سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    مرحله گروهی جام‌ جهانی تازه به اتمام رسیده و کم کم به داغ‌ترین مسابقات دنیای فوتبال نزدیک می‌شویم. به همین مناسبت، سونی هم نخواسته از قافله عقب بماند و یک تم رایگان برای دیوایس‌های اکسپریا و مخصوص عشاق فوتبال معرفی کرده است.

    تم اکسپریا

    تم Xperia Football 2018 فضای موبایل‌تان را به شکل یک زمین چمن مینیاتوری درمی‌آورد که در آن آیکن‌های اندروید با چیزهایی مثل توپ و پرچم کرنر جایگزین شده‌اند. ضمنا در صفحه لاک اسکرین هم می‌توانید انیمیشنی از پرچم ۳۲ کشور شرکت‌کننده در جام جهانی مشاهده کنید.

    این تم رایگان فقط و فقط برای دیوایس‌های اکسپریای سونی منتشر شده و تنها از اندروید ۵.۰ (لالی پاپ) به بالا پشتیبانی به عمل می‌آورد. با نصب این تم علاوه بر آیکن‌های جدید و پرچم‌هایی که گفتیم، تغییراتی در نوار وضعیت، آیکن پوشه‌ها، دکمه‌های ناوبری، ترکیب‌بندی رنگ و والپیپرها هم مشاهده خواهید کرد.

    در انتها اشاره به این نکته بد نیست که بسته به نسخه اندرویدی که استفاده می‌کنید، ممکن است تم Football 2018 روی موبایل شما با تصاویری که در پلی استور می‌بینید اندکی تفاوت داشته باشد.

    تم جدید اکسپریا را می‌توانید همین حالا از پلی استور دانلود کنید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    طبق رسمی سالانه، 50 نفر از منتقدان شناخته شده در بین سایت ها و نشریات مرتبط با بازی های ویدیویی، با انتشار لیستی، بهترین بازی های رویداد E3 را انتخاب می کنند. لازم به ذکر است که تنها بازی هایی در این لیست حضور دارند که این گروه اجازه دسترسی و بازی کردن بخشی از گیم پلی آن ها را پیدا کنند.

    بنابراین در این لیست خبری از بازی های زیادیی مانند The Last of Us 2 و Death Stranding نیست. با این پیش فرض در ادامه به لیست نامزد های بهترین نمایش های E3 امسال خواهیم پرداخت. در ضمن دیجیاتو لیست به خصوص خودش از بهترین های E3 2018 را منتشر کرده که برای مشاهده آن می توانید به این پست مراجعه کنید.

    بهترین نمایش

    • Anthem (BioWare/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Marvel’s Spider-Man (Insomniac Games/SIE برای پی استیشن 4)
    • Resident Evil 2 (Capcom برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Sekiro: Shadows Die Twice (FromSoftware/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Super Smash Bros. Ultimate (Bandai Namco Studios/Sorta Ltd./Nintendo for برای نینتندو سوییچ)

    بهترین بازی اورجینال

    Anthem

    • Anthem (BioWare/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Days Gone (SIE Bend Studio/SIE برای پلی استیشن 4)
    • Dreams (Media Molecule/SIE برای پلی استیشن 4)
    • Sekiro: Shadows Die Twice (FromSoftware/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Skull & Bones (Ubisoft Singapore/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی کنسول ها

    • Assassin’s Creed Odyssey (Ubisoft Quebec/Ubisoft برای ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Dreams (Media Molecule/SIE برای پلی استیشن 4)
    • Marvel’s Spider-Man (Insomniac Games/SIE برای پلی استیشن 4)
    • Resident Evil 2 (Capcom برای ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Sekiro: Shadows Die Twice (FromSoftware/Activision برای ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Super Smash Bros. Ultimate (Bandai Namco Studios/Sorta Ltd./Nintendo برای نینتندو سوییچ)

    بهترین بازی واقعیت مجازی

    • Astro Bot: Rescue Mission (SIE Japan Studio/SIE برای پلی استیشن وی آر)
    • Déraciné (FromSoftware/SIE Japan Studio/SIE برای پلی استیشن وی آر)
    • Echo Combat (Ready at Dawn/Oculus Studios برای پی سی)
    • Tetris Effect (Resonair/Enhance Inc برای پلی استیشن وی آر)
    • Trover Saves the Universe (Squanch Games برای پلی استیشن وی آر و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی پی سی

    • Anthem (BioWare/EA)
    • Battlefield V (EA DICE/EA)
    • Metro: Exodus (4A Games/Deep Silver)
    • Rage 2 (Avalanche/id/Bethesda)
    • Total War: Three Kingdoms (Creative Assembly/Sega)

    بهترین بازی اکشن

    • Anthem (BioWare/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Battlefield V (EA DICE/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Call of Duty: Black Ops 4 (Treyarch/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Metro: Exodus (4A Games/Deep Silver برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Rage 2 (Avalanche/id/Bethesda برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی اکشن ماجراجویی

    • Assassin’s Creed Odyssey (Ubisoft Quebec/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Marvel’s Spider-Man (Insomniac Games/SIE برای پلی استیشن 4)
    • Resident Evil 2 (Capcom برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Sekiro: Shadows Die Twice (FromSoftware/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Shadow of the Tomb Raider (Eidos Montreal/Square Enix برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Tom Clancy’s The Division 2 (Massive Entetainment/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی نقش آفرینی

    • Divinity: Original Sin II (Larian Studios/Bandai Namco برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Dragon Quest XI: Echoes of an Elusive Age (Square Enix برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Kingdom Hearts III (Square Enix برای پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان)
    • Octopath Traveler (Square Enix/Acquire/Nintendo برای نینتندو سوییچ)
    • Pokémon: Let’s Go, Pikachu! and Eevee! (Game Freak/Nintendo برای نینتندو سوییچ)

    بهترین بازی مبارزه ای

    • Dead or Alive 6 (Team Ninja/Koei Tecmo برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Jump Force (Spike Chunsoft/Bandai Namco برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Soul Calibur VI (Bandi Namco برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Super Smash Bros. Ultimate (Bandai Namco Studios/Sorta Ltd./Nintendo برای نینتندو سوییچ)

    بهترین بازی مسابقه ای

    • F1 2018 (Codemasters برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Forza Horizon 4 (Playground Games/Turn 10/Microsoft Studios برای پی سی و ایکس باکس وان)
    • Team Sonic Racing (Sumo Digital/Sega برای پی سی، نینتندو سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • The Crew 2 (Ivory Tower/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Trials Rising (Red Lynx/Ubisoft برای پی سی، سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی ورزشی

    • FIFA 19 (EA Vancouver/EA برای پی سی، سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Mario Tennis Aces (Camelot Software Planning/Nintendo برای نینتندو سوییچ)
    • Pro Evolution Soccer 2019 (PES Productions/Konami برای پی سی، سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی استراتژی

    • Mutant Year Zero: Road to Eden (The Bearded Ladies/Funcom برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Total War: Three Kingdoms (Creative Assembly/Sega برای پی سی)
    • Two Point Hospital (Two Point Studios/Sega برای پی سی)
    • Wargroove (Chuckle Fish برای پی سی، نینتندو سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی خانوادگی/ اجتماعی

    E3

    • Dreams (Media Molecule/SIE for برای پلی استیشن 4)
    • Lego DC Super-Villains (Traveler’s Tales/WBIE برای پی سی، نینتندو سوییچ، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Pokémon: Let’s Go, Pikachu! and Eevee! (Game Freak/Nintendo برای نینتندو سوییچ)
    • Overcooked 2 (Ghost Town Games/Team 17 برای پلی استیشن 4، نینتندو سوییچ و ایکس باکس وان)
    • Mario Tennis Aces (Camelot Software Planning/Nintendo برای نینتندو سوییچ)

