل خودرویی کروک و دو نفره با سایز بسیار کوچک شناخته می‌شد. اگر چه احتمالا با توجه به خودروهای معرفی شده تا به اینجا شما می توانید مشخصات این خودرو را حدس بزنید، اما ما نیز یادآوری می‌کنیم که کاپوچینو مجهز به موتور سه سیلندر با ۶۵۷ سی سی حجم است که تمام توان تولید این موتور به محور عقب آن منتقل می شود. این سوزوکی کوچک در زمان تولید می توانست در حدود ۶۳ اسب بخار قدرت تولید کند. ترمزهای دیسکی، سیستم فرمان برقی و دیفرانسیل ضد قفل، از مشخصه های سوزوکی کاپوچینو است که نمی توان از آن به سادگی عبور کرد.

    Autozam AZ-1/Suzuki Cara

    تا به اینجا، اکثر لیست در دست ژاپنی ها بوده است. این خودرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که سوزوکی کارا بهترین خودروی سگمنت کِی در بین ژاپنی هاست. کارا که در دهه ۹۰ میلادی عرضه شد گرچه خودرویی ساخته شده توسط مزدا بود، اما به نام سوزوکی فروخته می شد و بهتر است که آنرا محصول مشترک این دو شرکت خودروساز ژاپنی بدانیم (موتور خودرو ساخت سوزوکی است). تریم مزدای این خودرو مجهز به اسکوپ کاپوت و همینطور یک اسپویلر بسیار بزرگ در عقب خودرو بوده که البته کاملاً واضح است که این اسپویلر تحت تاثیر فراری F40 تعبیه شده است.

    نقطه عطف این خودرو درب های آن بود که به شکل عمودی باز و بسته می شدند. باید بپذیریم که برای خودروی کوچکی همچون کارا، این درب ها واقعا دوست داشتنی است و جلب توجه بسیاری می کند. با این وجود همانطور که می توان پیش بینی کرد این خودرو موتور کوچک سوزوکی با ۶۵۷ سی سی حجم را در خود جای داده بود که به لطف توربوشارژر می‌توانست ۶۳ اسب بخار قدرت را تولید کند.

    BMW i8

    سه سیلندر

    کاملا واضح است که برای اکثر شما خوانندگان عزیز، بی ام و i8 یعنی آخرین خودروی ما در این لیست، تنها خودروی اسپرتی است که می‌توانیم از آن به عنوان یک خودروی اسپرت واقعی صحبت کنیم. به علاوه تمامی خودرو های این لیست به غیر از i8، به عنوان خودروهای بسیار کوچک و کامپکت شناخته می‌شوند و به خصوص این که مشخصه اصلی آنها موتوری ضعیف و پیشرانه ای نه چندان جذاب می باشد. واقعیت آن است که هیچ کدام از خودروهایی که پیش از این نام بردیم، همانند i8 مجهز به یک پیشرانه ی الکتریکی نبوده‌اند.

    i8 بعد از M1 به عنوان تنها خودروی موتور وسط بی ام و شناخته می‌شود. موتور سه سیلندر یک و نیم لیتری i8، مجهز به توربو شارژ است و می‌تواند ۲۲۸ اسب بخار توان و 442 نیوتن متر گشتاور را تولید کند. تلاش این موتور به چرخ های عقب منتقل می شود و دو موتور الکتریکی با ۱۳۱ اسب بخار قدرت، توان تولیدی خود را به چرخ های جلو منتقل می کنند. در نتیجه مجموعا این موتورها می توانند به ۳۶۹ اسب بخار قدرت برسد.

    به لطف باتری های قوی و بدنه فیبر کربن مصرف سوخت  i8 بسیار بسیار کم است و علاوه بر آن، شتاب صفر تا صد خودروی مذکور نیز معادل چهار و نیم ثانیه  است. پیروزی i8 و اختلاف قابل توجه آن با خودروهای دیگر این لیست نکته اصلی ماجرا نیست در واقع این نکته که میتوان با حجم موتور کم و سه سیلندر به نتایج بسیار قابل قبولی دست یافت نتیجه اصلی و با اهیمت ماجراست.

    خودروی هیبریدی بی ام و تمام ویژگی های یک خودروی اسپرت، لوکس و مدرن را دارد علاوه بر آن می تواند برای تمامی خودروهای سه سیلندری که پس از او زاده خواهند شد یک الگوی بسیار خوب باشد. بی ام و برای تولید این محصول خوب همواره مستحق تحسین و احترام خواهد بود چراکه نگرش و شهامت او با تولید i8، بر تمامی خودروسازان هم عصرش تاثیر خواهد گذاشت.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    بسیاری از ما بازیگری در هالیوود را رویایی ترین شغل جهان می دانیم. آن طور که ما می بینیم، بازیگران هالیوود برای جا زدن خود به جای شخصیت های فیلم مبالغ هنگفتی دستمزد دریافت می کنند، هزاران طرفدار در سراسر دنیا برای آن ها هورا می کشند و دریافتی آن ها به حدی است که می توانند چندین سال استراحت کرده و ولخرجی کنند. اما در کنار این موضوعات ظاهراً خوشایند، حالت های ناخوشایندی نیز وجود دارد. برای مثال این که دائماً تحت نظر پاپاراتزی ها باشید، در مورد رنگ لباس تان یا نوشته روی آن مجبور به پاسخگویی به رسانه ها شوید و این که خصوصی ترین مسایل زندگی تان و بویژه روابط عاشقانه شما همیشه نقل محافل رسانه ای باشد بسیار ناخوشایند است.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این شرایط چنان آزار دهنده است که اگر جلب توجه کردن و در کانون حرف و حدیث رسانه ای بودن را نمی پسندید به هیچ عنوان نباید به سراغ بازیگری بروید. اما واقعیت این است که هنر بی نقص تنها از طریق رنج کشیدن میسر می شود و بسیاری از بازیگرانی که در ادامه به آن ها اشاره شده از طریق همین رنج کشیدن سهمی بزرگ در تولید برخی از بهترین فیلم های تاریخ سینما داشته اند. همه می دانند که کار کردن روی فیلم مبتنی بر ساعت ها کار خسته کننده در طول روز و برداشت های تکراری فراوان است اما برخی از بازیگران شرایطی را در حین فیلم برداری تجربه کرده اند که نه تنها به کاری خوشایند و دوست داشتنی نمی ماند بلکه به یک شکنجه طولانی و بسیار دردناک شبیه است.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این بازیگران شرایطی را تحمل کرده اند که یک فرد عادی با دیدن آن ها خیلی زود ترجیح می داد این حرفه را رها کند. می توانید آن ها را دیوانه بخوانید اما تعهد بازیگری و هنری چیزی است که باعث شده این بازیگران در حین فیلمبرداری یک فیلم خاص شرایطی مانند یک شکنجه واقعی را تحمل کرده و البته در نهایت پاداش آن را نیز دریافت کنند.