    بهترین بازی چندنفره آنلاین

    • Anthem (BioWare/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Battlefield V (EA DICE/EA برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Call of Duty: Black Ops 4 (Treyarch/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Destiny 2: Forsaken (Bungie/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Skull & Bones (Ubisoft Singapore/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Tom Clancy’s The Division 2 (Massive Entertainment/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    بهترین بازی مستقل

    • Ori and the Will of Wisps (Moon Studios/Microsoft برای پی سی و ایکس باکس وان)
    • Outer Wilds (Mobius Digital/Annapurna Interactive برای پی سی و ایکس باکس وان)
    • Overcooked 2 (Ghost Town Games/Team 17 برای نینتندو سوییچ، پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان)
    • Sable (Shedworks/Raw Fury برای پی سی)
    • Tunic (Andrew Shouldice/Finji برای پی سی و ایکس باکس وان)

    بهترین بازی های در حال پیشرفت

    • Destiny 2: Forsaken (Bungie/Activision برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • For Honor (Ubisoft Montreal/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • Fortnite (Epic برای پی سی، سوییچ، ای او اس، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)
    • PlayerUnknown’s Battlegrounds (PUBG Corp برای پی سی، ای او اس و ایکس باکس وان)
    • Tom Clancy’s Rainbow Six Siege (Ubisoft Montreal/Ubisoft برای پی سی، ایکس باکس وان و پلی استیشن 4)

    در ضمن لیست عناوین شایسته تقدیر در ضمینه های گرافیکی، صداگذاری و نوآوری همزمان با انتشار لیست برندگان در 11 تیرماه اعلام خواهد شد.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به تازگی ژانر علمی تخیلی یکی از بزرگترین و جنجالی‌ترین نویسندگاه خود یعنی هارلن الیسون را از دست داد. او طی عمر ۸۴ ساله‌ی خود موفق شده بود که متون، داستان کوتاه و سریال‌های تلویزیونی پیشگامانه و خارق العاده زیادی را خلق کند که یکی از آنها سریال معروف پیشتازان فضا بود.

    الیسون در سال ۱۹۳۴ میلادی در شهر کلیولند واقع در ایالت اوهایو متولد شد و در ۱۶ سالگی اولین داستان کوتاه خود را منتشر نمود. پس از آن، به نیویورک آمد تا روی نوشتن در ژانر محبوبش یعنی داستان‌های علمی تخیلی تمرکز کند. او پس از آنکه صدها داستان کوتاه نوشت به ارتش آمریکا پیوست و دو سال جنگ را تجربه نمود.

    در سال ۱۹۶۰ میلادی، الیسون به کالیفرنیا بازگشت و این مسئله موجب شد تا سناریو سریال‌های معروفی نظیر پیشتازان فضا، The Man from U.N.C.L.E و … توسط او نوشته شود و شهرت زیادی از این سریال‌ها کسب کند. پس از آن نیز به مشاوره با خالقین سریال‌های علمی تخیلی پرداخت و حتی مدتی نیز در والت دیزنی مشغول به کار شد که به علت اظهارنظر‌هایی بی شرمانه از آنجا نیز اخراج شد.

    او یک نویسنده‌ی غیر متعارف در ژانر علمی تخیلی به حساب می‌آمد و برای داستان‌های کوتاه خود جوایز زیادی نظیر Hugo و Nebula  کسب کرده بود.

    او در نوشته های خود فضا و جوامع عجیبی را برای آینده بشری تصور می‌کرد و بدین شکل بسیاری از فیلم‌ها و سریال معروف دنیای سرگرمی وامدار نوشته های غیر متعارف او بودند. البته او هم دست رو دست نمی‌گذاشت و از استودیو‌های فیلم‌سازی مختلفی به خاطر ایده گرفتن از داستان‌هایش شکایت می‌کرد.

    او با اینکه در سال ۲۰۰۶ توسط انجمن نویسندگان علمی تخیلی و فانتزی آمریکا یکی از اساتید بزرگ این ژانر لقب گرفته بود، باز هم با جامعه نویسندگان درگیری شدیدی داشت و از آنها به علت دزدیدن کارهایش شکایت می‌کرد.

    او باور داشت که جیمز کامرون ایده‌ی سری فیلم‌های ترمیناتور را از داستان‌های وی الهام گرفته و فیلم In Time نیز که در سال ۲۰۱۱ اکران شد، به طور کامل نسخه‌ی بازنویسی شده‌ی داستان کوتاه اوست.

    قسمتی از فیلم In Time

    شخصیت و اعمال ناخوشایند الیسون (که حتی نمی‌توان به بعضی از آنها اشاره کرد)، تمامی آثار شاخص و مشهور وی را زیر سوال برده است و موجب شده که وی میراثی پیچیده از خود برجای بگذارد؛ آثاری زیبا و منحصر به فرد با اخلاقی نامتعارف و غیر قابل تحمل.

     

    تماشا کنید: داستان های علمی تخیلی و تأثیر آنها روی دنیای واقعی


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    نینتندو لبو محصولی عجیب، بازی ویدیویی متفاوت و تفریحی درجه یک از جنس کارهای نینتندو است. می‌دانید وقتی محصولی با برند نینتندو به بازار عرضه می‌شود یعنی باید انتظاراتی سطح بالا از آن داشت، خصوصا اگر یک محصول جدید و متفاوت باشد. ایده‌های جدید نینتندو البته همیشه هم موفق نبوده‌اند و بسیاری از آن‌ها مثل ویرچوال بوی یا وی یو سقوط کردند اما این شرکت ژاپنی هیچگاه درگیر لوپ تکرار نشده و نینتندو سوییچ یا همین لبو که از آن صحبت می‌کنیم آخرین نمونه‌ی نبوغ نینتندویی است.

    • شما می‌توانید کیت‌های لبو نینتندو را از سایت گیمی‌ها (gamiha.ir) مرکز تخصصی فروش محصولات نینتندو با گارانتی آروند (arvandguarantee.com) خریداری کنید.
    • کیت Labo Variety – لینک خرید: yon.ir/hRKdE
    • کیت Labo Robot – لینک خرید: yon.ir/krz9b

    به زبان ساده، لبو متشکل است از تکه مقواهایی که به هم متصل می‌شوند و با جویکان‌های کنسول نینتندو سوییچ جان می‌گیرند و تبدیل به اسباب‌بازی‌هایی با عملکردی دقیق در دنیای بازی‌ای که برایشان طراحی شده می‌شوند.

    می‌دانیم، عجیب است و متفاوت. بنابراین در این بررسی با سوالات متعددی که مطرح کرده‌ایم به ابهامات ذهنی شما در ارتباط با لبو پاسخ می‌دهیم تا دقیقا بدانید نینتندو لبو چیست و چرا این همه سر و صدا کرده است.

    چه ابزاری لازم داریم؟

    نینتندو لبو

    فقط یک کنسول نینتندو سوییچ. چسب، کِش، مقوای اضافه و… اصلا لازم نیست و هر آنچه برای ساخت کیت‌ها لازم باشد درون جعبه‌های لبو قرار گرفته. البته اگر می‌خواهید پیانوی خودتان را رنگ آمیزی کنید، راحت باشید و ماژیک‌های رنگی‌تان را بیاورید. حتما لازمشان دارید.