    ۱- پیتر ولر در فیلم «پلیس آهنی»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    پیتر ولر دوران حرفه ای بسیار موفقی در سینما و تلویزیون داشته است اما همه او را با نقش الکس مورفی یا همان «پلیس آهنی» (RoboCop) می شناسند. اما ساخت این فیلم کلاسیک و موفق در سال ۱۹۸۷ بدون دردسر و زحمت نبود. لباس مخصوص ولر در این فیلم خیلی دیر توسط طراحان به او تحویل داده شد به نحوی که وی مجبور بود حرکات پس از تبدیل شدنش به مرد آهنی را بدون در اختیار داشتن این لباس تقلید کند. وقتی که این لباس آماده و به او تحویل داده شد مشخص گردید که این مدت وقتشان را تلف کرده اند زیرا پوشیدن آن به طور کامل ۱۰ ساعت زمان می برد و در درون لباس، ولر هیچ حرکتی نمی توانست بکند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    تنها یک برداشت با این لباس گرفته شد تا این که همه اعضای تیم تولید فیلم به این نتیجه رسیدند که کار با چنین لباس خاصی غیرممکن است. درگیری ها بین کارگردان، نویسنده و کمپانی سازنده فیلم بالا گرفت به نحوی که رییس استودیو اوریون پیکچرز تهدید کرد که در صورت پیدا نشدن راهی برای حل این مشکل، ساخت فیلم به کلی متوقف خواهد شد. در نهایت با پیشنهاد ولر، طراح اصلی لباس فرا خوانده شد و در مدت یک هفته مشکل لباس مخصوص پلیس آهنی حل شد. دو هفته دیگر صرف طراحی حرکات مختلف شخصیت پلیس آهنی شده و نحوه اجرای آن ها به ولر آموزش داده شد.

    بیشتر بخوانید: نادیده گرفته‌شدگان؛ ۱۰ بازیگر هالیوودی که سال‌ها جایزه اسکار از آن‌ها دریغ شد [قسمت دوم]

    ۲- لئوناردو دی کاپریو در «از مرگ بازگشته»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    سختی ها و رنج هایی که بازیگران فیلم «از مرگ بازگشته» (The Revenant) ساخته آلخاندرو ایناریتو کشیدند فراتر از حد تصور است زیرا کارگردان کمال گرا و سرسخت فیلم تصمیم گرفته بود که فیلم را در نقطه ای دوردست در آلبرتا، کانادا فیلم برداری کند، جایی که دمای هوا به ندرت به بالای صفر درجه می رسید. پیش از انتشار فیلم، گزارش شد که ارتباط ناکافی و نامناسب بین تهیه کنندگان و اعضای تیم تولید باعث تاخیرهای بسیاری در شروع فیلم برداری شده بود. بسیاری از آن ها آمادگی شرایطی که در این لوکیشن دورافتاده و یخ زده حکمفرما بود را نداشتند. بدین ترتیب ایناریتو به دلیل از کار افتادن دوربین ها در هوای سرد مجبور شد بیش از ۵ هفته فیلم برداری ها را متوقف کند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    شرایط آب و هوایی برای همه اعضای تیم سازنده طاقت فرسا بود اما هیچ یک به اندازه لئوناردو دی کاپریو متحمل شکنجه نشد. بعد از این که شخصیت او در فیلم توسط یک خرس خشمگین مورد حمله قرار گرفت، وی مجبور شد تمامی صحنه های درگیری با خرس را با پوشیدن ۴۷ تکه متفاوت از گریم که کامل کردن آن ها روی صورت و بدنش به تنهایی ۵ ساعت زمان می برد بازی کند. پوست خرسی که وی در فیلم به تن دارد خیس شده و در اثر سرما یخ می بست، بدین ترتیب دی کاپریو دائماً با مشکل سرما و از دست رفتن گرمای بدنش به حدی خطرناک مواجه بود. در این میان شاید بدترین شکنجه او این بود که مجبور شد جگر یک گاومیش را به صورت  خام در برابر دوربین بخورد و این اتفاق بعد از آن افتاد که جگر دست ساز آن چیزی که کارگردان می خواست از آب درنیامد.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    خوردن جگر خام گاومیش برای هیچ کسی خوشایند نیست اما برای دی کاپریویی که از سال ۱۹۹۲ هیچگاه گوشت نخورده بود این موضوع بیش از یک شکنجه به نظر می رسید. البته این همه شکنجه بی نتیجه نیز نبود زیرا هم ایناریتو به صحنه دلخواهش رسید، هم دی کاپریو بالاخره برنده جایزه اسکار شد و هم فیلم «از مرگ بازگشته» به یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما با مضمون نجات یافتن از مرگ قطعی تبدیل شد.

    بیشتر بخوانید: ۱۰ بازیگر سبک متد اکتینگ که برای ایفای یک نقش‌ دست به کارهای دیوانه‌واری زدند [قسمت دوم]