    اما به جز کنسول‌تان که کارتریج لبو را داخل آن قرار می‌دهید، هیچ وسیله دیگری برای اجرا کردن بازی‌های لبو لازم نیست. پس از باز کردن بسته، با یک قاب سفید و سیاه مواجه می‌شوید که کارتریج داخل آن قرار دارد. کارتریج را داخل دستگاه می‌گذارید و از اولین مرحله تا آخرین حرکت شما را راهنمایی خواهد کرد. هر کجا لازم باشد یک قطعه مقوا را به کار بگیرید در دستورالعمل آمده.

    هر بسته شامل چندین صفحه کاردبورد است که با فشار اندک انگشت می‌توانید قطعات مورد نظر را از آن جدا کنید و برای تا زدن و به هم چسباندنشان آماده شوید. پس هر چه که بخواهید درون جعبه هست، فقط حواستان باشد که چیزی را گم نکنید.

    بنابراین هزینه یا زحمت اضافه‌ای روی دوش شما نیست. همه چیز حاضر و آماده درون بسته‌بندی قرار داده شده. فقط مقادیر عظیمی حوصله لازم است تا بنشینید پای مقواها و با دقت تا بزنید و تا بزنید و تا بزنید.

    چند تکه مقوا چطور تبدیل به بازی ویدیویی می‌شوند؟

    نینتندو لبو

    جویکان‌های سوییچ جادو می‌کنند. نینتندو لبو بدون جویکان‌ها عملا هیچ کاربردی ندارد و وقتی این کنترلرهای کوچک را در جایگاه تعیین شده قرار می‌دهید همه چیز زنده می‌شود. مگرنه یک پیانوی مقوایی که صدایی از خودش ندارد یا حرکت دست و پای شما چطور می‌توانید مشت و لگد یک ربات در یک بازی ویدیویی را شبیه‌سازی کند؟

    اما جویکان‌ها دقیقا چه کار می‌کنند؟ بسته به نوع کاردبوردی که جویکان را درون آن قرار می‌دهید، عملکرد متفاوت است. بگذارید از جامع‌ترین مثال شروع کنیم: کیت روبات.

    کیت روبات دو قسمت اصلی دارد، یکی هدست که روی سر قرار می‌گیرد و یکی کوله پشتی که… خب جایش مشخص است. روی هدست یک جویکان قرار می‌گیرد و پشت کوله پشتی هم یک جویکان دیگر.

    نینتندو لبو

    تصویر بالا نمای پشتی دکمه‌های پیانو است و تصویر پایین سنسور IR را می‌بینید که با بالا آمدن دکمه‌ها می‌تواند چسب مخصوص پشت دکمه‌ها را تشخیص بدهد.

    اگر نینتندو سوییچ داشته باشید قطعا متوجه تفاوت‌های ظاهری جویکان سمت چپ و راست شده‌اید. جویکان راست از سنسور IR بهره می‌برد بنابراین کاربرد ویژه‌ای هم دارد و می‌تواند همانند یک دوربین عمل کند.

    در بسته‌بندی نینتندو لبو یک سری چسب‌های مخصوص هم قرار دارد که اصلا اگر آن‌ها نباشند، لبو بی معنی می‌شود. وقتی این چسب‌ها را در جایگاه مشخص شده قرار دهید و همه اجزای مقوایی کنار یکدیگر قرار بگیرند، تازه جویکان راست با سنسور IR می‌تواند ابتکار عمل را به دست گرفته و با شناسایی برچسب‌ها و مخابره عملکرد تعریف شده برای هر نوع برچسب، جایگاه قرارگیری و حرکت به سمت چپ و راست یا بالا و پایین، کنسول سوییچ پاسخی دیجیتالی می‌دهد.

    بنابراین اگر دکمه‌ی پیانو را فشار دهید، در حقیقت چسب مخصوص را در برابر سنسور IR قرار داده‌اید. برای سنسور IR نیز محدوده طیفی مشخص شده. پس وقتی دکمه‌ای با برچسب مخصوصش در یک فضای مشخص در برابر سنسور قرار می‌گیرد، کنسول آن را به عنوان یک صدای از پیش تعیین شده می‌شناسد و صدایی تولید می‌کند.

    نینتندو لبو

    نمای داخل کوله پشتی روباتی. وقتی نخ‌ها را می‌کشید، پیستون‌ها بالا می‌آیند.

    در مورد روبات هم شرایط کمی پیچیده و البته مهندسی شده‌تر است. در کوله پشتی روباتی، ۴ پیستون تعبیه شده که سنسور IR قرار گرفته در پشت کوله، قادر است حرکت این ۴ پیستون متصل به دو دست و دو پای شما را تشخیص دهد. وقتی مشت می‌زنید در واقع یکی از آن‌ها را به سمت بالا می‌کشید و همه این حرکات شما به زبان دیجیتالی ترجمه و در بازی اعمال می‌شود.

    ساخت و سازشان چقدر طول می‌کشد؟

    نینتندو لبو

    هر کدام از آیتم‌های داخل جعبه زمان متفاوتی می‌طلبند. کارتریج را که درون دستگاه می‌گذارید مدت زمان حدودی و تخمینی را هم برای هر کدام از وسایل جداگانه نشان می‌دهد اما برای من بدون استراحت‌های طولانی هر کدام چنین زمانی را گرفتند:

    • ماشین کنترلی – کمتر از ۵ دقیقه
    • پیانو – تقریبا ۳ ساعت و نیم
    • خانه – تقریبا ۲ ساعت
    • موتور – تقریبا ۲ ساعت
    • قلاب ماهی‌گیری – تقریبا ۱ ساعت و نیم
    • روبات – تقریبا ۴ ساعت و نیم

    مورد آخر را احتمالا از اول تا آخرش را در چند دقیقه دیده‌اید. اگر ندیدید پس الان حتما ببینید.

    زمان ساخت کیت‌های لبو چندان متغیر نیست و بیشتر به میزان خستگی و انرژی شما بستگی دارد. اگر کار شما هم بازی کردن باشد و سنگینی نگاه پر نفرت همکارانتان را مدام حس کنید، احتمالا زودتر از این‌ها کار ساخت لبو را تمام کنید اما من که لذت می‌بردم. بنابراین وقتی بخواهید به خودتان استراحت بدهید، ممکن است ساختن پک روبات حتی یک روز تمام طول بکشد.

    پیشنهاد من این است که اصلا عجله نکنید. حتما شنیده‌اید که می‌گویند مقصد یک بهانه است و اصل تجربه، همان مسیری است که طی می‌کنید. لبو هم با همین قاعده همسو است. پس همه مراحل تعامل با لبو را تبدیل به یک سرگرمی متفاوت و جدید کنید و از آن لذت ببرید. متاسفانه در انتهای مسیر برای شما هیچ چیز خاصی نگذاشته‌اند که بخواهید از آن لذت ببرید.

    چه بازی‌هایی را می‌توان با آن‌ها انجام داد؟

    نینتندو لبو

    یک موتور سوار خشن…

    بسته Variety شامل ماشین ریموت کنترل، پیانو، قلاب ماهیگیری، موتور و یک خانه می‌شود اما بسته روبات فقط یک هدست و کوله‌پشتی دارد که همه‌شان در کنار هم روباتی عظیم‌الجثه را شکل می‌دهند.

    در هر بسته یک کارتریج هم در بسته‌های سیاه و سفید (واقعا زشت‌اند، معلوم نیست طراحان باکس آرت نینتندو چه مدت تعطیلات رفته بودند) قرار گرفته که با قرار دادن کارتریج‌ها در دستگاه، ابتدا به شما آموزش ساخت آن قطعه داده می‌شود و سپس می‌توانید بازی را انجام دهید.