    ۳- شلی دووال در «درخشش»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    هر بازیگری که با استنلی کوبریک کار کرده باشد بدون شک از دو کلمه برای تشریح شخصیت او به عنوان یک کارگردان استفاده کرد که یکی «نابغه» خواهد بود و دیگری نیز کلمه ای است که در کمال تاسف اجازه آوردن آن در این مطلب را نداریم! کمتر کارگردانی در تاریخ سینما یافت می شود که به اندازه کوبریک از بازیگران خود انتظار بازی های بی نقص داشته باشد. در میان تمامی شاهکارهای او اما فیلم «درخشش» (The Shining) که آن هم در مکانی بسیار سرد و دورافتاده فیلم برداری شد برای تمام کسانی که در ساخت آن دست داشتند سخت و طاقت فرسا بود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    کوبریک در صحنه ای که شخصیت دیک هالوران کشته می شود با ۴۰ برداشت، کاری کرد که اسکتمن کروثرز، بازیگر این نقش در نهایت درماندگی و خستگی شروع به گریه کرد و جیغ زنان گفت:«تو چی می خوای آقای کوبریک؟». اما بلایی که به سر او آمد در مقایسه با شرایطی که شلی دووال تحمل می کرد چیزی نبود. کارگردان دائماً از شیوه و سبک بازی این بازیگر ایراد می گرفت و دائماً از او می خواست که ترس و وحشت را در نهایت ممکن خود به تصویر بکشد. او حتی به دیگر بازیگران فیلم دستور داد که حق همدردی و تسلی دادن به دووال را ندارند. در یکی از سکانس های فیلم که شخصیت وندی ترانس باید با یک چوب بیسبال از خود در برابر حمله شوهر دیوانه اش دفاع کند، بیش از ۱۲۷ برداشت گرفته شد تا کوبریک به آنچه که می خواست رسید و آن هم زمانی بود که دووال کاملاً از لحاظ روانی نابود شده بود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    این تعداد برداشت رکوردی در سینما به شمار می آمد. دووال در طی ۵۰۰ روز فیلم برداری فیلم آنقدر گریه کرده بود که بخش قابل توجهی از آب بدنش را از دست داد. دووال در کتابی که بعدها در مورد این کارگردان بزرگ نوشت سعی کرده بود علیرغم میلش از به کار بردن القابی توهین آمیز برای کوبریک خودداری کند. در یکی از توصیفات او در این کتاب چنین آمده:«استنلی چنان مرا تحت فشار قرار می داد و ترغیب می کرد که هیچگاه قبلاً تا به این حد تحت فشار قرار نگرفته بودم. این سخت ترین نقشی بود که مجبور به انجام آن شده ام».

    ۴- اد هریس و ماری الیزابت مستر آنتونیو در فیلم «ورطه»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    جیمز کامرون یکی از معروف ترین و سختگیرترین کارگردانان تاریخ سینماست که وسواس و سختگیری های او هنگام فیلم برداری فیلم «ورطه» (The Abyss) در سال ۱۹۸۹ تاکنون در ذهن اد هریس و ماری الیزابت مستر آنتونیو به عنوان بازیگران اصلی فیلم باقیمانده است. بخش اعظم فیلم در زیر دریا رخ می دهد در حالی که فیلم برداری ها در مرکز فرماندهی یک رآکتور هسته ای متروکه در عمق ۴۰ فوتی دریا صورت می گرفت که با مشکلات زیادی همراه بود. بازیگران و اعضای تیم تولید دائماً با فشار آب مشکل داشته و باید مرتباً مشکلات این فشار به شیوه های خاص از روی آن ها برداشته می شد. آن ها مجبور بودند در شرایطی که لباس های غواصی خیس شان را به تن داشتند استراحت کنند تا وقت کمتری تلف شود.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    در یکی از صحنه ها بود که کپسول اکسیژن جیمز کامرون از اکسیژن خالی شد و این کارگردان معروف نزدیک بود جانش را از دست بدهد. همین اتفاق نیز برای اد هریس افتاد که یه گفته خودش در یکی از صحنه ها به علت نقص فنی در رگولاتور اکسیژن، وی مخلوطی از آب و اکسیژن را تنفس کرد که نزدیک بود به مرگ وی منتهی شود. برای مستر آنتونیو نیز شرایط به همین بغرنجی بود بخصوص در صحنه ای که وی بعد از غرق شدن احیا می شود و این سکانس که بارها و بارها تکرار شده بود او را به مرز دیوانگی کشاند.

    سختی های بازیگری در هالیوود

    وی ساعت ها با لباس های خیس و بدنی که از سرما در حال یخ زدن بود سکانسی را بازی می کرد که در آن اد هریس دائماً روی قفسه سینه او فشار وارد می کرد و سر او فریاد می زد. اینجا بود که مستر آنتونیو دیگر کم آورد و در حالی که گریه می کرد و فریاد می کشید از صحنه فیلم برداری فرار کرد. وی بعدها دیگر با کامرون کار نکرد زیرا شیوه کارگردانی او را بیرحمانه و بدون توجه به سلامت روانی اعضای تیم تولید عنوان کرد و آن قدر از تجربه خود در این فیلم بیزار بود که با نام «The Abuse» به معنای «شکنجه» از آن یاد می کرد.

    بیشتر بخوانید: ۵ مورد از بهترین سکانس‌هایی که نبوغ آل پاچینو را در دنیای بازیگری نشان می‌دهند

    ۵- جان وویت، برت رینولدز، ند بیتی و رانی کاکس در فیلم «رهایی»

    سختی های بازیگری در هالیوود

    اگر فیلم «رهایی» (Deliverance) را دیده باشید می دانید که این فیلم عموماً به خاطر یکی از صحنه های دردناک و بسیار خشنش شناخته می شود که نمی توانیم در اینجا اسمی از آن بیاوریم اما دلیل رنج آور بودن این فیلم آن صحنه خاص نیست. ساخت این فیلم چنان چالش برانگیز و سخت بود که جان بورمن خود به عنوان کارگردان فیلم تایید کرده که ساخت آن در روزگار کنونی به هیچ عنوان ممکن نبود. داستان فیلم در مورد ۴ دوست است سفر ماجراجویانه آن ها با قایق در یک رودخانه وحشی آن ها را به درون تاریکی مطلق می برد و همین قایقرانی ها بود که به تجربه ای هولناک برای بازیگران فیلم تبدیل شد. در هنگام فیلم برداری صحنه های مربوط به قایقرانی در رودخانه خروشان فیلم، یک غواص استخدام شده بود که به گفته بورمن دائماً به درون آب می پرید و بازیگران را از آب بیرون می کشیدسختی های بازیگری در هالیوود

    در یکی از صحنه ها، ند بیتی به زیر آب می رود و دیگر بالا نمی آید. حدود دو دقیقه یا بیشتر خبری از این بازیگر نبود. بورمن همیشه این ترس را داشت که یکی از بازیگرانش را در سکانس های ترسناک فیلم از دست بدهد. بیتی نزدیک بود واقعاً غرق شود و او تنها بازیگر فیلم نبود که نزدیک بود بمیرد. رینولدز نیز در کتاب خاطرات خود از صحنه ای در این فیلم می گوید که نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود: «اطرافم را نگاه کردم و موج بلندی را دیدم که به سمتم می آمد. از روی یک موج پریدم و با صخره برخورد کردم، به نحوی که دنبالچه ام شکست و درد آن تا به امروز نیز مرا رها نکرده است. سپس به زیر آب رفتم و در یک گرداب گرفتار شدم، نمی توانستم از آن خارج شوم و در حدود ۱۵ دقیقه بعد همه مردی لخت را دیدند که از گرداب بیرون آمد. همه چیز پاره شده بود، چکمه ها و همه لباس هایم درآمده بودند».