    نینتندو لبو

    یا یک روباتِ پلنگ باشید…

    پیانو بیشتر از آنکه بازی باشد، یک تجربه هیجان‌انگیز و گاهی خنده‌دار است. اما اگر فکر کرده‌اید این پیانو توانایی‌های خاصی ندارد و نمی‌توان موسیقی واقعی با آن ساخت، سخت در اشتباهید. ببینید رامین جوادی چه کار کرده:

    رامین جوادی را اصلا فراموش کنید، ببینید تحریریه دیجیاتو چه کرده:

    و البته همین چند روز پیش هم با آپدیت جدیدی که برای ماریو کارت ۸ منتشر شد، قابلیت انجام این بازی با کیت مخصوص موتوری که در بسته Variety در دسترس است ممکن شده و حالا علاوه بر موتورسواری مخصوصی که قبلا در کارتریج لبو بود، ماریو کارت هم بازی کرد. باور کنید یا نه، این بهترین و کامل‌ترین قسمت لبو به عنوان یک بازی ویدیویی است.

    تا چه اندازه می‌توان خلاقیت به خرج داد؟

    نینتندو لبو

    خب اصل ماجرا برای حرفه‌ای‌های داستان همینجاست. می‌توان مقواها را سر‌هم‌بندی کرد و بازی را اجرا کرد و تمام. همین؟ نه قطعا فقط همین نیست و بخش Garage تازه شروع یک ماجراجویی بی‌پایان برای بسیاری از مغزهای متفکری است که لبو می‌خرند.

    در بخش گاراژ، کنترل همه سنسورها، سخت‌افزار و اجزای سوییچ در اختیار شما قرار می‌گیرد تا همانند یک مهندس و برنامه‌نویس شروع به ساخت بازی‌ها و فعالیت‌های جدید به وسیله کنسول خود کنید.

    بسته به اینکه چقدر حوصله داشته باشید، می‌توانید ساعت‌های طولانی را صرف وصل کردن اتصال‌های مختلف به یکدیگر باشید و آنچه در ذهن دارید را خلق کنید و حتی با استفاده از مقواهای باقی مانده شکل و ظاهری هم برایش بسازید.

    اگر می‌خواهید شخصی‌سازی‌ها بیشتری هم داشته باشید، نینتندو یک پک ۱۰ دلاری دیگر عرضه کرده که صرفا همین وسایل شخصی‌سازی مثل استیکرهای مختلف را در اختیار شما قرار می‌دهد. به وضوح نینتندو برنامه‌ای بلند‌مدت برای لبو دارد و باید ببینیم چه اتفاقی در آینده رخ می‌دهد.

    مقواهای سرهم‌بندی شده چقدر مقاوم‌اند؟

    نینتندو لبو

    بستگی به مخاطبش دارد. این همه اسباب بازی مقوایی زیر دست و پای یک پسر بچه ۷-۸ ساله شاید دوام بالایی نداشته باشد اما اگر گیمری ۳۰ ساله به دنبال خاطره‌بازی با کاردستی‌های نینتندویی‌اش باشد قطعا با دقت بیشتری آن‌ها را نگهداری می‌کند.

    البته خراب نشدن لبو در سه مرحله حائز اهمیت است. یکی زمانی که مشغول ساختن و تا زدن‌های متوالی هستید، دیگری زمانی که مشغول استفاده از آن هستید و در انتها وقتی که آن را در گوشه‌ای از اتاقتان پرت کرده‌اید (به هر حال بعضی‌ها با بی‌نظمی به آرامش می‌رسند).

    نینتندو لبو

    طبیعی است که اگر با کوله پشتی کیت روبات به دیوار بخورید یا از پشت به زمین بیفتید کار تمام است. یا تصور کنید اتفاقی پایتان روی RC Car برود. البته RC Car را می‌توان ضعیف‌ترین بخش نینتندو لبو از لحاظ مقاومت دانست که به سادگی و با فشار بسیار اندکی پایه‌هایش خم می‌شوند و دیگر نمی‌توان از آن استفاده کرد.

    چسب‌های مخصوصی هم که به کاردبوردها می‌چسبانید تا دوربین IR بتواند آن‌ها را تشخیص دهد هم در طولانی مدت تبدیل به یک معضل می‌شوند و کم‌کم قدرت چسبندگی‌شان کاهش می‌یابد و از مقوا جدا می‌شوند. در این حالت هوشمندانه‌ترین راه، استفاده از چسب مایع است. به هیچ وجه چسب نواری روی آن‌ها نچسبانید چون سنسور کنسول در شناسایی چسب‌های مخصوص لبو دچار مشکل می‌شود و عملکرد صحیحی در بازی‌ها ارائه نمی‌دهد.

    نینتندو لبو

    به هر حال اگر لبو به دست کودکی کم سن و سال برسد، ابعاد تخریب هم گسترده‌تر می‌شود. پیانو برای مثال از آن‌هایی است که در برابر حرکات بدون کنترل کودکان آسیب‌پذیری نشان می‌دهد. کافی است کمی محکم روی دکمه‌ها کوبیده شود یا اجزای متعدد جدا شدنی آن گم شوند. پیانوی شما طبیعتا دیگر مثل سابق کاربردی نخواهد بود.

    فارغ از این همه توضیح، باید به همین یک نکته واقف باشید که لبو مجموعه‌ای است از چندین و چند قطعه که در کنار یکدیگر، ماشینی کامل و مقوایی را می‌سازند. پر واضح است که نگهداری از آن نیازمند چه تمهیدات ساده‌ای است. آب روی آن نریزید، روی زمین رهایش نکنید و اگر برای کودکی نمی‌خرید و مثل جانتان کلکسیونتان را دوست دارید آن را از دسترس کودکان دور نگه دارید.

    نینتندو لبو بخریم یا نه؟

    نینتندو لبو

    لبو یکی از خلاقانه‌ترین محصولات دنیای بازی‌های ویدیویی در سال‌های اخیر است که برچسب قیمت ۷۰ و ۸۰ دلاری دو بسته Labo Variety و Labo Robot توجیه‌پذیر و منطقی است. این دو بسته قرار نیست تجربه یک بازی ویدیویی کامل را در اختیار شما قرار بدهند اما در کنار صفحات متعدد کاردبورد یا همان مقواهای خودمان، یک بازی (کارتریج) هم قرار گرفته تا از آن برای ساخت کاردستی‌ها و سپس بازی کردن با آن‌ها استفاده کنید.

    وقتی مراحل ساخت را پشت سر می‌گذارید می‌توانید کوله پشتی روباتی را به دوش بیندازید، مشت‌ها را گره کنید و آماده لگد زدن به دشمنان و موانع پیش‌رو باشید. یا می‌توانید از پیانویی که ۲-۳ ساعت مشغول ساخت آن بوده‌اید صداهای متنوع بیرون بکشید و شاید هم کمی ماریو کارت با موتور کاغذی ساخته خودتان بازی کنید.

    همه این‌ها شدنی است اما بهترین بخش از تجربه نینتندو لبو برای عموم گیمرها، بخش ساختن و سرهم‌بندی کردن اجزای آن چیزی است که مشغول ساخت آن هستید. کمی بالاتر توضیح دادیم که برای کیت Variety کمی بیشتر یا کمتر از ۱۰ ساعت فقط مشغول ساختن هستید و کیت ربات هم ۳-۴ ساعتی طول می‌کشد تا مراحل ساختش به اتمام برسد.

    بنابراین با این پیش‌فرض به سراغ خرید لبو بروید که قرار نیست لزوما بازی ویدیویی جذابی تجربه کنید. اصل ماجرا به کل چیز دیگری است و آماده باشید که یک سرگرمی نو را بیازمایید.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    پس از ماه‌ها گمانه‌زنی پیرامون نحوه‌ی ورود آمازون به حوزه سلامت، این غول تجارت الکترونیک دیروز رسما اعلام کرد که قصد خریداری استارتاپ دارویی پیل‌پک (PillPack) را دارد. پس از انتشار این خبر، سهام شرکت‌های دارویی سقوط کرد و این پیام که آمازون آمده تا اختلالی عظیم در بازار شرکت‌های دارویی آمریکایی ایجاد کند به گوش رسید.

    شرایط قرارداد هنوز منتشر نشده اما وبسایت تک‌کرانچ گزارش داده که قیمت تمام شده برای آمازون مقداری کمتر از ۱ میلیارد دلار بوده. در یک اعلام عمومی، هر دو شرکت گفته‌اند انتظار دارند در نیمه دوم سال ۲۰۱۸ قرارداد نهایی شود.

    پیک‌پک یک استارتاپ دارویی آنلاین است که داروهای تجویزی را در بسته‌های از پیش آماده شده به مشتریانش ارائه می‌دهد. در وبسایت این شرکت آمده که آن‌ها برای ارائه دارو در ۴۹ ایالت مجوز دارند. پیل‌پک حتی سیستم عامل مخصوص خودش به نام PharmacyOS را هم توسعه داده که داده‌های دارویی و بیماران را دسته‌بندی می‌کند.

    جف ویلکی، مدیرعامل مصرف‌کنندگان جهانی آمازون می‌گوید: «تیم با بصیرت پیک‌پک ترکیبی است از تجربه عمیق داروخانه‌ای با تمرکز روی تکنولوژی. پیل‌پک به شکل معناداری زندگی مشتریانش را بهبود بخشیده و ما می‌خواهیم به آن‌ها کمک کنیم تا صرفه‌جویی در وقت مردم را ساده‌تر، زندگیشان را آسان‌تر و سالم‌تر کنند. هیجان‌زده هستیم تا ببینیم چه کارهایی را با هم می‌توانیم در طول زمان برای مشتریانمان انجام دهیم.»

    پس از اعلام دیروز صبح آمازون، سهام شرکت‌های دارویی نظیر Rite Aid ،Walgreens و CVS سقوط شدیدی را تجربه کرد و مجموعا ۱۱ میلیارد دلار از ارزش بازار خود را از دست دادند اما آمازون ۲.۱ درصد رشد را تجربه کرد که برابر است با ۱۶ میلیارد دلار فقط در روز پنج‌نشبه. CNBC گزارش داده که استفانو پسینا، مدیرعامل Walgreens Boots Alliance در گزارش دیروز صبح خود به سهام‌داران گفته «بله، این یک اعلام مقصوددار از سوی آمازون بوده… [اما] دنیای دارویی پیچیده‌تر از رساندن یک سری [قرص یا] پکیج‌های خاص است.»

    این خرید بزرگ، اولین سرمایه‌گذاری آمازون در حوزه سلامت نیست. در ماه ژانویه، آمازون، برکشایر هَتِوِی و جی‌پی‌مورگان چِیس اعلام کردند که آن‌ها یک شرکت خدمات درمانی مستقل در ایالات متحده شکل خواهند داد تا سیستم بهداشت و درمان را برای کارمندان خود بازطراحی کنند. هفته گذشته نیز خبر رسید که پزشک و پژوهشگر شناخته شده، آتول گاوانده قرار است سمت مدیرعاملی این شرکت هم‌اکنون بی‌نام را به عهده داشته باشد.

    نادانسته‌ها در مورد شیوه همکاری سه شرکت و نقش آن در بازار هنوز بسیار زیاد است اما همگام شدن آن با خرید پیل‌پک نشان می‌دهد که این غول تجارت الکترونیک نقشه‌های جدی برای ورود به حوزه سلامت دارد.

    به نظر می‌رسد تی‌جی پارکر، موسس و مدیرعامل پیل‌پک در سمت خود باقی می‌ماند تا به ادامه راه کمپانی کمک کند. در بنانیه خبری که دیروز منتشر شد، او گفته: «همراه با آمازون، ما مشتاقیم تا به همکاری با دیگران در صنعت بهداشت و درمان ادامه داده و به مردم در سراسر آمریکا کمک کنیم تا از مزایای تجربه دارویی بهتر بهره‌مند شوند.»


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    گروهی از محققین دانشگاه توکیو ژاپن موفق به توسعه پهپادهای کوچکی شده اند که می توانند با متصل شدن به هم یک اژدهای پرنده مکانیکی را بسازند.

    جالب است بدانید که این اژدهای پرنده قابلیت گرفتن شکل های مختلفی را داراست و جالب تر آن که به صورت کاملاً خودکار و با توجه به فضایی که قصد عبور از آن را دارد، شکل مناسب را به خود خواهد گرفت.

    این ربات ماژولار که خود از ربات های کوچک تر ساخته شده، یادآور اژدهای پرنده سنتی ژاپنی ها است که در افسانه ها و نقاشی ها و حتی جشن های این کشور به وفور مشاهده می شود. اژدهای رباتیک مورد بحث گرچه هنوز انعطاف و چابکی آن اژدهای افسانه ای را ندارد، اما از لحاظ تکنولوژیک یک دستاورد بزرگ به حساب می آید.

    چنین یافته ای می تواند منجر به تولید ربات هایی شود که قادر هستند با تغییر شکل از سخت ترین و تنگ ترین مسیرها عبور کرده و ماموریت های غیر ممکنی را به خصوص در حوزه امداد و نجات به انجام برسانند.

    طبق اعلام تیم طراح، ربات DRAGON می تواند تا ۱۲ ماژول مستقل را میزبانی کند و این ربات ها علاوه بر کاربری های قبلی قادر هستند تا خود به یک بازوی رباتیک و یا بخشی از یک جزء رباتیک بزرگتر تبدیل و اقدام به انجام برخی کارها از جمله جابجایی اجسام کنند.

    محققین ژاپنی در نظر دارند تا با توسعه تکنولوژی ماژولار خود برای ربات ها بتوانند مجموعه هایی بزرگتر و پیچیده تر را چه برای پرواز در آسمان و چه حرکت بر روی زمین بسازند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    می خواهیم در مورد یکی از موفق ترین سریال های شبکه بزرگ HBO صحبت کنیم که قسمت اول از فصل دومش بالای 2 میلیون نفر را پای تلویزیون نشانده و آمار دانلودهای غیر قانونی اش هم سر به فلک می کشد. بله، همان وست ورلد (Westworld) معروف که تنها با گذشت سه هفته از اکران فصل دوم، برای یک فصل دیگر هم تمدید شد. ولی محبوبیت وست ولد برای چیست؟

    البته که فیلم های سبک وسترن در آمریکا و دیگر نقاط جهان طرفداران زیادی دارند. از نمونه های کلاسیک قدیمی که بگذریم، این اواخر فیلم هایی نظیر سنگ گور (Tombstone) با بازی درخشان کرت راسل و وال کیلمر یا جَنگوی رهیده و هشت نفرت انگیز تارانتینو را هم داریم که مورد تحسین قرار گرفته اند. شاید خشونت است که همه را جذب می کند، هرچه باشد خون و خونریزی با فرهنگ عامه پیوند نزدیکی دارد.