    قسمت دوم این مطلب را در این لینک مطالعه نمایید.

    بیشتر بخوانید: فیلم های هالیوودی که بیشترین و بدترین آسیب ها را به بدن بازیگران وارد کردند


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    آیا سیاره ما در کهکشان تنها مکان قابل زندگی است؟ پاسخ قطعی به این سوال داده نشده اما از فیلم‌های علمی تخیلی گرفته تا حقایق علمی، همگی خبر از وجود سیارات قابل زندگی دیگری می‌دهند. سیاراتی که شاید موجوداتی باهوش‌تر از ما در آن زندگی می‌کنند. اما پیچیده‌تر و مهم‌تر از سیارات، وجود جهان‌های چندگانه دیگر است. سوالی که از گذشته تا به امروز در ذهن بسیاری شکل گرفته این است: آیا به غیر از جهان ما، دنیاهای دیگری نیز وجود دارد؟

    جهان‌های چندگانه

    دیگر تقریبا همگی احتمال می‌دهیم شاید جهان‌های دیگری سوای دنیای ما وجود داشته باشند. در واقع براساس باور بسیاری انتخاب هایی که ما در این جهان‌ به کار می‌گیریم، ممکن است نتایج مختلفی در دنیاهای دیگر در بر داشته باشد. این نوع نگرش، پایه و اساس «جهان‌های چندگانه» را تشکیل می‌دهد؛ فرضیه‌ای که به تئوری فیزیک‌دانان و فضانوردان تحت عنوان وجود جهان‌های متعدد در کیهان قوت می‌بخشد.

    ایده جهان‌های موازی در کمیک‌ بوک‌‌ها، بازی‌های ویدیویی و صد البته صنعت سینما و تلویزیون از گذشته تا به امروز تاثیرگذار بوده و خیلی از محصولات ساخته شده در حیطه سرگرمی سعی داشته‌اند تا با تولید محتوای خاص، درک و تصور جهان‌های موازی را برای من و شما آسان‌تر سازند. از سریال‌های قدیمی «استار ترک»، «دکتر هو» و «بافی، خون‌آشام‌کش» گرفته تا انیمیشن‌هایی مثل «دیجی‌مون» همگی تلاش کردند تا جهان‌های موازی را بیشتر توضیح داده و مرزهای تخیل را در بشر امروزی بیشتر گسترش بدهند. در درجه اول اجازه بدهید به این مقوله بپردازیم که چگونه جهان خودمان شکل گرفت.

    جهان‌های چندگانه

    نقطه سرآغازی بر همه چیز

    نزدیک به ۱۳.۷ میلیارد سال پیش، جهان هستی به واسطه تئوری انفجار بزرگ (بیگ بنگ) از تکینگی شکل گرفت و فعالیت برخی از محرکه‌های ناشناس منجر به گسترش و شکل‌گیری فضای سه بعدی شدند. درست زمانی که انرژی بی‌حد و اندازه حاصل از مهبانگ بزرگ یا همان بیگ بنگ کمی کاهش پیدا کرد، نوری پر قدرت ساطع شد. در نهایت ذرات کوچک به شکل و اندازه بزرگتری مبدل گشتند؛ ابعاد و اندازه‌ای که در نهایت به تشکیل ستاره‌ها، سیارات و منظومه شمسی ختم شد.

    سوال اساسی اینجاست آیا ما تنها جهان در میان کیهان هستیم؟ واضح است که ما با تکنولوژی‌های حال حاضر، قادر به مشاهده تمام کهکشان نیستیم. چرا که جهان ما به یک تنگ ماهی شباهت دارد و به درستی قادر به تماشای بیرونش نیستیم. البته اگر واقعا به عقیده فیزیک‌دانان، «بخش بیرون» از تنگ ماهی وجود داشته باشد. در حال حاضر و در زمان نگارش این یادداشت، پنج فرضیه مبنی بر وجود احتمالی جهان‌های چندگانه از دیدگاه علمی وجود دارد:

    جهان‌های چندگانه

    ۱. جهان‌های بی‌نهایت: هنوز شکل و فرم فضا-زمان یا همان بعد چهارم دقیقا شناخته نشده است. تنها فرضیه‌ قابل قبول در راستای جهان‌های چندگانه، قبول این موضوع است که بعد چهارم یک خط صاف است که تا بی‌نهایت سیر می‌کند. همین موضوع، احتمال وجود جهان‌های مختلف را بیشتر می‌کند. سوال جذاب‌تر اینجاست آیا جهان‌ها قادر هستند دوباره خودشان را تکرار کنند؟ چرا که ذرات یا به اصطلاح پارتیکل‌ها این قابلیت را دارند تا به شیوه‌های مختلف دوباره به یکدیگر اتصال یابند.

    جهان‌های چندگانه

    ۲. جهان‌های حبابی شکل: به واسطه نظریه «تورم ابدی» (eternal inflation)، فرضیه دیگری درباره وجود دنیاهای چندگانه شکل گرفت. بر اساس پژوهش‌های یک جهان‌شناس در دانشگاه تافتس به نام الکساندر ویلِنکین، وقتی به بعد فضا-زمان از یک دید کلی نگاه بیندازیم، بعضی از مناطق در فضا درست مثل پدیده بیگ بنگ که جهان ما را شکل داده از انبساط دست می‌کشند. سایر قسمت‌ها همچنان بزرگتر می‌شوند. پس اگر ما جهان خودمان را به شکل یک حباب بدانیم، انگار درون شبکه‌ای از جهان‌های حبابی در فضا مستقر هستیم. مثل این می‌ماند جهان‌ها را مثل یک سری حباب‌های ریز  و درشت در داخل یک اقیانوس بسیار بزرگ تصور کنیم. شاید مثل سریال دکتر هو، یک سری قوانین و قواعد فیزیکی نیز در هر جهان حاکم باشد. چرا که بی‌نهایت حباب ممکن است در یک دنیای پهناور وجود داشته باشد که هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. ولی سوال اینجاست آیا این دریا در نهایت به یک انتها می‌رسد؟

    جهان‌های چندگانه

    ۳. جهان‌های نوزاد:  این تئوری به واسه مکانیسم‌های کوانتوم ارائه شد؛ اینکه ذرات زیر اتمی چطور رفتار می‌کنند. اگر شما قوانین احتمالات را دنبال کنید، برای هر انتخاب‌تان، در سایر جهان‌ها تمام پیامدها شکل می‌گیرد؛ به عنوان مثال شما در یک جهان، سفری کاری به چین خواهید داشت. در جهانی دیگر شاید هواپیمایی که با آن سفر می‌کنید در کشوری دیگر فرود بیاید و انتخاب‌هایی به اصطلاح صفر و یکی، سرنوشت شما را در هر جهان تغییر دهد. بهترین مثال در این رابطه را شاید بتوان بازی ویدیویی Bioshock: Infinite بدانیم که سرنوشت کاراکترهای بازی در هر جهان با آنچه تصور می‌کردیم سر تا پا تفاوت داشته و برای تحلیل داستان باید قصه کاراکترها را در هر جهان به صورت جداگانه بررسی می‌کردیم.

    جهان‌های چندگانه

    ۴. جهان‌های ریاضیات: یکی دیگر از تئوری‌های جهان‌های چندگانه، در جهان‌های ریاضیات است که به سادگی توضیح می‌دهد ساختارهای ریاضی‌وار ممکن است بسته به جهانی که درون آن زندگی می‌کنیم، تغییر پیدا کند. ولی شاید بپرسید ساختار ریاضی‌وار به چه معناست؟ این ساختار به وجود بشر وابسته نیست و حتی اگر گونه بشر منقرض شود، این ساختارها طبق اصول ریاضی پابرجا خواهند ماند. مکس تگمارک، طراح این تئوری در مقاله‌ای که سال ۲۰۱۲ میلادی به چاپ رسانده اینگونه توضیح می‌دهد: «واقعا معتقدم جهانی آن بیرون در کهکشان وجود دارد که می‌تواند بدون دخالت من به کارش ادامه دهد. حتی اگر هیچ انسانی هم [در این کیهان] وجود نداشته باشد».

    جهان‌های چندگانه

    ۵. جهان‌های موازی: شناخته‌ترین و عامه‌پسندترین تئوری جهان‌های چندگانه چیزی نیست جز تئوری «جهان‌های موازی». بر طبق همان اصل صاف و مستقیم بودن بعد فضا-زمان، این تئوری پر و بال گرفت. تعداد احتمالات ذرات در جهان‌های چندگانه بر این اساس به 122^10^10 خلاصه می‌شود. در همین راستا، بی‌نهایت جهان به صورت موازی وجود داشته و بی‌نهایت نسخه از ما در جهان‌های مختلف زندگی می‌کنند که شاید حتی در یک الی دو پارتیکل با ما تفاوت داشته باشند. چه بسا به واسطه همین تفاوت جزئی، رفتاری کاملا متضاد در مقایسه با کاراکترمان از خود نشان بدهند.

    استیون هاوکینگ، فیزیک‌دان و دانشمند مطرح دنیا پیش از مرگش در آخرین مقاله‌اش به مقوله جهان‌های چندگانه می‌پردازد. این مقاله چند ماه پس از مرگ این دانشمند فرهیخته در ماه مِی سال جاری منتشر شد. او در طی مصاحبه‌ای با دانشگاه کمبریج که در واشنگتون پست منتشر شده، در رابطه با این موضوع پیچیده توضیح داده که اگر جهان‌هایی بی‌نهایت متنوع با تعداد بی‌نهایتی از قوانین فیزیکی وجود داشته باشند، این تئوری نمی‌تواند پیش‌بینی کند در حال حاضر ما دقیقا در چه جهانی زندگی می‌کنیم. البته بر طبق تئوری هاوکینگ، موازی بودن جهان‌ها تا بی‌نهایت سیر نکرده و امکان دارد جهان‌ها با یکدیگر برخورد کنند.

    جهان‌های چندگانه

    بحث‌های پیرامون قبول یا رد فرضیه جهان‌های موازی

    آنچه مسلم است تمام دانشمندان، تئوری جهان‌های موازی را نمی‌پذیرند. برخی نظیر اخترشناس مطرحی به نام ایتان سیگِیل این تئوری را قبول کرده که بعد فضا-مکان تا بی‌نهایت سیر می‌کند ولی آنها عقیده دارند این نظریه، محدودیت‌هایی نیز به دنبال دارد.

    مشکل اینجاست کیهان نزدیک به ۱۴ بیلیون سال قدمت دارد. پس با دانستن سن کیهان، مشخص است که جهان ما لایتناهی نیست و به تبع، باید محدودیت‌هایی داشته باشد. به این ترتیب با قبول همین مسئله ساده، محدودیت‌های احتمالاتِ آرایش مجدد مولکول‌ها، در نهایت به یک عدد محدود می‌شود؛ به همین خاطر برخلاف تصورات حاکم بر تئوری «جهان‌های نوزاد»، این اخترشناس باور دارد تمام احتمالات در سناریوی زندگی یک فرد در جهان‌های چندگانه انجام نمی‌شود.

    سیگیل همچنین اعتقاد دارد انبساط ذرات در آغاز آفرینش بسیار سریع انجام پذیرفته؛ چرا که انرژی بسیار به شدت زیادی منجر به ایجاد مهبانگ بزرگ شده است. با این اوصاف در گذر زمان، این تورم و انبساط به طرز آشکاری کاسته شده و ذراتی که مسبب بیگ بنگ بوده، از انبساطِ بیشتر دست کشیدند. به همین خاطر جهان‌های مختلف در کیهان، درجات مختلفی از انبساط را در زمان‌های متفاوتی متحمل خواهند شد. حال می‌خواهد این درجه، کم یا زیاد باشد. با پذیرفتن این مسئله، شانس شباهت جهان‌های دیگر به آنچه که درونش هستیم به مراتب کمتر از حدی است که انتظارش را داریم.

    جهان‌های چندگانه

    حتی با قبول موضوع تعداد احتمالات بی‌نهایت در ریزبنیان‌های جهان‌مان، تعامل ذرات با یکدیگر در چهار چوب دنیای واقعی‌مان، حقیقت فیزیکی دنیا را با محدودیت‌هایش به خوبی نشان می‌دهد. سیگیل باور دارد چیزی که بسیار اهمیت دارد در سریع انجام شدن پیامدهای احتمالی انتخاب‌هایمان است؛ سریع‌تر از آنچه که فکر می‌کنید. تا جایی که انبساط اندکی، برای مدت زمان بسیار محدودتری رخ می‌دهد که دیگر فرصتی برای خلق جهان جدید ایجاد نمی‌شود. پس می‌توان نتیجه گرفت تئوری جهان‌های موازی، محدودیت‌هایی در بر خواهد داشت.