    اما مخاطبین اصلی وست ورلد را خشونت مفرط جذب نکرده است، بلکه ریزه کاری های فلسفی و معماهای اخلاقیست. همان ها که دائماً ذهن انسان را درگیر می کنند و باورهایش را به چالش می کشند، تا در نهایت این سؤال را از خود بپرسیم: انسان بودن یا نبودن را چه چیزی تعیین می کند؟

    غربِ وحشیِ وحشی

    سریال وست ورلد از فیلمی به همین نام ریشه می گیرد که در سال 1973 اکران شد. بله، درست خواندید، 45 سال قبل! نویسنده و کارگران آن فیلم هم کسی نبود جز مایکل کرایتون که البته بیشتر با پارک ژوراسیک میشناسیمش. داستان از این قرار است که انسان هایی در نقش میهمان با پرداخت هزینه گزاف (مثلاً روزی 40 هزار دلار) وارد یک پارک بزرگ می شوند، پارکی که شهری قدیمی در غرب وحشی را شبیه سازی می کند. میزبان ها در این شهر، ربات هایی فوق پیشرفته هستند که با انسان مو نمی زنند؛ با یکدیگر صحبت می کنند، می خندند، می گریند، و درد می کشند.

    تمام هدف پارک این است که میهمان ها را بدون هیچ حد و مرزی سرگرم کند. آنها هر کاری که بخواهند انجام می دهند؛ از خوش و بش کردن عادی گرفته تا شرط بندی، کشتن بی دلیل، شکنجه، و هر چیزی که فکرش را بکنید. همه چیز در این پارک مجاز است و میزبان ها هیچ ابزاری برای دفاع از خود یا آسیب رساندن به میهمان ها در اختیار ندارند. این آزادی مطلق بدون ترس از مجازات، تاریک ترین زوایای تمایلات آدمی را آشکار می کند، با این استدلال که خب، کسی که آسیب نمی بیند. ربات ها که احساس واقعی ندارند، درد کشیدنشان هم واقعی نیست. فقط یک سری اسباب بازی هستند … ولی آیا همین طور است؟

    اسباب بازیِ زنده

    آیا می شود ربات های میزبان وست ورلد را زنده در نظر گرفت؟ برای پاسخ به این سؤال شاید بهتر باشد که از منظر علمی به وضعیت آنها نگاه کنیم. موجود زنده از دید علمی شرایطی دارد که در ادامه به آنها می پردازیم.

    واکنش به محیط

    میزبان ها در تمام صحنه های سریال نسبت به محیط پیرامون خودشان واکنش نشان می دهند؛ اصلاً برای همین کار طراحی شده اند. چه افتادن یک قوطی کنسرو از داخل کیسه و برداشتنش از زمین، چه فرار از یک نزاع خیابانی برای مثلاً زنده ماندن، همگی پاسخ به محرک های محیطی هستند. تازه در پایان فصل یک می بینیم که میزبان ها می خواهند کنترل محیط را هم در دست بگیرند، یعنی یکی از ویژگی های اصلی ما انسان ها.

    رشد و تغییر

    میزبان ها بدون تغییر نیستند (اگرچه برنامه این نبود). فصل اول وست ورلد، سفر دولورس به سمت هشیاری و خودآگاهی را به تصویر می کشد. او برای رسیدن به مقصد باید رشد کند، بالیده شود، و خلاف برنامه ریزی اصلی اش عمل کند. همه اینها، تغییر را به معنای واقعی کلمه نشان می دهند، آن هم به شکل غیر منتظره و بدون برنامه ریزی قبلی.

    توانایی تولید مثل

    آیا ربات ها می توانند تولید مثل کنند؟ چرا که نه! جاناتان نولان، سازنده، نویسنده و تهیه کننده وست ورلد می گوید میزبان ها به موجودات زنده نزدیک ترند تا به ربات های مکانیکی. کافیست یکی از آنها کنترل بخش تولید ربات را در دست بگیرد و هر تعداد «بچه ربات» که می خواهد را بسازد. همان طور که می دانید میزبان های وست ورلد هم ساختار مولکولی یکسانی دارند، درست شبیه ما انسان ها. حالا اینکه بچه ربات ها چقدر از ویژگی های پدر و مادرشان را به ارث ببرند، یا اینکه از اساس متفاوت باشند، به سلیقه سازنده بستگی دارد. از کلون کردن انسان در ویرانشهر بلید رانر که سخت تر نیست.

    همه اینها و مواردی نظیر انتقال ویژگی های وراثتی به نسل بعد، سطح پیچیدگی فیزیکی آنها (خوردن، نوشیدن، خونریزی، عرق ریختن، خسته شدن و غیره) و تلاش بی وقفه آنها برای بقا و حفظ سلامتی، نشان می دهد که با یک سری اسباب بازی بی روح متحرک روبرو نیستیم و به گفته خود نولان، میزبان ها به انسان نزدیک ترند تا به ربات.

    فراتر از جسم

    بیایید از ابعاد جسمانی میزبان ها عبور کنیم و به بخش روانی آنها برسیم. یکی از مهم ترین باورها در مورد انسان، اختیار یا اراده آزاد آنهاست. شاخه ای از فلسفه به نام اگزیستانسیالیسم به طور کامل به این مقوله می پردازد و مکتبی پیرامون آن شکل گرفته است. به عقیده ی اصالت وجودی ها، انسان موجودی آزاد است که باید مسئولیت خودش و تصمیماتش را بر عهده بگیرد. آزادی و انتخاب، دو رکن اصلی این مکتب هستند. اگزیستانسیالیست های معروفی همچون نیچه، کی یرکگور و سارتر معتقدند تجربه فردی و عمل کردن بر اساس عقیده شخصی، جوهره یک انسان واقعیست.

    در پایان فصل نخست وست ورلد، هنوز هم اکثر میزبان ها در چرخه روزمره و از پیش تعیین شده هستند و اراده ای از خود ندارند، یعنی فقط از نظر فیزیکی زنده اند. با این حال برخی از آنها به طور کامل از الگوی برنامه ریزی شده بیرون می آیند. نمونه بارز آن هم شخصیت اصلی ماجرا یعنی دولورس است؛ دختر گاوچران که هر روز از خواب بیدار می شود و زندگی به ظاهر عادی و زیبای خود را از سر می گیرد.

    دولورس به مرور بر این برنامه ریزی غلبه می کند تا بتواند سلاح در دست بگیرد، و در پایان فصل اول با شلیک گلوله، مغز دکتر فورد را متلاشی می کند. او به دنبال انتقام گرفتن از عامل تمام بدبختی ها و رنج هایش است، و این کار را با اراده و به اختیار انجام می دهد.

    همین وضعیت به وضوح در مِیو (Maeve) هم دیده می شود. او در فرایندی طولانی و طاقت فرسا، آگاهی را ذره ذره می چشد و برنامه ای ترتیب می دهد تا با استفاده از تکنیسین های نه چندان شجاع بخش تعمیر و نگهداری، کنترل برنامه ریزی خودش را در دست بگیرد. او سطح هوشمندی اش را تا حدی بالا می برد که دیگر به همه چیز اشراف دارد و در پایان فصل اول، کاملاً بر اساس اراده و انگیزه شخصی عمل می کند.

    بدین ترتیب، هم دولورس و هم مِیو کاملاً ارادی عمل می کنند؛ هدف منحصر به فردی دارند و از دیدگاه خودشان، کاملاً منطقی به دنبال تحقق آن اهداف هستند. این دو میزبان به لحاظ فیزیکی که زنده اند، و به لحاظ روانی هم کاملاً همسان با انسان رفتار می کنند؛ پس چرا نباید آنها را انسان در نظر گرفت؟

    فرگشت روانی

    در نظریه روان شناسی تکاملی گفته می شود که رفتار تمامی موجودات زنده (یا هر شکل حیات) تحت تأثیر عوامل محیطی و زیستی قرار دارد. بدین ترتیب نسل های بعدی دائماً با محیط پیرامون خود سازگارتر می شوند. گرگ را می توان نمونه بارز تکامل چند هزار ساله دانست که در محیط خودش پادشاهی می کند: سریع برای دنبال کردن طعمه، اجتماعی برای شکار گروهی، و پوشش بدن برای محافظت در برابر سرما.