    سیگیل جدا از ابراز نظراتش در باب محدودیت‌های فرضیه جهان‌های موازی، پیشنهاد می‌کند دست به انتخاب تصمیم‌هایی بزنیم که در آینده نسبت به انتخاب‌هایمان، حسرت خاصی نخوریم. چرا که بر اساس اعتقاداتش، ممکن است جهان دیگری وجود نداشته باشد تا کاراکتر خودتان (همزاد) تصمیم‌ دیگری بگیرد و ممکن است این کاراکتر به جای رفتن به سمت چپ، همان مسیر مستقیمی که الان طی کرده‌اید را دوباره طی کند. پیامد، همان چیزی است که پیش از این در دنیای واقعی تجربه کرده‌اید. صرفا شاید مسیر زندگی کمی تغییر پیدا کند. این مضمون در آثار علمی-تخیلی هالیوود کم و بیش مورد توجه قرار گرفته که تقدیر بشر حتی با سفر زمان به گذشته قابل تغییر نیست.

    جهان‌های چندگانه

    جهان‌های موازی در مدیوم‌های رایج ژانر علمی-تخیلی

    لیستی از سرگرمی‌های مهم و تاثیرگذار در باب جهان‌های چندگانه تهیه شده که این لیست به منزله یک فهرست کامل نیست. این بخش صرفا جهت یادآوری و خاطرنشان کردن اهمیت مدیوم‌های رایج در گسترش ایده‌های جهان موازی تهیه شده است.

    * کمیک‌های مارول و دی‌سی که قصه‌های زیادی پیرامون جهان‌های موازی و چندگانه منتشر کرده‌اند.

    * انیمه و انیمیشن‌های مطرحی همچون «دیجی‌مون»، «دراگون بال» و حتی «سونیک» که کاراکترها با نسخه‌ دیگری از خودشان از جهان‌های دیگر آشنا می‌شوند.

    * جهان‌های موازی در بازی‌های ویدیویی مطرحی همچون مجموعه فاینال فانتزی، The Legend of Zelda، Mortal Kombat، Half Life، Bioshock Infinite، Dungeons & Dragons و حتی بازی League of Legends نقش اساسی داشته است.

    جهان‌های چندگانه

    * رمان «سرزمین مسطح: عاشقانه‌ای از بعد‌های متعدد» به قلم ادوین ابوت در سال ۱۸۸۴ توانسته قصه‌ای از یک جهان دو بعدی را تعریف کند که فقط اشکال هندسی نظیر دایره، مثلث و مربع در آن وجود دارد. در این رمان به سرزمین‌های دیگری نظیر «سرزمین خطوط»، «سرزمین فضا» و «سرزمین نقطه» اشاره می‌شود. از این رمان عجیب و غریب، انیمیشنی کوتاه به همین نام اقتباس و در سال ۲۰۰۷ میلادی اکران شد.

    * رمان «انسان‌ها خدایان را دوست دارند» به قلم اچ.جی ولز در سال ۱۹۲۳ میلادی منتشر شد. در این رمان ماشین زمانی وجود دارد که شخصیت اصلی می‌تواند بین جهان‌ها سفر کند.

    * سری کتاب‌های «اسرار نارنیا» به قلم لِویس، روایتگر ماجرای جذاب چند بچه بوده که بین دنیای واقعی و دنیای نارنیا سفر می‌کنند. دنیایی که حیوانات با انسان‌ها به راحتی صحبت می‌کنند. مدت‌ها پیش، فیلم‌های سینمایی بلندی بر اساس رمان‌های نارنیا اکران شد که توانسته نظر بسیاری از عموم را به این مجموعه جلب کند.

    جهان‌های چندگانه

    * اپیزودی از استار ترک، «جهان آینه‌ای» را به ما معرفی کرد که ساکنینش، افراد شرور و جنگ‌طلب بودند. در سری استار ترک از این دست اشارات به جهان‌های چندگانه به وفور دیده شده. استار ترک در سال ۲۰۰۹ میلادی در قالب یک فیلم سینمایی ریبوت اساسی شد. در این ماجراجویی جدید، کاراکترهای قصه از دهه ۱۹۶۰ وارد جهانی دیگر می‌شوند. کریس پاین و زاخاری کوینتو در این فیلم به ایفای نقش پرداخته و سری فیلم‌های جدیدی بر این پایه ساخته شد.

    * رمان‌های «برج تاریک» به نویسندگی استیون کینگ، ماجراهای چند مسافر زمان را تعریف می‌کند که از طریق دروازه‌های مختلف به جهان‌های موازی سفر می‌کنند. فیلمی به همین نام در سال ۲۰۱۷ میلادی اکران شد که علی رغم تبلیغات هنگفت، این اثر نتوانست رسالتش را نسبت به رمان به سرانجام برساند.

    جهان‌های چندگانه

    * سری فیلم‌های «Back to the Future» روایتگر ماجراجویی‌های خانواده مک‌فلای در سال‌های ۱۸۸۵، ۱۹۵۵ و ۲۰۱۵ میلادی است. نخستین فیلم از این سری توانسته به شدت تاثیرگذار باشد و با استقبال همه‌جانبه منتقدین همراه شد.

    * سری رمان‌های «His Dark Meterials» به قلم فیلیپ پولمن، قصه‌ بچه‌هایی را تعریف می‌کند که بین جهان‌های مختلف سفر می‌کنند. اولین کتاب تحت عنوان «The Golden Compass» الهام‌بخش ساخت فیلمی به همین عنوان در سال ۲۰۰۷ میلادی شد.

    * در فیلم «Sliding Doors» محصول سال ۱۹۹۸ میلادی، دو جهان موازی معرفی می‌شود که شخصیت اول ماجرا در یکی از آنها به قطار می‌رسد و در دیگری خیر. همین دو نقطه آغاز متفاوت، سرنوشتی دیدنی برای کاراکتر در دو دنیا رقم می‌زند. این فیلم با هنرنمایی جان هانا و گوئینت پالترو توانسته در ژانر کمدی اثری قابل تحمل باشد. هر چند منتقدین این اثر را به باد انتقاد گرفتند.

    جهان‌های چندگانه

    * مایکل کریکتون در سال ۱۹۹۹ میلادی رمانی را تحت عنوان «Timeline» خلق‌ می‌کند که روایتگر ماجرای تاریخ‌شناسانی است که به گذشته و قرون وسطی برمی‌گردند. فیلمی به همین نام در سال ۲۰۰۳ اکران شد و نقش اصلی قهرمان قصه بر عهده پائول واکر، شخصیت دوست داشتنی سری فیلم‌های «سریع و خشن» بود.

    * فیلم «Donnie Darko» محصول سال ۲۰۰۱ نیز به مقوله جهان‌های چندگانه می‌پردازد. جیک جیلنهال درگیر سلسله اتفاقات هولناکی می‌شود که در نوع خود بسیار دیدنی است. فیلم سینمایی دانی دارکو یکی از فیلم‌های سینمایی ارزشمند در ژانر علمی-تخیلی است که حتما پیش از مرگ باید آن را تماشا کرد.

    * سریال Stranger Things جزو آثار جدیدی است که پخشش از دو سال پیش از شبکه نتفلیکس شروع شده و توانسته با نظر مثبت منتقدین به راه خود ادامه دهد. ناپدید شدن یک پسربچه جوان، حوادث جذابی را به دنبال دارد که به شدت توصیه می‌کنیم اگر دنبال یک سریال معمایی می‌گردید،‌ از دستش ندهید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به جرات باید گفت سری F1 در چند سال اخیر به یکی از آن بازی‌های جذاب و کم عیب و ایرادی تبدیل شده که در زیر سایه سنگین ریسینگ‌های محبوب‌تری چون فورتزا موتوراسپرت و حتی بازی‌های ورزشی دیگر قرار گرفته و شاید به خاطر سبک خاص آن، کمتر کسی علاقه به تجربه آن دارد.

    در بررسی نسخه قبلی یعنی F1 2017 از این گفتیم که کدمسترز چطور توانسته این سری را به یکی از زیباترین عناوین ریسینگ از لحاظ بصری و همچنین یکی از کامل‌ترین بازی‌های شبیه ساز ممکن بدل کند. خوشبختانه امسال F1 2018 نیز همین روند را ادامه داده و بسیاری از استانداردهای بالای خود را نیز ارتقا داده اما بسیاری از این تغییرات در نگاه اول چندان ملموس نیستند.

    منوی اصلی بازی که در آن بخش‌های مختلف و معروف سری چون Career و Grandpix دیده می‌شود، از لحاظ طراحی هیچ تفاوتی نکرده و رابط کاربری در دیگر بخش‌ها نیز همان شکلی است که در چند نسخه اخیر دیده ایم. حتی میان پرده‌های مربوط به اهدای جوایز در جایگاه مخصوص نیز دقیقا مشابه F1 2017 است که خود آن نیز تنها دو سه حالت بیشتر ندارد.

    میان پرده های بعد از پایان هر مسابقه درست مانند نسخه قبلی هستند که البته خود نیز تنوع چندان زیادی ندارند.

    این شباهت‌ها همگی باعث می‌شوند تا تغییرات اصلی و مهم این نسخه بسیار سخت‌تر به چشم آیند. بنابراین تعجب نکنید اگر بعد از چندین ساعت تجربه بازی، متوجه نشدید که انیمیشن‌های کاراکترها و طراحی چهره آن‌ها که یکی از نقص‌های F1 2017 به حساب می‌آمد، کاملا در این نسخه بهتر و طبیعی‌تر شده است.

    در واقع می‌توان این گونه برداشت کرد که سازندگان بازی تقریبا در دو نسخه اخیر به طراحی رابط کاربری مورد نظرشان رسیدند و مهم‌تر از آن نمی‌خواستند تا با تغییر ناگهانی آن مخاطبین قدیمی را گیج و غافلگیر کنند. برای همین F1 2018 حس آشناپنداری قدرتمندی برای هر کسی که نسخه قبلی را تجربه کرده باشد ایجاد می‌کند و به طبع آن چند ساعتی طول می‌کشد تا کامل متوجه تغییرات بصری شوید.

    فارغ از بهتر شدن انیمیشن‌ها و طراحی کاراکترها، جلوه‌های بصری بازی نیز پیشرفت نسبتا خوبی داشته است. شاید در پیست‌های مسابقه ای که ماشین‌های فرمول وان با سرعت‌های 200 تا 400 کیلومتر در آن می‌تازند، تشخیص آن راحت نباشد اما تکسچرهای اجزای اطراف پیست مانند درخت‌ها و چمن بسیار با کیفیت‌تر از سال پیش است. برای لذت بردن از سیستم نورپردازی بهبود یافته F1 امسال نیز تنها کافی است تا بارش اولین باران بازی صبر کرده و از کور سوی نوری که از میان ابرها می‌تابد، لذت ببرید.

    گرافیک و جزییات بصری بازی به لطف سیستم نورپردازی جدید پیشرفت هایی کرده که در آب و هوای غیر آفتابی بیشتر مشهود است.

    اما بر خلاف تمامی این تغییرات و پیشرفت‌ها که زمان می‌برد تا متوجه حضور آن‌ها شوید، اضافه شدن بخش مصاحبه و پرسش خبرنگاران بدون شک اولین ویژگی جدیدی است که با اتمام اولین مسابقه با آن رو به رو می‌شوید. البته این ویژگی در نسخه‌های قدیمی‌تر سری چون F1 2010 نیز حضور داشت اما حالا با ظاهری متفاوت در این نسخه ظاهر شده که بازگشت آن بی تاثیر از حضور آن در بازی‌های ورزشی دیگر چون فیفا و NBA 2K نیست.

    پاسخی که به پرسش‌های خبرنگار بعد از اتمام جلسه تمرینی، جلسه تایم گیری و مسابقه اصلی می‌دهید، به شکل‌های مختلفی گیم‌پلی بازی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پرسش‌ها در وهله اول رفتار کاراکتر شما را مشخص می‌کنند، اینکه می‌خواهید شخصیتی با روحیه تیمی داشته باشید و یا تبدیل به فردی خودشیفته شوید. البته هیچ کدام از این دو حالت خوب و بد یا سیاه و سفید نیست و بسته به عملکرد شما هر کدام مزایا و معایب خود را دارند.

    برای مثال اگر عملکرد چندان درخشانی از خود در مسابقات نشان نداده اید، آخرین چیزی که به آن نیاز دارید این است که تیم خود را از یاد برده و رابطه خوبی با آن‌ها نداشته باشید اما اگر تبدیل به یکی از چهره‌های شناخته شده و قهرمان فرمول وان تبدیل شدید، تعریف کردن از خود و فخر فروختن می‌تواند کار شما برای پیوستن به تیمی دیگر را راحت‌تر کند چرا که وابستگی کمتری به تیم حال حاضر خود دارید.

    پاسخ به سوالات خبرنگاران و عملکرد کلی شما در پیست مسابقه، کاراکتر و رابطه تان با تیم را مشخص می کند.