    حالا همین گرگ را در اقیانوس بیندازید تا نسل ها تکامل و انتخاب طبیعی در یک لحظه نابود شود. گرگ تقریباً هیچ شانسی برای بقا در دریا ندارد، و کوسه هم از بیابان خوشش نمی آید. اکثر موجودات زنده و حتی انسان هم در مواجهه با محیط کاملاً جدید چنین شرایطی دارند، اما میزبان ها در وست ورلد چطور؟ پاسخ منفیست.

    میزبان ها به گونه ای طراحی شده اند که به سرعت و در لحظه، با وضعیتی که در آن قرار دارند سازگار می شوند. نسل های بعدی آنها هم به مرور باهوش تر، سازگار تر و یکپارچه تر خواهند بود. حالا که به هشیاری فراگیر دست یافته اند، پتانسیل این را دارند که به سطح پیچیدگی فراتر از انسان دست یابند. این سطح از پیچیدگی را زمانی درک می کنیم که به فرهنگ شکل گرفته میان میزبان ها هم توجه داشته باشیم. آنها هم برای خودشان افسانه ها و داستان هایی دارند، و همگی می خواهند به آن دره ناشناخته برسند، جایی که «گلوری» نام دارد.

    در فصل دوم چه می گذرد

    قسمت پایانی فصل اول نقش محوری را در وست ورلد ایفا کرد. دولورس با متلاشی کردن مغز فورد، مهم ترین قدم به سمت آگاهی و ادراک را برداشت تا داستانش را خودش روایت کند. مِیو هم که در راه فرار و ایستاده در قطار، به ناگاه تصمیمش را عوض کرد و به پارک برگشت تا دخترش را نجات دهد. همه اینها از خودآگاهی خبر می دهند و پشت سر این دو قهرمان، دیگر میزبان ها به آرامی وارد صحنه می شوند و مهمانی مدیران ارشد وست ورلد را با بی رحمی تمام به خاک و خون می کشند.

    در قسمت آغازین فصل دوم هم با چند تایملاین موازی روبرو هستیم، البته فصل اول به خوبی ما را در برابر زمان های متفاوت آبدیده کرده. برخی صحنه ها در این اپیزود به شب انقلاب میزبان ها مربوط می شوند و برخی دیگر، دو هفته بعد را نشان می دهند، یعنی زمانی که تیم های پشتیبانی دلوس از راه می رسند تا اوضاع را تحت کنترل بگیرند. پارک در آشفتگی کامل است، مهمان ها سلاخی شده اند و میزبان ها دیگر به نقش های قبلی پایبند نیستند … هیچکس نمی داند چه خبر است.

    اینجاست که وارد ذهن دولورس می شویم تا ببینیم که او پس از خودآگاهی، به چه می اندیشد. زمانی که یکی از میزبان ها در اوج درماندگی از او می پرسد «می خواهی با ما چه کار کنی؟» این پاسخ را می شنود:

    خب، هنوز تصمیم نگرفته ام. دخترک گاوچران می خواهد زیبایی ها را ببیند، ولی وایَت چیزی جز پلیدی و آشفتگی را نمی بیند. او می داند که این لذت های خشونت آمیز، پایان دردناکی هم خواهند داشت. همه اینها فقط نقش هایی هستند که شما برایم تعیین کرده اید. زیر پوست تمام اینها چیز تازه ای رشد کرده و من به چیز دیگری بدل شده ام. حالا باید آخرین نقشم را ایفا کنم: نقش خودم.

    در این چند جمله کلیدی، دولورس پنجره ای را به افکارش باز می کند. دو شخصیت کاملاً متفاوت در او هستند: یکی دختر آرام و خوشبین گاوچران، دیگری آن تبهکار شورشی، همان وایَت افسانه ای. هردوی آنها بخشی از روان دولورس را می سازند و او تصمیم می گیرد که با کنار گذاشتن دختر گاوچران، فعلاً از وایَت استفاده کند.

    البته شخصیت همه ما آمیزه ای از ویژگی های متفاوت و گاهاً متعارض است. تعامل بین این ابعاد مختلف، ما را منحصر به فرد می کند ولی نهایتاً یک شخصیت برجسته و غالب داریم. وضعیت دو یا چند شخصیتی در بین انسان ها معمولاً در رده اختلالات روانی (اختلال تجزبه هویت یا هویت پریشی) قرار می گیرد و باید درمان شود، ولی دولورس نشان می دهد که روی هر دو شخصیت خودش کنترل کامل دارد، و بسته به نیازش از هرکدام از آنها استفاده می کند. این سطح از پیچیدگی روانی هنوز در انسان ها وجود ندارد.

    تردیدی نیست که همین تعارض شخصیت ها در دولورس به خودآگاهی او انجامیده. او روی رفتار و تصمیم هایش کنترل دارد ولی نمی تواند از دست آنها فرار کند. البته در ادامه فصل دوم می بینیم که ترکیب این دو شخصیت، موجودی ورای انتظارات را می سازد، چیزی که هیچگاه قابل پیش بینی نبود.

    دولورس تنها میزبانی نیست که در این موقعیت بغرنج قرار گرفته، از یک سو به اراده و آگاهی می رسد و از سوی دیگر به برنامه ریزی قبلی پایبند است. مِیو که آگاه ترین میزبان ها به شمار می رود هم در چنین وضعیتی قرار دارد و بین مادری فداکار و کاسبی فریبکار در نوسان است؛ با اینکه تصمیماتش را آگاهانه می گیرد ولی همچنان به نجات دخترش هم می اندیشد.

    واقعیتِ ما انسان ها کمی با میزبان ها تفاوت دارد. مجموعه ارزش ها، باورها و انگیزه هایی که در طول زندگی ما و به تدریج شکل می گیرند، تنها در عرض چند لحظه در میزبان ها ظهور می کنند. ما به سال ها زمان نیاز داریم تا مغزمان را برای پذیرش مفاهیم پیچیده آماده کنیم و سپس بر اساس همان ها زندگی می کنیم، اما آنها در لحظه به همه چیز می رسند.

    در میانه فصل دوم یکی از مهم ترین فرضیات وست ورلد به حقیقت می پیوندد و می بینیم که هدف اصلی بنیانگذاران این پارک، چیزی فراتر و جاه طلبانه تر از سرگرم کردن مهمان ها بوده است. در واقع آنها می خواهند به رؤیای دیرین انسان، یعنی جاودانگی برسند و برای این کار، ذهن (خودآگاهی) فرد را درون بدنی رباتیک قرار می دهند. البته همان طور که انتظار داریم، اینجا همه چیز طبق خواست آدم ها پیش نمی رود [سریال «کربن تغییر یافته» روی دیگر این ماجرا را نشان می دهد].

    تلاش برای قرار دادن ذهن دلوس درون میزبان ها هیچگاه به موفقیت نمی رسد و پس از 137 بار آزمایش بی نتیجه، بالاخره ویلیام (داماد دلوس) دست از تلاش بر می دارد. نتیجه اینکه میزبان ها و انسان ها را نمی توان با یکدیگر ترکیب کرد، چون همدیگر را پس می زنند، درست مثل گروه های خونی متفاوت، گویی که میزبان ها به گونه متفاوتی از جاندار تبدیل شده اند.

    در ادامه فصل دوم که عمدتاً سفر مفهومی به بهشت موعود یا همان گلوری را به تصویر می کشد، دولورس هم آرزوی انسان فانی را به خوبی فهمیده و هم به نقش خودش پی برده. او چندین بار این حقیقت تلخ را به یاد انسان های حاضر در پارک می آورد: «ما را ساختید که شبیه شما باشیم، ولی حالا این شمایید که آرزو دارید مثل ما شوید». حالا میزبان ها به موجوداتی هوشمند، خودآگاه، قدرتمند و فناناپذیر تبدیل شده اند که می توانند بقای انسان را تهدید کنند.

    همان طور که انتظار داریم، فصل دوم نه تنها از سؤالات بیننده کم نمی کند، بلکه سؤالات بیشتری را هم به وجود می آورد و حتی اپیزود پایانی هم تلاش نمی کند تا اندکی از این آشفتگی ذهنی بکاهد. تنها چیزی که برایمان باقی می ماند، همان سؤالات اخلاقی همیشگی است که باید پاسخی برایشان پیدا کنیم.

    مرگ انسانیت

    هوش مصنوعی در دنیای واقعی ما چه سر و شکلی به خود خواهد گرفت؟ ابرکامپیوتری در اعماق زمین که همه چیز را کنترل می کند؟ سیستمی که اداره فرایند تولید کشاورزی و صنایع مختلف را بر عهده دارد؟ یا اینکه به سمت سرگرمی های بی حد و مرز می رویم و وست ورلد را در دنیای واقعی پیاده می کنیم؟ اگر کنترل اوضاع از دستمان خارج شود چطور؟ اگر هوش مصنوعی به خودآگاهی رسید باید چه کنیم؟

    اینجا بحث اخلاقی اصلی پیش می آید: آیا انسان ها مجاز به چنین کاری هستند؟ آیا باید هر کاری را که می توانیم، انجام دهیم؟ شکی نیست که هر روز به تولد هوش مصنوعی واقعی نزدیک تر می شویم و باید پیش از آنکه دیر بشود، این سؤال ها را پاسخ دهیم. تاریخ بشر پر از وقایعیست که در نقطه مقابل انسانیت قرار می گیرند و احتمالاً آینده هم جز این نخواهد بود.

    شاید واقعاً میزبان ها (همان ربات های هوشمند آینده) شایسته تر از انسان برای بقا باشند. هرچه باشد، آنها با ایده آل های اجتماعی ما سازگارترند؛ می توانند در صلح و صفا زندگی کنند و از زندگی لذت ببرند؛ به یکدیگر عشق بورزند و به هم وفادار باشند. شاید آنها، انسان تر از آدم باشند.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    به طور حتم هر کدام از ما دست کم چند باری با صحنه هولناک افتادن موبایل گران قیمت از دستمان مواجه شده ایم. اما حالا و به لطف این کیس محافظ خلاقانه دیگر نگران سقوط آزاد گجت عزیزتان نباشید.

    قاب محافظ «active damping» در حالت عادی تفاوت چندانی با دیگر نمونه های موجود در بازار ندارد، اما وقتی که موبایل از دست شما رها شود، می تواند با مکانیزمی همانند یک چتر نجات یا بهتر بگوییدم، یک ایربگ تلفن هوشمند شما را نجات دهد.

    یک مهندس خلاق آلمانی طراح قاب مورد بحث است و اختراع او تا به حال چندین جایزه خلاقیت را در فستیوال های مختلف به دست آورده است. مکانیزم عملکردی قاب نجات دهنده نسبتاً ساده است. یک سنسور در حال سقوط بودن دستگاه را تشخیص می دهد و مکانیزم نجات را فعال می سازد.

    قاب محافظ موبایل active damping

    همانطور که در تصور متحرک بالا مشاهده می کنید در این زمان ۸ بازوی فلزی انعطاف پذیر از چهار گوشه قاب بیرون زده و نیروی حاصل از برخورد به سطح را جذب می کنند.

    جالب است بدانید که طراح قاب active damping در ابتدا قصد داشته واقعاً یک سیستم ایربگ را برای قاب منحصر به فرد خود طراحی کند، اما یک بار مصرف بودن ایربگ سبب شد تا او به فکر راهکاری موثرتر باشد.

    زبانه های فنری طراحی شده برای قاب مورد بحث در حالت عادی به صورت تخت درون جداره داخلی آن جای می گیرند و تنها در موقع لزوم رهاسازی می شوند. این تیغه های انعطاف پذیر وقتی از جای خود خارج می شوند قوسی پیدا می کنند که می تواند ضربه حاصل از سقوط از هر زاویه ای را به خود جذب کنند.

    پتنت قاب محافظ active damping به تازگی به ثبت رسیده و احتمالاً کمپین جمع آوری سرمایه برای تولید آن به زودی در وبسایت کیک استارتر یا ایندیگوگو آغاز خواهد شد.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    روزی نیست که در دنیای دانش و تکنولوژی اتفاق تازه ای رخ ندهد و ما نیز در دیجیاتو همواره در تلاش و تکاپو هستیم تا تمامی جزئیات این دست از رویدادها را به سمع و نظر شما برسانیم. در طی ۲۴ ساعت گذشته مطالب متعددی در این وبسایت منتشر شده اند که می توانید عنوان مهم ترین آنها را در ادامه ی مطلب مطالعه کرده و بسیار سریع تر از همیشه از مهم ترین وقایع عرصه فناوری آگاه شوید.

    The post جمع‌بندی روز: پنج شنبه، ۰۷ تیر ۱۳۹۷ appeared first on دیجیاتو.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید


    سلام خدمت مخاطبين اسمارت فید در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

    اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

    و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

    با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

    ماه گذشته بود که یک معمای جهانی توسط برخی متخصصین کشف شد. این که پس از سال ها کنترل و کاهش مصرف، منبعی ناشناس در جنوب شرق آسیا دوباره در حال استفاده گسترده از گاز مخربCFC-11 است. حال گروهی از محققین معتقد هستند که متهمین اصلی تعداد از تولید کنندگاه یخچال های ارزان قیمت در کشور چین هستند.

    بر اساس گزارشی که به تازگی در نشریه نیویورک تایمز منتشر شده، احتمالاً این تولیدکنندگان خرده پا اصولاً نمی دانند که استفاده از گاز مذکور از سال ۱۹۸۷ و طی معاهده مونترال در سرتاسر دنیا ممنوع اعلام شده است.

    یکی از این تولیدکننده های یخچال به خبرنگار نیویورک تایمز گفته است که دلیل اصلی استفاده آنها از CFC-11 ارزان بودن قابل توجه آن و در دسترس بودنش نسبت به دیگر گازهای معمول و قانونی است. این فرد می گوید که در چین هیچ کس به آنها در خصوص مضرات استفاده از این گاز اطلاع رسانی نکرده و هیچ گونه بازرسی و منعی نیز برای این کار وجود ندارد.

    محققین بر این باورند که این اقدام چیزی کمتر از یک جنایت بشری در ابعاد بین المللی ندارد و نیاز است تا با عکس العملی هماهنگ و قاطع از جانب دیگر کشورهای جهان مواجه شود. البته لازم است تا پیش از چنین اقدامی تحقیقات بیشتری در خصوص سایر منابع احتمالی تولید و انتشار گاز مخرب لایه اوزن انجام بگیرد.


    شما مخاطبين عزيز سايت اسمارت فید از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

    وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

    سایت اسمارت فید

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فناوری محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : رضا دلیر