    همین رابطه شما با تیم و رضایت شما از آن‌ها نیز ویژگی دیگری است که در این نسخه اضافه شده و پاسخ شما به سوالات خبرنگاران تنها یکی از عوامل تاثیرگذار روی آن است. F1 2018 حتی در قابلیت جدید دیگری به شما این اجازه را می‌دهد تا در میان فصل قرارداد خود با تیم را تغییر داده و بار دیگر مذاکره کنید. این مذاکره دوباره این فرصت را ایجاد می‌کند تا با دادن وعده‌های بیشتر و بالا بردن انتظار تیم، امتیازات بیشتری کسب کنید.

    به غیر از رابطه شما با تیم و میزان رضایت آن‌ها، در هنگام مصاحبه‌ها می‌توانید عوامل موفقیت یا شکست خود را به بخش‌های مختلف تیم تحقیق و توسعه یا همان R&D نسبت دهید. فرض کنید یکی از مسابقه‌های مهم فصل را با کسب رتبه اول به پایان رسانده اید و زمانی که کلیر (Claire)، خبرنگار ویژه مسابقات فرمول وان از علت موفقیت شما می‌پرسد، در جواب می‌گویید: «اگر ماشین آیرودینامیک مناسبی نداشت، نمی‌توانستم به این خوبی ظاهر شوم». بخش آیرودینامیک تیم ستایش و تعریف شما را به خاطر می‌سپارد و به این ترتیب ارتقا ویژگی‌های آیرودینامیکی به مراتب آسان‌تر می‌شود.

    البته خود بخش R&D تقریبا بدون هیچ تغییری از نسخه قبلی به F1 2018 منتقل شده و تنها در این نسخه کسب امتیاز و ارتقای اتومبیل آسان‌تر است که همین ویژگی می‌تواند توجه مخاطبین غیر حرفه ای را بیشتر جلب کند.

    مثالی از جواب های مختلفی که می توانید به خبرنگار بدهید و تاثیر آن روی عملکرد تیم.

    متاسفانه یا خوشبختانه کدمسترز هنوز این ریسک را نکرده که بخش داستانی به بخش کریر اختصاص دهد و در نتیجه دیالوگ‌ها و تصمیمات شما در روایت آن تاثیری داشته باشد اما به هر حال نمی‌توان منکر شد که سوالات این مصاحبه‌ها با نزدیک شدن به انتهای هر فصل بسیار تکراری می‌شوند.

    به پیست مسابقه که برگردیم، باید بگویم F1 2018 حتی بهتر از نسخه قبلی توانسته تعادل میان دو قشر حرفه ای و تازه کار را حفظ کند. چون گذشته با تغییر دادن تنظیمات مختلف بازی چون تعداد دورهای مسابقه، اسیست‌هایی مثل خط ترمز و میزان سختی هوش مصنوعی بازی را برای خودتان سخت یا آسان کنید. در کنار آن، همچون سال گذشته چالش‌های مختلفی در بخش کریر و قبل از رفتن به هفته بعد برای انتخاب وجود دارند که بار دیگر این بخش را از خشکی و یکنواختی نجات می‌دهند.

    تقریبا همه این چالش‌ها که هدف‌های مختلفی چون به پایان رساندن مسیر در زمانی معین یا سبقت گرفتن از تعدادی اتومبیل مشخص دارند، از ماشین‌های کلاسیک فرمول وان استفاده می‌کنند. خبر خوشحال کننده این است که نه تنها اتومبیل‌های کلاسیک دهه 80 و 90 نسخه قبلی همچنان حضور دارند، بلکه اتومبیل‌های دیگری از دهه 70 نیز به F1 2018 اضافه شده و این کلکسیون ماشین‌های کلاسیک را کامل‌تر کرده‌اند.

    اما اگر به دنبال چالشی جدی‌تر هستید و حتی قرار دادن تنظیمات در حالت شبیه ساز برایتان همچنان کافی نیست، هوش مصنوعی قدرتمند و ارتقا یافته بازی کاملا شما را راضی نگه می‌دارد. بر خلاف نسخه گذشته که هوش مصنوعی در هنگام دفاع نقص‌هایی داشت، رقیب‌های شما در F1 2018 چندان راحت اجازه سبقت نمی‌دهند و تا حد امکان مسیر را بسته نگه می‌دارند.

    البته اشتباه نگیرید، رفتار هوش مصنوعی بیش از حد خشن و غیر واقعی نیست و تنها ایرادی که می‌توان به آن گرفت، واکنش غیرطبیعی و کمی عجیب آن‌ها نسبت به تصادف‌ها و مسدود شدن مسیر است. البته خود سیستم دمیج و آسیب دیدن اتومبیل‌ها نیز زیاد حرفی برای گفتن ندارد و پیشرفت قابل توجهی نسبت به قبل نداشته.

    دسترسی به منو اطلاعات ماشین مثل میزان مصرف سوخت، خوردگی تایرها و شارژ DRS نیز همچنان مانند پارسال در سرعت‌های بالا بسیار سخت بوده و می‌تواند کنترل اتومبیل را از اختیار شما خارج کند. این ایراد به خصوص زمانی بیشتر آزاردهنده است که می‌دانید این تنظیمات در حالت شبیه ساز تاثیر فراوانی روی عملکرد شما در پیست مسابقه می‌گذارد.

    در حالی که تنها یک سال از عرضه نسخه قبلی می‌گذرد، F1 2018 موفق شده تا از بسیاری ایرادات قبلی خود درس گرفته و حتی نقاط قوتش را نیز کاملا بهبود ببخشد. اما بسیاری از این تغییرات در چندین ساعت اول تجربه بازی به چشم نمی‌آیند، بنابراین توصیه می‌کنیم به آن چند ساعتی فرصت دهید. به هر حال چه از طرفداران این سری باشید و چه برای اولین بار می‌خواهید آن را تجربه کنید، F1 2018 کم نقص‌ترین نسخه سری است که آن را نباید از دست بدهید.

    • اضافه شدن بخش پرسش خبرنگارها و تاثیر آن روی گیم پلی بازی
    • بهتر شدن انیمیشن های کاراکترها و به طور کلی جلوه های بصری
    • تغییرات مختلف بخش کریر و تبدیل شدن آن به بهترین سری
    • قابلیت های جدیدی چون مذاکره کردن با تیم و درجه رضایت آن ها از شما
    • کلکسیون کامل اتومبیل های کلاسیک فرمول وان
    • سیستم دمیج یا آسیب خودروها با استانداردهای روز فاصله دارد
    • تکراری شدن سناریوهای اهدای جوایز و سوالات خبرنگارها


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فناوری محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر